آموزش آشپزی

آشپزی / متفرقه / بهداشت و سلامت / سلامت روان / بازی کردن با کودکان – 1

بازی کردن با کودکان – 1

بسم الله الرحمن الرحیم

بازی کردن با کودکان – 1 :

از دیرباز بیشتر مردم می پنداشتند که بازی کاری بیهوده است؛ ولی امروزه یقیناً که، یکی از نیازهای مهم کودک، بازی و اسباب بازی است .

این نیاز درحیطه ی تقویت و فراگیری تعامل اجتماعی ، اعتماد به نفس ، هوش و خلاقیت و برای بازکردن عقده های دوره ی کودکی و تخلیه ی انرژی زاید، نمود بیشتری پیدا می کند. در حقیقت کودک از طریق بازی آموزش می بیند . چیزهای تازه ای کشف می کند و به خاصیت اشیا پی می برد، رفتار بزرگ ترها را تقلید می کند، دنیای اطراف خود را می شناسد، به کارها نظم می دهد. کودکان ضمن بازی تجارب زیادی به دست می آورند و متوجه ی بسیاری از مسایل و پدیده های طبیعی می شوند، و با برعهده گرفتن نقش های مثالی در بازی، خود را برای ایفای هرچه بهتر نقش های واقعی در اجتماع آماده می کنند.

بنابراین باید با تغییر نگرش به بازی و اسباب بازی و اهمیت آن، بکوشیم تا با فرهنگ سازی در جامعه، زمینه ای مناسب را برای پرورش صحیح فرزندان این سرزمین فراهم کنیم .

رویکرد اصلی این پژوهش و جزوه، روان شناختی است و در آن نکته های تربیتی اسلام درباره ی بازی و اسباب بازی را بیان کردیم؛ زیرا دغدغه ی اصلی اسلام، نه فقط توصیف مفاهیم و ارائه ی تبیین های علمی، بلکه تربیت انسآن ها و ارائه ی جهان بینی است .

از این رو مباحثی مانند اهمیت بازی در دوران اولیه ی کودکی ، نقش بازی در رشد اجتماعی ، عاطفی ، خلاقیت و …. مسؤولیت والدین را در زمینه بازی کودک از نظر اسلام ، ارزش های بازی و …. ، که در این راستا دارای اهمیت ویژه ای است، مدنظر قرار دادیم. امیدواریم این جزوه بتواند تا اندازه ای پاسخ گوی نیازهای شما عزیزان باشد.

تعریف بازی:

بازی نیز مانند سایر پدیده ها ابعاد و جنبه های وسیعی را در برمی گیرد . گوناگونی این ابعاد سبب شده تا تعاریف گوناگونی از بازی ارائه شود، و باتوجه به جنبه های وسیعِ نهفته در بازی، مفهوم و تعریف ساده ای از این موضوع که پذیرش همگانی داشته باشد، در اختیار نیست .

ساده ترین تعریف هایی که از بازی ارائه شده، عبارت است از: (( بازی ، کاری است که به قصد لذت و تفریح انجام شود و فایده ای دربرنداشته باشد)) ( بازی کودک در اسلام، محمدصادق شجاعی ، ص 15 )

– «ویلیام استرن» در کتاب روان شناسی در دوره کودکی می گوید : (( بازی غریزه ای برای رشد و نمو استعدادها و یا تمرین مقدماتی برای اعمال آتی می باشد )) (روان شناسی بازی، رضا سیامک مهجور، ص20)

– در فرهنگ ویلیام  وبستر ( Webster ) ، بازی به صورت های ذیل تعریف شده است :

الف) حرکت ، جنبش و فعالیت به مثابه ی حرکت عضلات؛

ب)آزادی یا محدوده ای برای حرکت یا جنبش؛

ج)فعالیت یا تمرین برای سرگرمی ، تفریح یا ورزش . (روان شناسی بازی، محمدعلی احمدوند،ص 2)

گِروس ( Gross ) نقش اجتماعی بازی را مورد توجه قرار می دهد و بازی را نوعی آمادگی کودک برای          فعالیت هایی می داند که باید در آینده به عهده گیرد و البته، خود از این آمادگی چندان آگاه نیست . (روان شناسی بازی، رضا سیامک مهجور، ص 19)

تاریخچه ی بازی :

شروع بازی را می توان به گذشته های دور ، حتی از بدو پیدایش انسان نسبت داد. درحقیقت بازی جزئی از زندگی انسان از بدو تولد تازمان مرگ است .

انسان از نظر زیستی نیاز به جنبش و حرکت دارد و بازی جزء مهم این جنبش و حرکت است. انسان برای رشد ذهنی و اجتماعی خود نیاز به تفکر دارد و بازی خمیرمایه ی تفکر است .

تشکیل اجتماعات اولیه ی بشری ، نحوه و شکل جدیدی از بازی را پدید آورد. در ابتدا بازیچه ی بشر، مواد و اشیای خام و طبیعی بود. قطعه ای سنگ ، به دست گرفتن آن، به حرکت در آوردن آن و سرانجام غلتاندن و یاپرتاب کردن آن، همه نوعی بازی محسوب می شد . رشد اجتماعی و ذهنی انسان و تسلط پیش رونده او برطبیعت، امکان دستکاری در اشیای طبیعی را به وجود آورد . و از این زمان اشیا به خواست انسان تغییر شکل دادند تا بتوانند اندیشه ی انسان را در شکل دهی به بازی، غنای بیشتری بخشند و روح او را راضی تر کنند .           سنگ کاری های روی دیواره ی غارها و شباهت آن ها با مواد مورد نیاز بازی، به برداشت ما از قدمت بازی ارزش بیشتری خواهد بخشید.

ابداع زبان برای انتقال اندیشه ها، تشکیل جوامع بزرگتر بشری و آسان ترشدن راه تبادل اطلاعات، بدعت جدیدتری را در بازی به وجود آورد . در واقع این دوران آغازگر بازی های خلاقانه تری است که نیاز به استفاده از زبان و کلمات برای انجام آن ها ضروری بود. ( تلخیصی از روان شناسی بازی، رضا سیامک مهجور، صص 13 و 14)

اهمیت و نقش بازی در تربیت کودک :

سؤال این است که مگر بازی کودک چه اهمیتی دارد که معصومین علیهم السّلام به ویژه پیامبراکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم بر آن تأکید ورزیده و خود را مرکب سواری کودکان کرده اند ؟

پیامبراکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود : «کسی که کودکی دارد، باید با او کودکی کند» ( مَن کان عِندَهُ صَبّیٌ فلیتصاب له ) و امیرمؤمنان علی علیه السلام نیز فرمود : «من کان له وَلدٌ صبا» ، کسی که فرزندی دارد، باید با او کودکی کند.

حقیقت این است که، بازی از چند جهت نقش موثر و فوق العاده ای در تربیت کودک دارد که به بخش هایی از آن اشاره می کنیم : بازی یکی از نیازهای اساسی و طبیعی کودک است که بی توجهی به آن خسارت روحی ـ روانی بسیاری برای کودک به بارخواهد آورد. چنان که پیش تر گفته شد، وقتی علت طولانی شدن سجده پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم را پرسیدند ، فرمودند: فرزندم حسن بر دوشم سوار بود، شتاب نکردم تا نیازش برطرف شود.

بدیهی است کودک بر اثر تغذیه دارای انرژی فراوانی است که باید به گونه ای مصرف شود. مصرف این انرژی در کودک جز از راه بازی میسّر نیست . و عدم استفاده از آن، کودک را دچار بیماری های گوناگون روانی و جسمی خواهد کرد .

در این زمینه امام کاظم علیه السلام می فرماید : (( خوب است که فرزند در کودکی به جَست و خیز بپردازد تا در بزرگ سالی بردبار شود. و سپس افزود: جز این کار سزاوار نیست . در واقع انسان در کودکی باید روحیه ی ستیزه جویی، هم چنین ترس ها و تردیدهای خود را به وسیله ی بازی ارضا کند تا در بزرگ سالی بتواند بردباری پیشه کند. هم چنین کودکان همواره براثر ناکامی های گوناگون به عقده های درونی مبتلا می شوند که تخلیه ی این عقده ها در بازی میسّر است؛ زیرا با موفقیت هایی که در بازی به دست می آورند، ناکامی های زندگی را فراموش خواهند کرد، یا به شیوه های گوناگون؛ نظیر: داد و فریاد کردن، یا به گونه ای منطقی در بازی با         هم بازی ها یا اسباب بازی های خود، عقده های خود را خالی می کنند . و همین امر موجب تعادل و آرامش درونی آن ها خواهد شد .

در روان شناسی در زمینه بازی، نظریه های متفاوتی ارائه شده، از جمله: نظریه ی رفع انرژی زاید که براساس این نظریه، بدن مقداری انرژی دارد که آن را به صورت فعالیت های هدف دار؛ مانند کار و نیز فعالیت های بدون هدف؛ مانند بازی، مصرف می کند. در واقع در بزرگ سالان این انرژی صرف کار می شود و در کودکان که کار و فعالیت بدنی خاصی جز بازی ندارند، از طریق بازی مصرف می شود.

بنابراین اگر به بازی کودکان اهمیت داده شود، علاوه براین که به نیاز طبیعی کودک پاسخ داده شده است، بسیاری از مشکلات روانی ـ عاطفی کودک را نیز حل خواهد کرد . عدم توجه به این نیاز، علاوه بر این که مشکلات روانی ـ عاطفی را حل نخواهد کرد، خود نیز به عُقده و مشکل روانی دیگری تبدیل خواهد شد .

