آموزش آشپزی

آشپزی / سبک زندگی / روابط عاطفی / چگونه زندگی شادابی داشته باشیم ؟

چگونه زندگی شادابی داشته باشیم ؟

بسم الله الرحمن الرحیم

چگونه شادمان زندگی کنیم؟

بیشتر مردم و شاید همه آنها دوست دارند که شاد باشند.اما شادی چه کارکردهایی دارد و چه تاثیراتی بر زندگی افراد باقی میگذارد ؟ شادی تمایل ما را به انجام فعالیتهای اجتماعی افزایش می دهد.لبخندهای شاد تعامل اجتماعی را تسهیل می کنند و تداوم آن در برقراری رابطه و پیشرفت در روابط به ما کمک می کند.از طرف دیگر شادی باعث آرامش می شود. شادی احساس مثبتی است که زندگی را شیرین می کند، تجربه های منفی را خنثی میکند و باعث تامین سلامت روانی می شود. وقتی افراد احساس خوشی و شادی می‌کنند در مقایسه با زمانی که خُلق آنها خنثی است، بیشتر به دیگران کمک می کنند، معاشرتی می شوند و با دیگران بیشتر حرف می زنند،بیشتر همکاری می کنند،علاقه بیشتری به دیگران و به خودشان نشان میدهند، کمتر پرخاشگری می کنند،مشكلات را بهتر و درست تر حل میکنند،در صورت مواجهه با شکست استقامت بیشتری به خرج میدهند و تصمیمات کارآمد تری می گیرند.

چگونه زندگی شادابی داشته باشیم ؟

بطور كلّی برخی از رویدادهایی که موجب ایجاد و رشد احساس شادی می شوند عبارتند از:موفقیت و پیشرفت در کار(به ویژه اگر كارتان مورد علاقه تان باشد)،حرکت به سوی یک هدف خواستنی و رسیدن به یک چیزخواستنی،داشتن معنا و هدف در زندگی،محترم شمرده شدن و مورد محبت دیگران قرار گرفتن،داشتن روابط اجتماعی نزدیک،خوش بینی و استفاده مناسب از اوقات فراغت.

حال كه با كلیات موضوع آشنا شده ایم،نوبت آن رسیده است كه بطور عملی بببینیم كه برای رسیدن به شادی چه باید بكنیم.برخی از مهمترین كارهایی كه باید انجام بدهیم اینها هستند:

1- با انسانهای شاد ارتباط داشته باشیم:داشتن روابط اجتماعی با مردم شاد و كسانی كه روحیه شادی دارند،باعث بهبود خُلق ما می شود.البته این امر بطور طبیعی نیز اتفاق می افتد و مردم با اینكه در یك یا دو جلسه اول به نِق ها و گله های دیگران گوش می دهند،امّا از جلسه های بعد تا می توانند از اینگونه افراد دوری می كنند.پس یادمان باشد برای اینكه دیگران از ما فراری نباشند،سعی كنیم آنها را در شادی خود سهیم كنیم و برای شاد كردن آنها تلاش كنیم و برای اینكه از شادی دیگران بهره مند شویم،تلاش كنیم كه با انسانهای شاد و خوشبخت دوستی و رفت و آمد داشته باشیم و از انسانهایی كه ذهن بیمار و افسرده،زندگی آشفته و زبان و فكر پر از یاس و ناامیدی دارند،دوری كنیم. با انسانهای شوخ طبع و خوش مشرب نشست و برخاست كنیم و برخی از شگردهای آنان را بیاموزیم و در صورت نیاز از آنها برای شاد كردن دیگران و شاد شدن خودمان استفاده كنیم.