از این رو امروزه روان شناسان و درمان گران، شیوه های بازی درمانی گوناگونی را برای معالجه بیماری های روانی ـ عاطفی کودکان ابداع کرده اند و از طریق بازی به مشکلات آنان پی برده و از این روش نیز آن ها را درمان می کنند.

بازی، وسیله ای برای رشد همه جانبه و هماهنگ کودک است . درسال های اولیه ی کودکی، بازی در تقویت حواس پنجگانه ، کنترل اعضا و هماهنگی آن ها نقشی اساسی ایفا می کند. در همین سنین، کودک در بازی، عواطف و احساسات خود را به عروسک یا افرادی که در بازی با او شرکت می کنند نشان می دهد ، ترس ها و تردیدهای خود را بیرون می ریزد، محبت کردن را تجربه می کند، و یاد می گیرد که همواره نباید مورد محبت واقع شد؛ بلکه گاهی هم ممکن است مورد غضب واقع شود . گاهی باید محبت و گاهی نیز باید غضب کرد. کودک در بازی، گاه می خندد و گاه می گرید و از این طریق به تعادل عاطفی می رسد. هم چنین به کمک بازی، رشد هوش و ذهن او نیز تسهیل و تسریع شده وافزایش می یابد.

امروزه، اهمیت بازی در دوران کودکی با پژوهش گسترده ای به طور کامل تأیید شده است . اگر کودک را به ماهی تشبیه کنیم ، بازی، همانند آب زلالی است که کودک در آن شناور می باشد. پس بازی برای کودک همان زندگی است . از این رو باید شور زندگی را در میان کودکان جست وجو کرد و کودکان را نیز، باید همواره در حال بازی نگریست. چنان چه کودکی را از بازی محروم کنند، کودکی کودک ، موجودیت، سلامت و آینده اش را از او ستانده اند. دنیای بدون بازی، از نظر کودک زندانی بیش نیست.

 بازی کردن با کودکان - 1

بازی پیامبر با کودکان :

بازی برای کودک نیازی طبیعی است که بدون آن، کودک رشد خوبی نخواهد داشت. کودکی که به بازی علاقه ای نداشته باشد بیمار به شمار می رود . همه ی انسآن ها اعم از بزرگ و کوچک ،حتی انبیا و اولیا در دوران کودکی تمایل به بازی داشته و کم و بیش به آن می پرداختند. این مسأله حاکی از آن است که بازی یکی از نیازهای طبیعی انسان محسوب می شود . این نکته نیز حائز اهمیت است که برخی از والدین و سرپرستان کودک با وجود علم و آگاهی به این نیاز کودکان ، توجه کافی به برآوردن این نیاز و آثار تربیتی فراوانی که برآن مرتبط است، نشان            نمی دهند و از آثار زیان باری که براثر بی توجهی به این نیاز کودک مرتبط است، غافلند. پیشوایان دینی ما علاوه براین که کودکان را در بازی کردن در دوره ی کودکی آزاد می گذاشته اند، خود نیز در بازی آنان شرکت داشته و به بازی آنان ، شغل و کارکودکان و در واقع به زندگی و شخصیت آن ها احترام می گذاشته اند.

پیامبر(ص) نه تنها مانع بازی کودکان –  حتی به هنگام حضور خود در منزل – نمی شد، بلکه آن ها را نیز به بازی دعوت می کرد . انس بن مالک نقل می کند: (( پیامبر برای ادای نماز به مسجد آمد در حالی که امام حسن علیه السلام را در بغل داشت، و او را در کنار خود نشاند. وقتی پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به نماز ایستاد، سجده اش طولانی شد. من سراز سجده برداشتم دیدم حسن علیه السلام بردوش پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم سوارشده است. وقتی نماز تمام شد، مردم از پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم پرسیدند : هیچ گاه ، سجده شما این قدر طولانی نمی شد ! آیا وحی نازل شده است ؟ پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند نه ! وحی نازل نشده ، ولی فرزندم بر دوشم سوار شده بود، صبرکردم تاخودش از دوشم پایین بیاید ))

علاوه بر این، گاهی پیامبر میان کودکان خود ، مسابقه دو و کشتی برگزار می کرد.

ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه نقل می کند : حسن بزرگترین فرزند علی علیه السلام و بسیار بزرگوار ، سخی و حلیم بود، و پیامبر او را دوست می داشت. روزی پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم بین او و حسین       علیه السلام مسابقه ی دو گذاشت. حسن علیه السلام از حسین علیه السلام پیشی گرفت. پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم او را برزانوی راست و حسین علیه السلام را برزانوی چپ خویش نهاد.

از این رفتار پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم استنباط می شود، آن چه که در بازی ها و مسابقه ها ملاک است، ایجاد رقابت است که موجب می شود افراد شرکت کننده سعی و تلاش خود را به کارگیرند تا موفق شوند؛ یعنی، در واقع خود موفقیت و پیشی گرفتن مشوّق خواهد بود و لزومی ندارد که تشویقی اضافه برآن صورت گیرد، و جوایزی برای برنده ی در نظر گرفته شود، علاوه بر این به فرد مغلوب و کسی که نتوانسته است برنده مسابقه شود نیز نباید کم توجهی شود؛ بلکه دوطرف مسابقه را باید احترام کرد. اگر چه ممکن است همین که پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم برنده را برزانوی راست نهاد ، نوعی تشویق اضافی محسوب شود؛ زیرا در اسلام طرف راست همواره از اهمیت بیشتری برخوردار بوده است .

پیامبراکرم (ص) علاوه بر تشویق فرزندان خویش به بازی ، خود نیز در بازی آن ها شرکت می کرد . و با آن ها به بازی می پرداخت . ابن مسعود می گوید: (( پیامبر حسن علیه السلام را برپشت خود سوار می کرد. حسن علیه السلام را در سمت راست و حسین علیه السلام را در سمت چپ می گذاشت، راه می رفت و می فرمود : چه شترخوبی دارید و شما چه سواران خوبی هستید. پدرتان از شما بهتر است )).

توجه پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به بازی کودکان، تنها اختصاص به حسنین ندارد. پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم باکودکانی غیراز فرزندان و یا نوه های خویش با بچه های دیگر نیز به بازی می پرداخت که نمونه ای از آن را در این جا ذکر می کنیم :

(( پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم برای اقامه ی نماز عازم مسجد بود. در راه به کودکانی برخورد کرد که به بازی مشغول بودند. کودکان همین که پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم را دیدند به سوی او دویدند و بر گِردِ او حلقه زدند و گفتند: (( کُن جُمَلی [ شتر ما باش تا بردوشت سوار شویم ] )) . کودکان که این گونه رفتار پیامبر با حسن علیه السلام و حسین علیه السلام را دیده بودند، انتظار داشتند که پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم پاسخ مثبت دهد. و چنین هم شد، و پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به آن ها پاسخ مثبت داد. اصحاب که برای اقامه ی نماز چشم به راه پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم بودند ، بلال را به دنبال پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فرستادند. همین که بلال در میان راه با این صحنه رو به رو شد زبان به اعتراض گشود. پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: « برای من تنگ شدن وقت نماز، بهتر از دل تنگ شدن این کودکان است.» به منزل من برو و اگر چیزی هست برای کودکان بیاور. بلال به منزل پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم رفت و همه جا را جست و جو کرد. تنها هشت دانه گردو یافت . آن ها را نزد پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم آورد. پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم گردوها را در دست گرفت و خطاب به کودکان فرمود: (( اتبیعون جملکم بِهَذِه الجوازات )) آیا شتر خود را به این گردوها می فروشید؟ کودکان به این معامله رضایت دادند و باخوشحالی پیامبر را رها کردند . پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم نیز عازم مسجد شد و فرمود : (( خدا رحمت کند برادرم یوسف را که او را به چند درهم فروختند و مرا به هشت گردو )) .

از مطالعه ی این سیره به چند نکته درباره ی تربیت کودک پی می بریم :

1. باید احترام کودکان را نگاه داشت و به خواست آن ها در حد امکان پاسخ مثبت داد و آن ها را از این طریق شاد و خوشحال نگاه داشت.

2. کسانی که باتربیت کودکان سروکار دارند، باید با کودکان انس و الفت داشته باشند و با شیوه هایی که کودکان می پسندند باآن ها رفتار کنند. و شأن، منزلت و موقعیت خود را کنار بگذارند تاکودکان نیز با آن ها راحت باشند و احساس دوستی کنند و در نتیجه پذیرای تربیت و آموزش هایی که به آن ها داده می شود بشوند.

3. اگر بخواهیم کودکان را از کاری – به ویژه از بازی هایی که مورد علاقه ی آن ها می باشد- بازداریم، باید به شیوه ای عمل کنیم که آن ها با رضایت خاطر به این کار تن دردهند .

نقش های بازی :

بازی در بخش های مختلف شخصیت کودکان تأثیر فراوانی دارد که هرکدام از این بخشها، خود می تواند تأثیرات شگرفی در روحیات کودکان داشته باشد.  برخی از نقشهای بازی کودکان به شرح ذیل است:

نقش بازی در رشد جسمانی :

فعالیتهای کودک از بدو تولد ( دست و پازدن ، چنگ زدن ، گرفتن و… )، هرچند بااهداف مختلفی صورت        می گیرد؛ اما لذت بازی گونه ای دارد . این لذت درکودک، رضایتی ایجاد می کندکه انگیزه حرکت و یافعالیت بعدی او می شود.

در بازی خصوصاً بازی های دوران کودکی ( مانند دویدن ، پریدن ، خم شدن ، بالارفتن و … ) کودک فعالیت جسمی می کند و این فعالیت ضمن تمرین حرکات بدنی ، نوعی ورزش محسوب شده ، برقدرت بدنی و چالاکی او می افزاید . و او را از حالت انفعال و انزوا می رهاند . کودکان به کمک بازی، عضلات خود را قوی می کنند و بسیاری ازمهارتهای حرکتی – روانی را که می تواند مقبولیت اجتماعی برای آن ها به ارمغان بیاورد، یاد می گیرند . در هنگام بازی جریان خون آزادتر و رفع مواد زائد آسان تر و بیشتر می شود. هم چنین، بازی باعث افزایش قدرت بدنی ،هماهنگی و تعادل بین اندامها ، ظرافت حرکات ، افزایش استقامت و مقاومت بدن می شود . و کودک در مقابل بیماریها و خطرات محیطی محفوظ می ماند.

بازی از نظر جسمی، سبب هماهنگی عضلات و اعضای بدن می شود. کودکانی که فرصت بازی داشته اند چُست و چالاکند و بهتر از دیگرکودکان برای رویارویی با سختی های زندگی آماده می شوند و به همین نسبت در برابر مشکلات و ناملایمات صبور و پایدارخواهند بود .

نقش بازی در رشد عقلانی و اعتماد به نفس :

در بازی، کودک خود موقعیت های بازی را انتخاب می کند، وسایل بازی را می آزماید ، درگیر می شود ، و برای حل مسائلش از اندوخته های دیگران استفاده می کند و به این ترتیب از لحاظ عقلانی متحول می شود. ضمن بروز ابتکار و خلاقیت به ارضای تمایلات درونی و عواطف دست می یابد. هم چنین، وقتی به تناسب ذوق و استعداد خود مسؤولیت و کاری را برعهده می گیرد، آمادگی برای پذیرش مسؤولیت و هماهنگی فعالیت های گروهی معطوف به هدف را نیز تمرین می کند.

نقش بازی در رشد عواطف

بازی، بهترین وسیله برای رشد و شکوفایی احساسات و بهترین راه برای پرورش عواطف اوست . در حین بازی است که او کیفیت بروز عواطف ، کنترل و ارضای مناسب آن را یاد می گیرد . هرچند، کودک میان واقعیت و بازی تفاوت قائل نیست، در عین حال، صداقت کودکانه را در بازی بروز می دهد . احساس ها ، تشویش ها و اضطراب های کودک در ضمن بازی حقیقی هستند. ( فخرالسادات قریشی راد ، اولین کتاب کودک در بازی درمانی، ص 10 )

نقش بازی در رشد اجتماعی و ارتباط با همسالان:

نقش هم سالان در اوایل دوران کودکی خیلی بارز نیست و کودکان به وجود هم سالان توجه چندانی ندارند؛ یعنی آن ها در کنار هم، ولی به صورت انفرادی بازی می کنند . از چهارده تا هیجده سالگی، کودک به تدریج توجه اش را از بازیچه به سوی هم بازی اش معطوف می کند.

نتایج تحقیقات و مشاهدات نشان می دهد، روابط اولیه ی اجتماعی کودک در محیط خانواده، نقش موثری در تعیین خط مشی رفتار و گرایش هایش نسبت به هم سالان خود دارد . رابطه ی کودک با مادر، عامل بسیارمهمی است . تعمیم رفتار از محیط خانواده به محیط های دیگر انجام خواهد گرفت . ارتباط با هم سالان ، دادوستد اجتماعی و علاقه به یکدیگر به تدریج رشد کرده و متحول می شود . کودکان در سنین 5 تا 7 سالگی باهم بازی می کنند؛ ولی هنوز تعداد کودکان شرکت کننده در بازی زیاد نبوده و نحوه ی بازی منسجم نیست . برای تربیت اخلاقی ، صفات انسانی و روحیه ی جمع گرایی، ضمن تشویق کودکان به داشتن دوستان صمیمی، می توان سازش اجتماعی ، همکاری ، هم بازی ، نوع دوستی ، گذشت ، وفاداری ، سعه ی صدر و تحمل عقاید مختلف را به کودکان آموخت . کودک در خلال بازی به کشف محیط اطراف خود می پردازد. از طریق بازی نخستین گام ها را برای اجتماعی شدن بر می دارد . همکاری و تشریک مساعی، رشد اجتماعی کودک با گروه را فرا می گیرد . در حقیقت از مشارکت گرم و صمیمی او با هم بازی ها و دنیای خیالی و شیرین کودکانه اش – که عروسک نماد مادر و یک تکه چوب گوشی تلفن اوست و باآن رابطه برقرار می کند، – آغاز می شود . بازی کمک می کند تاکودک بتواند با دسترسی به حقایق و واقعیت های پیرامونش، با خویشتن و دیگران بهتر سازگار شود. هرچه کودک بازی و مشارکت کند بیشتر درمی یابد در چه سطحی از کارآیی و ارزشمندی است و چه توقع و انتظاری می تواند از محیط اطراف خود داشته باشد.

نظر «کاپلان» درباره ی نقش بازی بررشد اجتماعی کودک :

« بسیاری از تعاملات میان فردی کودکان پیش دبستانی در چهارچوب بازی روی می دهد و روابط کودکان با والدین ، خواهرها ، برادرها ، و هم سالان شان در مقطع پیش دبستانی به شدت متحول می شود .

بازی باعث می شود که کودک بتواند با دیگران رابطه ی صحیح برقرار ساخته و رفتار خود را متعادل کند.

کودک در بازی با هم بازی های خود ارتباط برقرارکرده و چگونگی ارتباط را نیز تجربه می کند و بارعایت مقررات بازی ، احترام به قوانین و مقررات اجتماعی، پذیرش انتقاد و همکاری گروهی را هم می آموزد . کودک در بازی های تخیلی با بازی کردن نقش های متفاوت اجتماعی از قبیل: سرپرستی عروسک خود، خانه داری ، جواب دادن به تلفن و زندگی کردن را تجربه می کند و خلاصه بسیاری از رفتارهای اجتماعی دیگر را ضمن بازی             می آموزد. ( بازی کودک در اسلام، محمدصادق شجاعی، ص 18)

کودکانی که فرصت بازی های گروهی را دارند احساس همدلانه ی بیشتری از خود بروز می دهند . در یک بررسی، پژوهشگران، کودکان پیش دبستانی را مشاهده کردند که زمینه های مناسب برای بازی و ابراز احساس همدلانه را نداشتند. این کودکان در مقایسه با کودکانی که محیط مناسب و امکانات مطلوب برای بازی کردن را داشته اند، رشد عاطفی کمتری نشان دادند .

نقش بازی در رشد خلاقیت :

پژوهش های روان شناسی مؤیّد این نظر است که، آغاز رشد خلاقیت در کودکان دوره پیش از دبستان است که در آن، بازی نقش عمده ای در شکوفایی استعدادها ایفا می کند. بازی جنبه های خلاق شخصیت کودک را پرورش می دهد . بازی کودک، ممکن است به صورت ابتکاری که عناصری از تقلید بزرگسالان را نیز دربردارد صورت گیرد.نیروی خلاقه ی کودک از پیروی و تقلید آغاز می گردد . وی باید از این تمایل به نحو احسن سود جسته و با کسب مهارت، روح استقلال و اعتماد به نفس را در وی پرورش دهد. بنابراین، بازی نقش عظیمی در ایجاد خلاقیت در کودک ایفا می کند. باتوجه به این که بازی که از درون کودک نشأت می گیرد، بیان کننده ی پاسخ شخصی و واقعی او به محیطش می باشد و اینکه قابلیت و قدرتهای تخیلی کودک را به منصه ی ظهور می رساند.

نقش بازی در رشد استقلال فردی :

کودک در بازی بیش از هرفعالیت دیگری قادر است استقلال خود را ظاهر سازد. همان نیازی که به تدریج رشد می کند و بزرگ سالان به بهانه ی این که هنوز بزرگ نشده اند، به ندرت آن را در اختیار کودک قرار می دهند. غافل از این که تمرین و ممارست در این بُعد باید از کودکی شروع شود. در صورت عدمِ رشد استقلال شخصی، اختلالاتی در نحوه ی ارتباط در سطوح سنی بالاتر و در بزرگ سالی ایجاد خواهد شد . کودک در بازی خودش موضوع بازی را تعیین می کند. آغاز و انجام بازی را مشخص می سازد و برای بهتر و جالب ترشدن بازی از معلومات و مهارتهای خود بهره می گیرد . بازی موقعیت زیادی را برای استقلال عملی در اختیار کودک قرار         می دهد.

نقش بازی دربهداشت روانی کودک :

باتوجه به محبوبیت و ارزش بازی برای کودک، نقش آن در بهداشت روانی او بسیارمهم است . تحقیقات تجربی نیز نشان داده است که بازی و ورزش افزون بر این که ابزار ارزشمندی برای رشد سلامتی جسمانی است،    رابطه ی نزدیکی باسلامتی روانی و به ویژه پیشگیری از بروز ناهنجاریهای روانی دارد. (تلخیصی از بازی کودک در اسلام، محمدصادق شجاعی، صص 22 و 23 )

بازی، اعتماد به نفس کودک را افزایش می دهد، از اضطراب می کاهد و عزّتِ نفس و خودپنداری مثبت را تقویت می کند. بازی، سبب اجتماعی شدن ، ایجاد استقلال ، آموزش مهارت های ارتباطی ، استحکام روابط خانوادگی و سهولت در دوست یابی می شود . کودک از طریق بازی بادیگر کودکان، تنهایی خود را به طور مطلوبی از بین         می برد؛ بنابراین باتوجه به کارکردهای مختلفی که بازی دارد و مورد علاقه بیش از اندازه کودک است، می تواند نقش منحصر به فردی در بهداشت روانی کودک داشته باشد.