2- از وضعیت زندگی ابراز رضایت كنیم:هر كسی را این روزها می بینیم،از وضع خود ابراز نارضایتی می كند و این گِلِه ها با وجود اینكه گاه با توجه به شرایط موجود آن فرد درست است،اما تمامِ واقعیت را بازگو نمی كند-آن بخش از واقعیت كه نشانگر رضایت فرد از اوضاع خود است.انگار امروزه شكایت از وضع موجود به یك بیماری و اگر بخواهیم كمی خوش بین تر باشیم،به یك یادگیری همه گیر-و غلط- تبدیل شده است.می پرسید چرا بیماری است؟در ظاهر به نظر می رسد كه این نوع حرفها و نِق زدن ها مشكلی ایجاد نمی كنند،اما واقعیت این است كه به تدریج این حرفها به صورت عادتهای ذهنی در می آیند،در ما درونی می شوند و اندك اندك احساس عمیق نارضایتی و ناراحتی را در ما بوجود می آورند.بنابراین یادمان باشد كه هرگونه كه زندگی مان را برای دیگران به تصویر بكشیم،همان تصوّر در ما درونی می شود،پس سعی كنیم تصویر خوبی از زندگی مان بسازیم،تصویری همراه با شادی، رضایت و زیبایی.

3-با همین امكانات موجود برای شاد زیستن تلاش كنیم:سعی كنیم با همان امكانات و منابعی كه در اختیار داریم شادی را به خود و خانواده خود هدیه دهیم.یك مدیر موفق باید با تمامی محدودیت هایی كه در زمینه منابع و امكانات دارد،به موفقیت برسد وگرنه در صورت آماده بودن تمامی منابع مورد نیاز،مدیریت كار بسیار آسانی است.پس یاد بگیریم كه چگونه با همین درآمد موجود بهترین راه را برای تجربه كردن شادی انتخاب كنیم.امّا آیا تاكنون با خود فكر كرده اید كه با همین منابع محدود مالی،برای اینكه امروز برای خانواده اوقات شادی پدید آورم،چه می توانم بكنم؟آری،جواب حاضر و آماده ای نداریم،زیرا تاكنون كمتر به آن فكر كرده ایم.اما واقعیت این است كه بچه ها بسیار بیشتر از اینكه از خوردن فلان غذا لذت ببرند،از دویدن به دنبال پدر و مادر در پارك محله یا كوچه،از دویدن بدنبال توپ و درگیر شدن با پدر و مادر بر سر تصاحب آن،از خواندن آوازهای دسته جمعی كودكانه،از موشك بازی و از آب بازی در حیاط یا حمّام لذت می برند.یادمان باشد مدیریت یعنی چه و از امروز فكر كنیم كه چه كارهای كم هزینه و بی هزینه ای برای شادی خود و اطرافیانمان در اختیار داریم.

4-از همین حالا باید احساس خوشبختی و شادی كنیم:نویسنده ای بزرگ می گوید که “خوشبختی ایستگاهی نیست كه به آن برسی،بلكه خوشبختی چگونه سفر كردن است”.خیلی از ما پیش خودمان می گوییم بگذار فلان مدرك را بگیرم،به فلان شغل برسم،چنان درآمد را داشته باشم و… ،و بعد احساس خوشبختی و شادی خواهم كرد.امّا قدیمی ها گفته اند:بُزَك نمیر بهار میاد…حتی اگر این حرف را قبول نداشته باشیم،باید بدانیم كه وقتی به یك سبك زندگی خاص برای رسیدن به همان مقدّمات عادت كردیم،پس از فراهم شدن این مقدماتِ خوشبختی و شادی،دیگر نمی توانیم این سبك زندگی را تغییر دهیم.تمامی این دلایل نشان می دهد كه اگر در طول یك سفر احساس شادی می كنیم،وقتی به مقصد رسیدیم نیز شادمان خواهیم بود،امّا اگر در طول سفر جز احساس بدبختی و ناراحتی نداریم،هنگامی كه به مقصد رسیدیم نیز با كوچكترین مشكلی همان احساسها به ما دست می دهد. پس منِ نویسنده همین حالا كه دارم این مطلب را می نویسم اگر احساس رضایت و شادی می كنم،وقت رسیدن به هدفهای نهایی زندگیم نیز چنین خواهم بود وگرنه فقط در خواب روی رضایت و شادی را خواهم دید.پس اگر در شغلی هستید كه چندان برای شما جالب نیست و مجبور به ادامه آن هستید،باید در آن شغل چیزی پیدا كنید كه برایتان ارزشمند باشد،و شاید آن چیز جایگاه اجتماعی،درآمد،امكان رشد،فرصت مطالعه،فرصت آشنایی با انسانهای موفق،كمك به دیگران،تاثیرگذاری،همكاران خوش بین،مدیر با وجدان یا ایجاد شرایط مناسب زندگی برای همسر و فرزندانتان باشد؛وگرنه هرگز به رضایت خاطر و آرامش ناشی از آن نخواهید رسید.