نقش بازی در رشد ذهنی و هوشی :

ازنظر »پیاژه» بازی در رشد هوشی کودک نقشی حیاتی دارد که آثار آن در زندگی و رفتار آدمی نیز مشهود است . بازی از دوجهت بررشد ذهنی شناختی کودک موثر است:

نخست این که : کودک با انواع وسایل بازی ، افراد و موقعیت های بازی برخورد می کند و حتی انواع ابهام ها و سؤال ها در بازی ممکن است ذهن کودک را به خود جلب کرده و به تأمّل و تفکر در مورد آن وا دارد، و از این طریق ذهن را پرورش می دهد.

جهت دوم : نقش و تأثیری است که بازی بررشد زبان کودک دارد و رشد زبان نیز بر رشد شناخت و ذهن کودک تأثیر زیادی می گذارد؛ بنابراین نقش بازی در رشد ذهنی و شناختی کودک مضاعف است .

نقش های اخلاقی بازی :

ازطریق بازی مفاهیم و ارزش های اخلاقی به وسیله کودکان درک می شوند. کودک درجریان بازی درمی یابد که اگر بخواهد در بازی یک فرد قابل قبول به حساب آید، باید درستکار، با حقیقت، مسلط به خود، و با انصاف باشد؛ بنابراین یاد می گیرد که اصول اخلاقی را در محیط خانه و مدرسه به طورکامل تر رعایت کند.

نقش های آموزشی و تربیتی بازی:

ارزش دیگر بازی کودکان، ارزش آموزشی آن است؛ کودکان در خلال بازی به ویژه بازی های آموزشی، به مفاهیم ذهنی جدیدی دسترسی پیدا می کنند. دایره ی لغات آن ها افزایش می یابد و بارنگ ها ، اشکال، اشیای گوناگون و جهات مختلف آشنا می شوند و تجارب ارزنده ای به دست می آورند. اصولاً یادگیری کودک در هفت سال اول زندگی؛ یعنی دوران قبل از مدرسه، تنها از طریق عمل صورت می گیرد. و این یادگیری عملی نیز ضمن بازی انجام می پذیرد . در حین بازی مطالب آموختنی ، بدون اجبار و با میل و رغبت فراگرفته می شوند . به همین دلیل برخی مربیان معتقدند که مطالب درسی را فقط باید در حین بازی به کودکان آموخت. باتوجه به این که در این دوره، کار در زندگی کودک، بازی است و جز این کاری از اوساخته نیست؛ بنابراین هرگونه آموزشی در این دوران باید ضمن بازی صورت پذیرد . حال اگر کودک در این دوران به حال خود وا گذاشته شود، بازی ها خود به خود به گونه ای غیرآگاهانه چیزهای زیادی را به کودکان می آموزند. اما اگر والدین و مربیان، این بازی ها را هدایت و برنامه ریزی کنند در این صورت کیفیت آموزش ارتقا خواهد یافت . در هر صورت بازی به کودک کمک می کند تا دنیایی را که در آن زندگی می کند بشناسد ، بفهمد ، کنترل کند و میان واقعیت و تخیل فرق بگذارد . کودک میزان توانایی های خود را با دیگران مقایسه می کند و به این ترتیب مفهومی روشن تر و واقع گرایانه تر از خود به دست می آورد. به این نکته نیز باید توجه داشت که روحیه ی خودخواهی و تجاوزگری کودک تا پنج – شش سالگی بسیارچشم گیر است؛ بنابراین ضرورت دارد کودک را از تمرین زیاد در این تجاوزکاری ها بازداریم .

درسیره ی معصومین علیهم السلام علاوه برجنبه های پرورشی بازی، به جنبه های آموزشی آن نیز توجه شده است؛ برای نمونه امام صادق علیه السلام باکودکان می نشست، آن حضرت استاد می شد و بچه ها شاگردِ او          می شدند. امام نام میوه ای را می پرسید که مثلاً در درخت یا زمین می روید، رنگ آن قرمز و طعم آن شیرین یا ترش است، و در فلان فصل به بازار می آید . هرکس نام آن میوه را می گفت، او استاد می شد. و امام نیز جزو شاگردان قرار می گرفت؛ اما گاهی به علت صداقت نداشتن هم بازی های خود، بازی را ترک می کرد و با خواهش بقیه ی دوستان به بازی برمی گشت. در بازی دیگری، امام استاد می شد و کلمه ای را می گفت و شاگردان باید تکرار می کردند و سپس امام کلمه ای دیگر را می گفت که هم وزن آن کلمه بود ولی شاگردان دوباره باید همان کلمه اول را تکرار می کردند . هرکس اشتباه می کرد از بازی خارج می شد. بدین طریق امام علیه السلام زبان ، دقّت و تمرکز کودکان را تقویت می کرد.

نقش درمانی بازی:

بازی از ارزش درمانی زیادی برخوردار است . امروزه بازی درمانی جایگاه خود را در تشخیص مسایل و مشکلات روانی کودکان و درمان آن ها پیدا کرده است . متخصصان بازی درمانی به کمک این فن و تدارک اسباب بازی های ضروری و تشکیل جلسات بازی برای کودکان ، رفتارهای آنان را زیرنظر می گیرند و ضمن بررسی به ریشه های مشکلات کودکان به درمان آن ها می پردازند که در این جزوه مجال پرداختن به جزئیات آن نیست .

باتمام فوایدی که در بازی موجود است، نباید در بازی آن حد پیش رفت که بازی به صورت تمام زندگی کودک درآید و سایر فعالیتهای او را تحت الشعاع خود قرار دهد. باید بازی کودک به نحوی ترتیب یابد که او را از فشارهای هیجانی و روحی که خارج از توان اوست برکنار دارد.

نتایج بازی برای کودکان خردسال

1. وسیله ای برای مصرف انرژی اضافی؛

2. تقویت همه ی قسمت های بدن از قبیل: ماهیچه ها ، اعضای داخلی؛

3. وسیله ای جهت تقویت و ایجاد خواب سالم و راحت؛

4. فرصتی برای یادگیری کنترل اعضاء؛

5. افزایش حافظه و ایجاد تمرکز روی مطالب؛

6. افزایش قوّه ی ابتکار و خلاقیت؛

7. فرصت برای کشف معانی چیزهایی که در محیط وجود دارند؛

8. راه غلبه برخشم ، ترس ، حسادت ، غم و اندوه؛

9. فرصت برای یادگیری چگونگی به سربردن با کودکان دیگر؛

10. فرصت برای یادگیری درک قوانین و مقررات.

«رشد و تکامل کودک، مترجم ، مریم حیدری ، ص 354»

عوامل مؤثر در بازی:

عوامل متعددی در بازی تأثیر می گذارند . در این فصل ، تأثیر عواملی نظیر جنس، سن، هوش و محیط بر بازی مطرح می گردد.

تاثیر جنس:

جنسیت یکی از عوامل مؤثر در بازی است؛ یعنی می توان گفت که بازی پسرها با دخترها تفاوت دارد . پسرها بیشتر از بازی هایی لذت می برند که دشوار است و نیاز به فعالیت جسمانی دارد و دخترها اغلب  بازی های ساکت ، آرام و ظریف را ترجیح می دهند. می توان گفت بازی های متضمّن فعالیتهای بدنی در پسران بیشتر از دختران است و شدت و خشونت بازی در دختران به اندازه پسران نیست .

به عقیده ی روان شناسان فرانسوی ، بازی در نزد پسران، بیشتر، وسیله ای برای اثبات خود در برابر دیگران و برای دختران، وسیله ای برای بودن با دیگران است . در اوقات فراغت ، دخترها بیشتر ترجیح می دهند دور هم گرد آیند و با یک دیگر درد و دل کنند. و پسران ترجیح می دهند در پی یک دیگر بَدوَند و به جست و خیز بپردازند . ویژگی رفتاری دخترها اغلب خودداری از پرخاشگری ، تلقین پذیری از اطرافیان و تأثیرپذیری از            هم بازی های خود است . در مواقعی که برخورد بین دختران اجتناب ناپذیر می شود و آنان ناگریز از پرخاشگری به یک دیگر می شوند، حالات هیجانی آنان کمتر از پسران به حمله وری و تنبیه بدنی می انجامد . در حالی که پسران فعالیتهای جسمی زیاد و جنبش های ماهیچه ای و عضوی ، حرکات شدید ، هیجان ، رفتار تند و پرخاشگرانه را دوست دارند . آنان بیشتر ناگهانی به بازی می پردازند، لذا به ابداع و نوآوری در قوانین، آداب و رسوم بازی دست می زنند و اغلب از زیربار رعایت قوانین و مقررات بازی شانه خالی می کنند و اکثراً یا خود می کوشند قانون گذار باشند و یا این که قوانین بازی را به نفع خود ندیده می گیرند تا بر رقیب خود پیروز شوند؛ از این رو ، بازی ، اغلب در نزد پسران به مرور تغییر چهره می دهد ، و به صورت رفتاری نو با آداب و رسومی نو در محیط های مختلف جلوه گر می شود؛ اما دختران بیشتر از پسران به قواعد  و اصول بازی گردن می نهند و به رعایت اصول و نظم بازی مقید هستند. البته، آنان نیز به نوبه ی خود دست به نوآوری هایی در بازی می زنند و باعث تغییر در بازی می شوند، اما معمولاً از شدت عمل در فعالیتهای جسمی و حمله وری یا پرخاشگری      بازی ها می کاهند و رقابت در بازی را به صورت ملایم تری در می آورند.

به عقیده ی «دبس» و «پیرون»، پسران در بازی خواهان تأثر شدید و فعالیت عضلانی زیادند . به این ترتیب که آن ها در موقع بازی با جنب و جوش ، پر هیجان ، غُران و اغلب متجاوزند. دختران آرام تر و ساکت تر می مانند وپرخاشگری ، جنگجویی آنان در حد حرف باقی می ماند.

بازی دختران قبل از هر چیز مبتنی بر رعایت اصول و قواعد است . علاقه به آداب و رسوم مذهبی و تشریفاتی از همان دوره ی کودکستان در نزد دختران پیدا می شود که بعد از چندی این علاقه فقط به منظور تأیید خویش و نوعی اطاعت محض، که به صورت میل شدید به مخالفت های ظاهری است ، ملاحظه می شود. پسران، بر عکس ، در سازمآن های ساده و بی حرکت ، ناراحت به نظر می رسند و بازی های آن ها ، که ارادی تر و بی دوام تر  است ، بیشتر متوجه ی ابتکار و اکتشاف است . پسران ، همان طور که اشاره شد ، به منظور تسلط بیشتر بر               هم بازی های شان ، با تغییر اختیاری قوانین ، یا با فراموش کردن عمدی آن ها ، خود را از قید قواعد و اصول آزاد می کنند؛ بنابراین ، ممکن است بازی معین ، برحسب آن که دختران یا پسران بدان مشغول باشند ، شکل متفاوتی به خود بگیرد . به این ترتیب ممکن است یک بازی که در نزد پسران خشونت آمیز است در نزد دختران ، بازی ساده و منتظمی جلوه گر شود؛ بنابراین ، به نظر می رسد که بازی از نظر پسران وسیله ای برای تأیید خود در برابر دیگران باشد ، در حالی که برای دختران ، مخصوصاً چگونگی بودن با دیگران مطرح است . در جامعه ی ایران، بازی دختران ، چه در نوع سنتی و چه در نوع جدید ، ویژگی های خاص خود را دارد . در روستا ، با توجه به این که دخترها خیلی زود مسؤولیت می پذیرند ، سن و زمان بازی ، بسیار محدود است . در اغلب روستاهای ایران ، دختران روستایی ، در کودکی ، مسؤولیت به دوش می کشند. بچه های کوچک تر را دارند و بعد هم باید در اقتصاد خانواده نقشی را بر عهده گیرند. آنان ، در سنین کودکی ، پشت دارهای قالی یا گلیم می نشیند و همراه با مادر و دیگر زنان خانواده، نقش خود را در کمک به اقتصاد خانواده ، ایفا می کنند . و به این ترتیب، کار و بازی در میان دختران روستایی با یک دیگر همراه است . آنان ضمن نگه داری بچه های خُرد سال ، همانند عروسک زنده با آنان بازی می کنند . در واقع ، برای آن ها تمایزی بین کار در خانه ، مزرعه یا بازی وجود ندارد .          بازی های پسران روستایی در مقایسه با دختران از آزادی های بیشتری برخوردار است؛ لذا دامنه ی بازی در میان آنان وسیع تر و تنوع بازی بیشتر است، اما در بین آنان نیز کار و بازی توأم است؛ زیرا پسرها هم مانند دخترها ، از سنین کم ، نقشی در اقتصاد خانواده بر عهده می گیرند . کودکان روستایی ایران فرصت کمی برای بازی در مفهومی که قبلاً با آن آشنا شدید دارند و از فواید بازی آن طور که باید و شاید بهره مند نمی گردند. این موضوع بیشتر از آن که به روان شناسی مربوط باشد ، به روان شناسی اجتماعی یا جامعه شناسی مربوط است؛ بنابراین ، با هنجارهای جامعه ی روستایی ، نه تنها محرومیت از جست و خیزها و بازی های متعارف به ویژه بهره مندی از اسباب بازی ها به سلامت روانی آن ها لطمه نمی زند ، بلکه همراه بودن کار و بازی در این جوامع ، نشاط و شادابی کودکانه آنان را با طراوت و سر زندگی یک محیط پر تلاش در می آمیزد. (تلخیصی از روان شناسی بازی، محمدعلی احمدوند، صص 6-2)

تاثیر هوش :

هوش ممکن است در نحوه ی بازی و نوع آن ، انتخاب اسباب بازی با استفاده از آن تأثیر بگذرد. در این جا به   نحوه ی برخورد کودکان باهوش و کم هوش با بازی و اسباب بازی اشاره می شود . کودکان تیز هوش سعی    می کنند بازی هایی را انتخاب کنند که بتوانند به ابتکار و نوآوری دست بزنند و قوای ذهنی خود را بر آن کارگیرند . کودکان باهوشتر مدت کمتری به یک بازی مشغول می شوند؛ زیرا خواهان تنوع اند و از تنوع لذت می برند. کودکان با هوش در سنین بالاتر به بازی هایی که متضمن فعالیتهای ذهنی و جسمی است می پردازند؛ مثلا       جمع آوری اشیای مورد نظر ( = کلکسیون) برای آنان جذّاب و لذت بخش تر می باشد . کودکان تیز هوش به دلیل توانایی های بیشتر ، به انجام بازی های انفرادی تمایل نشان می دهند و معمولاً نیروی بدنی را در حد زیاد صرف   نمی کنند . به نظر می رسد که کودکان عقب مانده نیز بیشتر به بازی های انفرادی می پردازند؛ زیرا کودکان تیز هوش به علت توانایی زیاد و کودکان کم هوش به علت توانایی کم، معمولاً به خوبی در گروه پذیرفته نمی شوند.

تاثیر سن :

کودک در هر سنی بازی خاصی را می پسندد . نوزاد بیشتر دست و پا زدن را دوست دارد ، و وقتی بزرگتر شد مثلاً، از این که چشمانش را بگیرند و با او (( دالی بازی )) کنند لذت می برد . در مرحله ی اول کودکی ( تولد تا سه سالگی ) بازی های کودکان بیشتر انفرادی و با هدف شناسایی اندامها و اشیا و چگونگی کاربرد آن ها صورت می گیرد؛ مثلاً، بازی کودک 6 ماهه را می توان در تولید صدا و هجاهای ظاهراً بی معنی، چرخانیدن صدا در دهان، خندیدن و به کار انداختن دستها برای گرفتن اسباب بازی مشاهده کرد . کودک در این سن پاهایش را با دست می گیرد و رها می کند و برای به دست آوردن اشیای دور تلاش می کند.

در مرحله ی دوم کودکی ( 7-3 سالگی ) ، کودکان علاوه بر بازی های فردی، قادر به فعالیتهای گروهی نیز          می گردند و همان طور که پیاژه مطرح می کند، کودکان 4 الی 7 ساله در یک محل جمع می شوند؛ ولی هرکدام برای خود بازی می کنند و اگر یکی از آن ها را از جمع خارج کنیم مخالفت و گریه می کنند؛ ولی هیچ کدام حاضر به انجام بازی گروهی و مشترک نیستند ( = بازی موازی ).

در مرحله ی دوم کودکی ، بازی ها به تدریج به نسبت جنسیت یا سن از یک دیگر متمایز می شوند و دختران رفته رفته با دختران و پسران با پسران به بازی های دو سه نفری می پردازند. در اواخر این مرحله بازی ها به مرور از حالت انفرادی خارج می شوند و به صورت بازی های قراردادی که انجام آن ها مستلزم رعایت اصول و مقرراتی است در می آیند. از این به بعد بعضی فعالیت های مربوط به کار، یعنی اعمال منظم و باهدف، جای بعضی از فعالیتهای بازی؛ یعنی، فعالیت های خود به خودی و بی هدف را می گیرند ، با نزدیک شدن کودک به دوران بلوغ ، تنوع بازی های او کم می گردد.

تاثیر محیط:

کودکان درسراسر دنیا ، در شهر و روستا ، کوه و دشت ، هرجا که باشند بازی می کنند و محیط فقط در نوع بازی آن ها تأثیر می گذارد . نه تنها بازی های دوکشور ، بلکه بازی های شمال و جنوب یک کشور و حتی محله های یک شهر نیز باهم تفاوت دارد. فرهنگ هرجامعه در بازی اثر می گذارد و می توان گفت که بازی کودکان به نوعی نشان دهنده ی فرهنگ آن جامعه است . در منطقه های محروم ، به علت این که افراد از توانایی اقتصادی زیادی برای خرید وسایل و اسباب بازی برای کودکان برخوردار نیستند، آن دسته از بازی های سنتی را که نیاز چندانی به ابزار و اسباب ندارند به کودکان خود می آموزند. در این جوامع، کودکان یاد می گیرند که برای خود اسباب بازی بسازند. این تولید و سازندگی نیز بازی و فعالیت دلچسبی برای این قبیل کودکان می شود.

فضا و مکان و به طور کلی محیط بازی بانوع بازی تناسب دارد، به طوری که فعالیتهای بدنی معمولاً در فضای باز و بازی های فکری در اتاق های منزل انجام می گیرد. عوامل مؤثر در بازی بسیارند: از جمله ی آن ها می توان به نقش هم بازی ، اسباب بازی ، البسه ی بازی ، زمان ، آزادی عمل کودک ، تشویق والدین و تغذیه ی کودک نیز اشاره کرد. (که در اینجا مجال کافی برای پرداختن به تک تک آن ها نیست.)