5-همیشه لبخند به لب داشته باشیم:با این كار دیگران هر وقت به ما می رسند می گویند: “چیه!كبكِت خروس می خونه” یا “چیه خیلی سركِیفی”.اینگونه بازخوردهای مثبتی كه دیگران به ما می دهند خود عاملی می شوند كه ذهن مان بطور خودكار برای “سركِیف” شدن تلاش كند و كم كم احساس می كنیم كه آدمِ شادی هستیم. همچنین لبخند مداوم باعث می شود كه وضعیت خُلقی درونی ما نیز به سمت شادی تغییر پیدا كند و از درون نیز احساس شادی كنیم.بنابراین با یك لبخند ساده هم دیگران را شاد می کنیم و هم خودمان کم کم از تهِ دل احساس شادی می كنیم-به ویژه اگر همراه آن یك نفس عمیق بكشیم.

6-خواسته های مان را بر پایه توان مان پی ریزی کنیم: هر کسی دوست دارد که بهترین ها را در طول زندگی برای خویش فراهم کند،اما واقعیت این است که همگان توانایی دسترسی به همه ی چیزهایی که می توانند زندگی مان را خوشایندتر و زیباتر کنند ندارند، توانایی که بیش از هر چیز به هوش، دانش، خطرپذیری، پشتوانه و گاهی شانس( به معنی همزمانی پیش بینی نشده ی تلاش های انسان و رخداد های بیرونی) دارد. روشن است که انسان ها در این زمینه ها تفاوتهای آشکاری با یکدیگر دارند و از همین رو خواسته های شان از خودشان و از زندگی نیز باید تفاوت داشته باشد. بنابراین برای اینکه زندگی همراه با آرامش و در پی آن شادی بیشتری داشته باشیم باید بین توانمندی هایمان و خواسته های مان همخوانی وجود داشته باشد.بلند پروازی بی پایه واساس انسان به هنگامی که توانایی برآورده کردن آرزوهایش را ندارد، پیامدی جز احساس شکست نخواهد داشت.

7- شادی را تمرین کنید: مانند همه چیزهای دیگر شادی را باید آموخت و برای این کار باید شاد بودن را تمرین کرد. البته در فرهنگی که وقتی کمی می خندیم می گوییم وای خنده به ما نمیاد یا خنده زیادی شگون نداره، از همان آغاز موانع سر بر می آورند. اگر بخواهید روز شادی داشته باشید چه می کنید؟ خیلی از ما پاسخ روشنی برای این پرسش ساده نداریم و اگر خیلی هنر کنیم از ورزش و پیاده روی و اگر هم کمی جرات داشته باشیم از رقص نام می بریم. از امروز هنگامی که به فیلم های شاد نگاه می کنید یا خانواده های شادی را می بینید ببینید که چه می کنند که شادند و همان ها را تکرار کنید.

 

دكتر خسرو رشید

عضو عیات علمی گروه روان شناسی دانشگاه بوعلی سینا همدان

 

چگونه زندگی شادابی داشته باشیم ؟ ، منبع : ashpazi.org

 


انجمن های آشپزی (آشپزخانه)