بازیها از نظر اجراء

بازی ها را از لحاظ چگونگی اجرا به دو نوع تقسیم می کنند :

1. بازی های فردی

در بازی های فردی ، کودک به تنهایی اقدام به بازی می کند و دیگران در بازی او دخالتی ندارند. کودکان کم سن و سال که قادر به ایجاد رابطه بادیگران نیستند ، همچنین کودکانی که به هردلیل از داشتن هم بازی محرومند ، به بازی انفرادی می پردازند . کودکانی که از نظر هوش ، پیشرفته یا عقب مانده اند، نیز ممکن است به بازی های فردی روی بیاورند. این رویکرد آن ها می تواند علامتی برای تشخیص غیرعادی بودنشان باشد، البته ، چنین رویکردهایی همیشه دلیل غیرعادی بودن کودک نیست؛ زیرا بازی ، که فعالیت اصلی و اساسی کودک در دوران پیش دبستانی است ، تابع امکانات مختلف خانواده است . مثلاً ، کودکی که در خانواده و محله ی پرجمعیت متولد می شود، طبیعتاً به علت وجود هم بازی های زیاد به بازی های گروهی تمایل پیدا می کند. در صورتی که کودکان خانواده و محله های کم جمعیت یا کم ارتباط به طور طبیعی به بازی های انفرادی می پردازند. از سوی دیگر ، بازی های فردی برای کودکانی که هنوز قادر به بازی جمعی نیستند طبیعی تلقی می شود؛ مثلاً ، کودک ممکن است زمان زیادی ،با شیء خاصی که نظر او را جلب کرده به بازی بپردازد. اصولاً بازی های فردی ، به دلیل ویژگی مربوط خود ، به خیال پردازی و قوه ی تخیل احتیاج دارند . گاه کودکان در حین بازی فردی ، رفتار چندین نفر را تقلید می کنند و این خود موجب تقویت و گسترش قوه ی تخیل و ذهن کودک می شود.

2. بازی های گروهی

بازی هایی هستند که دو یا چند نفر در آن شرکت دارند. بازی های گروهی ، معمولاً دارای قواعد و قوانین خاصی اند. و افراد شرکت کننده ناگزیر به رعایت و اجرای آن قواعدند. بازی های گروهی موجب اجتماعی شدن کودک و کسب مهارت لازم در برخوردهای اجتماعی می شوند .بازی های گروهی از سه سالگی شروع می شوند. گروه بازی در این سن حداکثر با سه نفر شکل می گیرد. این قبیل گروه های بازی ناپایدارند و به زودی از هم پاشیده می شوند؛ زیرا کودکان در این سن می توانند در آنِ واحد فقط با یک نفر بازی کنند؛ مثلاً ، اگر سه کودک 2 یا 3 ساله را کنار هم قرار دهیم ، مشاهده خواهیم کرد که دونفر از آن ها بیشتر باهم بازی می کنند و در تمام مدت یکی از آن ها کمتر در بازی مشارکت می کند. دلیل آن است که تکرار صحیح و به موقع حرکات بازی دسته جمعی برای کودکان این سن کار مشکلی است . به علاوه ، آنان نمی توانند توجه ی خود را برای مدت زیادی به یک موضوع خاص معطوف دارند. تعداد افراد گروه های بازی در سنین بالاتر بیشتر می شود و گروه بازی نیز پایدارتر است . مثلاً ، در 5 سالگی ، جمع بازیکنان یک گروه به 4 یا 5 نفر می رسدکه می توانند برای مدتی بیشتر به بازی خود ، ادامه دهند؛ زیرا در این سنین رعایت قوانین بازی های جمعی برای کودکان امکان پذیرتر است و آنان توانایی توجه به موضوع خاصی را برای مدت بیشتر کسب کرده اند. کودکان از طریق بازی های گروهی از نظر و خواسته های دیگران آگاه می گردند و به این نظرها توجه می کنند؛ مثلاً ، وقتی کودکان             می خواهند به طور دسته جمعی یک بلوک ساختمانی بسازند ، اول باید در مورد ویژگی های ساختمان به توافق برسند ، سپس بین خودشان تقسیم کار کنند. اگر کودکی با نحوه ی پیش بردن بازی موافق نباشد ، از راه دیگری که جاذبه بیشتری دارد بازی را پیش می برد یا این که گروه کودک ناموافق را برای ادامه بازی متقاعد می سازد یا از او می خواهد که بازی را ترک کند و به تنهایی به بازی دلخواه خود بپردازد. برای انجام بازی گروهی ، دعوت هم بازی های ناموافق به سازش و مصالحه ضروری است . اگر قرار باشد بازی گروهی ادامه یابد ، گروه باید بتواند تضادهای ایجادشده را حل کند و رضایت خاطر اکثر کودکان را فراهم آورد. حل تعارض ها و تقسیم نقش آگاهی اجتماعی را درمیان کودکان افزایش می دهد. گرچه بازی های مبتنی برتقسیم نقش ممکن است موضوعی برای بروز تعارضات و مخالفت های کودکانه باشند؛ اما امکان دارد کودکان را برای اطاعت از گروه و کار بادیگران برای تجربه موفقیت آمیز بازی تشویق نمایند. در تقسیم نقش ، نقش های مبتنی براعمال متقابل از اهمیت زیادی برخورداراست؛ مثلاً ، در یک گروه ، کودک ممکن است نقش فروشندگی در مغازه را بازی کند و منتظر مشتری بماند یا دختری نقش مادر را در حال مراقبت از بچه و همسرش بازی کند و همچنین ایفاگر نقش مراقبت از خانه و رسیدگی به امور منزل باشد. اگر بازی کنندگان نقش ها تفاهم داشته باشند، بازی گروهی جذابیت و موفقیت خواهد داشت . در دوره ی آخر کودکی؛ یعنی، دوره ی پیش از نوجوانی ، گروه های بازی کاملاً متمایز از گروه های بازی دوره های قبل است . در این گروه ها رهبری بازی اهمیت می یابد به طوری که فعالیتهای بازی با رهبری کودکی که از نظر بدنی قویتر یا از لحاظ سنی بزرگتر است و همچنین دارای ویژگی های برون گرایی است و از نظر هوش بالاتر از متوسط می باشد، انجام می گیرد. شرکت در بازی های گروهی مرحله ی مهمی از رشد اجتماعی برای کودکان است . در بازی جمعی ، برای کودکان فرصت هایی فراهم می آید که در کنار همسالان خود ، در بازی مشترک و مورد علاقه ، شرکت جویند و در انجام بازی شرکت فعال داشته باشند و احساسات خود را در فعالیت های مبتنی برهدف ، بروز دهند و به اهمیت کارگروهی و رعایت قواعد و قوانین جمعی پی ببرند.

  انواع بازی :

در تعریف بازی گفتیم: هدف دار بودن، یکی از ویژگی های مهم بازی است، و باید مورد نظر قرار گیرد. هدف دار بودن به معنی آن نیست که کودک خود از قبل به طور آگاهانه هدفی را انتخاب کرده و به دنبال آن به نوع خاصی از بازی مبادرت ورزد. بلکه منظور این است که کودک آن چه را که آگاه یا ناخودآگاه در درون خود دارد به صورت بازی درآورده و مقاصد و امیال خود را برای کسب لذت یا پالایش روانی فرافکنی یا درون فکنی می کند. به عنوان مثال، کودک برای جلوگیری از افسردگی و خمودگی به بازی هایی می پردازد که اندام او را به فعالیت وا دارد و شادی و نشاط برای او به ارمغان آورد . برای بیان آرزوها و امیال خود به دنیای رؤیاها و تخیلات روکرده و با بازی های تخیلی، خود را سرگرم می کند. و سرانجام برای ساخت شخصیت و پیدا کردن نقش مورد علاقه خود به بازی های تقلیدی تمایل نشان می دهد.

باافزایش توجه دست اندرکاران آموزش و پرورش به ارزش بازی در شکل گیری همه جانبه ی قوای ذهنی ، جسمی ، اجتماعی و شخصیتی کودک، انواع بازی با تقسیمات گوناگون براساس باورهای نظریه پردازان و توجه آن ها به برخی از جنبه ها، مطرح شده است که ما در این جا به چند نوع که گویای توافق همگانی است، مطرح   می نماییم .

  بازی های جسمی :

کودک برای خارج ساختن نیروی ( = انرژی ) اضافی بدن خود و یا رهایی از خمودگی و خستگی، اوقاتی را به بازی های جسمی اختصاص می دهد . این بازی از قدیمی ترین انواع بازی است. ریشه تاریخی این نوع بازی را می توان به دوران ماقبل تاریخ رساند . این بازی برای رشد جسمانی مثل استفاده از سر ، تنه و اعضا در نشستن ، چهاردست و پا رفتن ، ایستادن ، دویدن ، بالا رفتن از پله ، پریدن ، پرتاب کردن و ضربه زدن و …. اهمیت زیادی دارد و شامل بازی های خشن و پرتحرکی است که کودک باید در آن ها از قدرت ، چابکی و هماهنگی استفاده کند.

بازی های تقلیدی:

تقلید نوزادان و کودکان بعد از مشاهده ی اعمال تکراری دیگران از ویژگی های مهم رشد سمبولیک اجتماعی و شناختی به شمار می رود. بازی تقلیدی نشان می دهد کودک کاری را مشاهده کرده و قادر به تشخیص و تکرار آن شده، به همین دلیل تاحدودی دارای مفهوم است.بازی تقلیدی چیزی را که کودک به ویژه در زمینه های اجتماعی و فرهنگی روزمره در اطراف خود می بیند و می شنود نشان می دهد. پس بهترین سرآغاز ایفا و تقلید نقش؛ یعنی، استفاده از برخی از آن ها خارج از توان جسمی کودک است؛ به طور مثال راندن اتومبیل ، پرواز با هواپیما ، دستکاری اشیای برقی و …به علت خطرهای جسمی دور از دسترس کودک هستند؛ اما کودک برای ارضای حس کنجکاوی خود تمایل به آشنایی باآن ها و درنتیجه تماس و برخورد باآن ها را دارد. دراینجا کودک جهت حل مشکل خود به بازی های نمادی رو می کند.تکه ای چوب بر می دارد، سوار برآن شده و به گوشه و کنار می رود . بر روی صندلی می نشیند و بادستهای خالی خود فرمان خیالی ماشین را به هرجهت می گرداند. با پای خود به صندلی فشار می دهد؛ یعنی، ترمز گرفته است.بادهان خود صدای بوق را در می آورد؛ یعنی عابران پیاده را متوجه ی خطر برخورد با ماشین می کند. باتکه ای چوب صدای رگبار مسلسل را تقلید می کند و نشان می دهد چگونه دشمنان را تارومار کرده است . کودک تمام آرزوهای خود را با استفاده از وسایل نمادی و از طریق بازی به بیرون فرا می افکند. و این خود یکی از بهترین راههای بازی درمانی است . اگرچه این نوع، از بازی مقدار زیادی از واقعیت دور است؛ اما پرورش نیروی ذهنی کودک در آن بی اندازه مورد توجه قرار می گیرد.

بازی های تخیلی :

کودک در سال های اولیه زندگی خود ازلحاظ رشد فکری چندان پیشرفتی نکرده است که بتواند تصورات ذهنی داشته باشد . لذا دنیای او دنیای عینیت است؛ یعنی، هرآن چه را مشاهده کند درک می کند و دنیای فراسوی دنیای عینیتش برای او متصور نیست . تجربیات کودک از طریق بازی وتماس با دنیای خارج، قدرت ذهنی کودک را پرورش می دهد و به تدریج همگام با افزایش سن به مفاهیم پی می برد . بعدها این مفاهیم می توانند در غیاب،      کودک را باجهان خارج پیوند دهند. هراندازه برگنجینه ی مفاهیم کودک افزوده شود. مهارت او در برقراری ارتباطات کلامی نیز افزایش می یابد و این رشد را به وضوح در بازی های کلامی خود منعکس می کند.

کودک از همان زمان آشنایی خود با جهان خارج، نیروی تخیّلی قوی دارد . و لذا از این قدرت خود در بازی ها به نحوی مطلوب استفاده می کند. این نوع بازی ها در حقیقت میدانی برای تجلی قدرت خلاقیت کودک است؛ یعنی، هرچه قدرت تخیلی او قوی تر باشد، بازی های تخیلی قوی تری انجام خواهد داد . تفاوت این نوع از بازی ها با بازی های نمادی، آن است که در بازی های تقلیدی و نمایشی و حتی نمادی، کودک از آن چه دیده و تجربه کرده الگوبرداری می کند، درحالی که در بازی های تخیلی، کودک با استفاده از تجربه های گذشته خود، رویدادی جدید را که در سابق برخورد چندانی با آن نداشته است به وجود می آورد.

به طور کلی بازی های تخیلی ریشه در خلاقیت کودک دارند . تخیل کودک به مرور و همگام با رشد ذهنی او از مرحله ی بازی ها خارج شده و به صحنه ی داستآن ها و گفتارهای کودک کشانده می شود. رشد تخیل کودک در هنگام کودکی و از طریق بازی می تواند باعث گردد تا در زندگی بزرگ سالی، این کودکان تبدیل به هنرمندان ، نویسندگان ،نقاشان ، مخترعان و کاشفانی بزرگ شوند.

افراد، نزدیک به او هستند. کودک به تقلید نقش دوستان ، برادران ، خواهران و والدین و مربیان می پردازد و از ایفای نقش این نزدیکان بزرگ ترین لذت و تجربه را به دست می آورد. لذا توجه ی نزدیکان و مربیان به چگونگی رفتار خود با کودک به ویژه در سنین پیش دبستانی از اهمیت و ارزش زیادی برخوردار است .

بازی های نمایشی:

کودکان در ضمن تقلید رفتار بزرگ سالان، سعی دارند تا با پوشیدن و استفاده از لباس های آن ها بازی خود را واقعی تر نشان دهند. پوشیدن لباس و استفاده از وسایل مخصوص بزرگ سالان، یکی از سرگرمی ها و بازی های مورد علاقه ی کودکان است . اگرچه در به کاربردن این وسایل، کودک زحمت زیادی را متحمل می شود؛ اما میل به کشف و لمس واقعیت ها او را آماده ی پذیرش این زحمت می کند و اجرای عمل به صورت بازی را مناسب و مطلوب می یابد . کودک خردسالی که همانند پدر یا مادر قلم بردست گرفته ، عینک برچشم گذاشته و بادقت مشغول مطالعه است، نشانی از بازی های نمایشی کودک است که در آن، نه تنها کودک نقش بزرگ سالان را تقلید می کند بلکه با استفاده از وسایل بزرگ سالان نیز نقش آن ها را به نمایش می گذارد.

اگرچه بازی های تقلیدی و نمایشی باهم مشترکند. در حقیقت بازی نمایشی خود نوعی از بازی تقلیدی است؛ اما نکته ی ظریف این جاست که در بازی تقلیدی، کودک سعی به تقلید نقش دارد.در حالی که در بازی نمایشی کودک علاوه بر تقلید نقش ، انتظار خود از آن نقش را نیز بیان می دارد. به طور مثال هرگاه کودک دارای پدری سخت گیر و مستبد باشد، کودک در بازی تقلیدی خود سخت گیر و مستبد می شود؛ اما در بازی نمایشی، انتظار محبت و همدردی پدر با فرزند را منعکس می کند.

بهترین بازی که در آن احساسات ، نیازها و عواطف کودکان می تواند بروز کند، بازی نمایشی است . که در این بازی کودک فرصت می یابد تا شخصیت درونی خود را بیرون بریزد و به آشکار سازی شخصیت خود همت گمارد. کودک از این که روی صحنه بازی می کند، خیلی خرسند است؛ زیرا بدین وسیله اوقادراست بسیاری از چیزها را که احتمالاً نمی تواند به زبان آورد، و با الفاظ بیان کند در آن جا برای بزرگ سالان نشان دهد وظاهر سازد .

بازی های نمادی:

کودک در هنگام انجام بازی های تقلیدی و نمایشی با استفاده از وسایل موجود به برون فکنی یا درون فکنی امیال و خواست های خود می پردازد و از این طریق به لذتی درونی و برونی دست یافته و خود را از قید تنش ها رها می سازد . در هر دوی این بازی ها – تقلیدی و نمایشی – کودک سعی دارد به اشیا و وسایل واقعی موجود در محیط خود دست یافته و با آن وسایل به بازی مبادرت ورزد؛ اما بسیاری از اوقات محدودیت ها مانع دست یابی کودک به ابزار و وسایلی است که در بازی به آن نیاز دارد . این محدودیت دامنه وسیعی را شامل می شوند.

بازی های قانونمند :

در بازی های قانون مند سطوحی از شناخت درباره ی مشارکت ، دادوستد ، بازی جوانمردانه ، دقت برطبق نتایج در نظر گرفته می شود. بازی قانونمند معمولاً از حدود 4 سالگی آغاز می شود. کودکان در گروه های کوچک در تعیین قانون بازی همکاری می کنند . بازی های گروهی که چالش های رقابتی در کودکان بزرگتر و بزرگ سالان ایجاد می کنند، موضوعی برای قوانین هستند.

بازی های قرآنی و آموزشی :

هرگاه به کودکان ودنیای شاد آنان توجه کنیم، خواهیم دید دنیای پاک و کودکانه ی آنان از دنیای بازی و تحرک جدا نیست . همه ی کودکان در همه جای دنیا و باشرایط مختلف فرهنگی ، تاریخی و جغرافیایی به بازی     علاقه مندند فقط شکل بازی های آنان متفاوت است .

بنابراین، مربیان قرآن نیز باید از علاقه ی وافر کودکان به بازی استفاده کرده و بسیاری از نکات دینی ، اخلاقی و حتی مرور سوره ها را برای کودکان از طریق بازی اجرا کنند.

بازی های قرآنی به دلایل زیر برای کودکان جالب و جذاب است .

1. کودکان ذاتاً عاشق بازی و تحرک هستند؛

– بازی های قرآنی فرآیند تکرار، تمرین و مرور را برای آن ها متنوع و مفرّح ساخته و آموزش را برای آنان دلپذیرتر و رضایت بخش تر می کند؛

2. چون بازی های قرآنی هم در زُمره ی فعال و پرتحرک و هم در قالب بازی های اکتشافی می تواند باشد، اجرای آن ها برای کودکان بسیار جذاب خواهد بود .

باید متوجه بود بازی های قرآنی طراحی شده در این نوشته، فقط برای تکرار و مرور آیات طراحی شده است؛ زیرا اگر آموزش توأم با بازی باشد، اولاً کودکان یادگیری مسأله ی موردنظر را به دلیل آن که به شکل بازی است زیاد جدی نمی گیرند. ثانیاً زمان زیادی برای آموزش آن مطلب، لازم خواهد بود؛ بنابراین، مربی قرآن کودک ابتدا باید با بازی های کودکانه ، انواع بازی و همچنین روان شناسی بازی آشنا شود و سپس بازی های قرآنی را بشناسد و حتی خودش قادر به طراحی آن ها باشد، تا تلاوت و بازخوانی قرآن برای کودکان مفرّح شود.

ازطرفی ماحق نداریم کودکانمان را از دنیای کودکی شان محروم کنیم؛ چرا که، دنیای کودک همان دنیای بازی ، تحرک ، شادی ، شعر ، قصه و … است؛ بنابراین اگر بخواهیم کودکی را با مفاهیم دینی، نکات اخلاقی و قرآنی آشنا کنیم نباید کودکی اش را از او بگیریم. بلکه باید خود را به دنیای کودکانه ی وی نزدیک ساخته و از فعالیتهای دلخواه او استفاده کنیم .درواقع باید از زاویه دید کودک به پدیده ها و امور نگاه کرد؛ لذا اگر             فعالیت های تربیتی خویش را منطبق بادنیای کودکانه ی آن ها کنیم، نه تنها بچه ها را از دنیای کودکانه شان محروم نکرده ایم بلکه تربیت و فعالیت های آنان را سمت و سوی مثبتی بخشیده ایم .

در طراحی بازی های قرآنی می توان از انواع بازی ها استفاده کرد؛ مثلاً می توان بازی هایی را طراحی کرد که با فعالیت های جسمانی مانند : دویدن ، پریدن ، پازدن و … همراه باشد. همچنین بازی هایی را که جنبه ی رقابتی دارد و یا به صورت مسابقه اجرا می شود همراه با معیارهای بازی های قانونمند مورد توجه قرار داد. استفاده از بازی های تقلیدی هم برای طراحی بازی های قرآنی بسیارمناسب است؛ زیراکودک از طریق این گونه بازی ها می تواند شیوه صحیح تلاوت آیات را از مربی و یا سایر کودکان در کم ترین زمان بیاموزد . بهتر است مربّیان قرآن خودشان هم حتماً در اجرای بازی های قرآنی با کودکان مشارکت داشته باشند؛ زیرا بچه ها دوست دارند که مربی آنان نیز در جریان بازی آنان را همراهی کند و در واقع مربی نیز جزو بازیکنان باشد. بیشر بازی های قرآنی به شکل گروهی و دسته جمعی اجرا می شود که این امر می تواند علاوه برمرور سوره های قرآنی، سبب تقویت روحیه ی جمعی، همکاری ، مسؤولیت پذیری ، چگونگی به سربردن با دیگران و… شود . در بازی های قرآنی که به صورت رقابتی و مسابقه ای طراحی شده است، بهتر است برنده و بازنده وجود نداشته باشد. اگر احیاناً کودکی قادر به خواندن سوره یا آیه نبود باید به وی فرصت داده شود تا وی بتواند اشتباه خود را اصلاح کند . به عبارتی دیگر، باید فرصت یادگیری مناسب را برای این کودکان در نظر گرفت . اگر هم قرار است به کودکان پاداش یا جایزه ای داده شود بهتر است این جایزه به همه ی کودکان تعلق گیرد.

بازی های قرآنی علاوه بر این که جنبه ی آموزشی دارند باید بسیارشاد و جذاب باشند، به گونه ای که کودک بااجرای بازی هم به هدف مربی که همان مرور سوره است برسند و هم از هیجان ، تحرک، شادی و سُرور برخوردار شود.

چندنمونه از بازی های قرآنی و آموزشی :

نام بازی : بشین و پاشو

شرح بازی

کودکان دایره وار می نشینند و دست هم دیگر را می گیرند. آن گاه مربی می گوید:

شکوفه های قرآنی.

کودکان : بله.

مربی: قرآن می خوانید؟

کودکان : بله

مربی: دوستش دارید؟

کودکان: بله.

مربی: قرآن اومده.

کودکان: چی چی آورده؟

مربی: یه سوره ی آسمونی

کودکان: به اسم چی؟

مربی: به اسم سوره ی (مثلاً ماعون) بشین و پاشو سوره رو بخون

سپس کودکان بلند می شوند، سپس سریع می نشینند آن گاه سوره را می خوانند.

نام بازی: آب شوید ، یخ شوید.

شرح بازی:

کودکان با علامت شروع مربی آهسته حرکت می کنند. سپس مربی از آن ها می خواهد که سوره ای را تلاوت کنند. سپس می گوید: آب شوید! کودکان با سرعت بیش تری حرکت کرده و سوره ی مورد نظر را تلاوت می کنند سپس مربی می گوید: یخ شوید! کودکان ساکت شده و هیچ حرکتی نمی کنند. هر کودکی در حال حرکت باشد از دور بازی خارج می شود. همین بازی را می توان جهت تمرین و مرور سوره ای دیگر نیز انجام داد.

نام بازی : بال های پروانه

شرح بازی:

مربی، پروانه هایی را با مقوا تهیه کرده و تعدادی دایره های رنگی را نیز در اختیار کودکان قرار می دهد. سپس مربی نام سوره ای را به کودک می گوید و او به ازای هر آیه ای که می خواند یک دایره ی کوچک رنگی را بر روی بال های پروانه می چسباند. به این ترتیب کودکان شور و شوق پیدا می کنند که هر چه زودتر، زیباتر و بهتر بال های پروانه شان را کامل کنند. به این ترتیب تلاوت و تمرین قرآن برای آنان لذت بخش هم خواهد بود.

نام بازی: گل ها و زنبورهای عسل

شرح بازی:

عداه ای از کودکان کلاس، نقش گل را بر عهده می گیرند و بر روی زمین می نشینند . تعدادی نیز در نقش زنبور عسل ظاهر می شوند. مربی زدن مداد بر میز را آغاز می کند. کودکانی که نقش زنبور عسل را بر عهده  دارند دور گل می چرخند وهم صدا با هم یکی از سوره های قرآن را تلاوت می کنند . با قطع شدن صدای مداد مربی ، زنبورها در هر حالتی که هستند ثابت می مانند تا مربی دوباره به میز بزند و باز زنبورهای عسل بر گرد گل ها بچرخند و ادامه ی سوره را بخوانند سپس با اعلام مربی گل ها زنبور می شوند و زنبورها گل.

نام بازی: بگرد و پیدا کن

شرح بازی:

در این بازی مربی نام مبارک یکی از سوره ها را بر روی گل مقوایی که از قبل تهیه کرده است می نویسد سپس یکی از بچه ها از کلاس بیرون می رود، آن وقت مربی و کودکان دیگر گل را در گوشه ای از کلاس پنهان      می کنند. سپس کودک به کلاس فرا خوانده می شود. کودکان دیگر که از قبل توجیه شده اند نام سوره ای را که بر روی گل نوشته شده می خوانند. هر وقت آن کودک به محل پنهان شدن آن گل نزدیک شد کودکان آن سوره را با صدای بلند می خوانند اما هنگامی که از گل دور شد، سوره را آهسته تر می خوانند. سوره ی مذکور را به نسبت تعداد آیات می توان 2 تا 4 بار تلاوت کرد تا کودک در آن فاصله گل را پیدا کند.

جایگاه و وظایف والدین در مورد بازی کودک :

دانستیم که بازی ، یکی از عوامل مهم در سلامت و رشد جسمی ، روانی و عاطفی کودک است و نیز به اهمیت و تأثیر بازی برشخصیت و رفتار کودک پی بردیم . حال باید بررسی کنیم که والدین چه جایگاه و وظایفی در بازی کودکان دارند.

جایگاه و وظیفه والدین درفراهم کردن زمینه ی مناسب ، هدایت ، کنترل بازی و ایجاد انگیزه در کودک برای تمرین مهارت های جدید و بازی های خلاق، بسیار مهم و اساسی است؛ ولی بیشتر اولیا و مربیان ، بازی کودک را نوعی اتلاف وقت به شمار می آورند و می خواهند که کودک هرچه زودتر بازی کردن را رها کند و به کارهای مهم تر روی آورد. اینان کودک را بزرگ سالانی می پندارند که فقط از نظر جثه کوچک است . (بازی کودک در اسلام ،محمدصادق شجاعی، ص 25 )

ضرورت آموزش بازی به کودکان :

باتوجه به کارکردهای مختلف بازی در امر آموزش، این ضرورت احساس می شود که به کودکان ، بازی آموزش داده شود. هنگامی که راه صحیح یا جدید استفاده از وسیله ای را به کودک می آموزیم، موضوع و مسیر داستانی         را به کودک پیشنهاد می کنیم، درواقع زمینه ی رشد و خلاقیت او را فراهم می کنیم . باتوجه به این که بهترین و مؤثرترین راه آموزش کودکان، آن است که آن ها به میزان رشد شخصیتی و ذهنی شان آموزش داده شوند . کودکان در حد سنّی خود آماده یادگیری هستند . قسمتی از رشد ذهنی کودک شناختن و تشخیص دادن است . پدران ، مادران و مربیان باید فعالیت های مناسبی انتخاب کنند که موردعلاقه ی کودک باشد . این راه موفق ترین راه آموزشی است . آموزش کودک باانتخاب فعالیت مناسب و در وقت مناسب امکان پذیر است؛ مثلاً زمانی که کودک مشغول بازی است می توانید با واردشدن به بازی او به آن جنبه ی آموزشی بدهید و مانند دوست خوبی به او کمک کنید تا کاری را که شروع کرده به انجام برساند . بازی طبیعی ترین وسیله ی آموزش برای کودکان است .

طبیعت، بهترین وسایل آموزشی را در اختیار دارد. کودک دوست دارد لمس کند ، بوکند ، بچشد ، ببیند ، بشنود ، تقلید کند ، بپرسد ، حرف بزند. با این وصف بهتر است کودکان جملات و کلمات را از راه طبیعی به ویژه از طریق بازی های کودکانه بیاموزند.

باید کودکان را به طریق آموزش غیرمستقیم راهنمایی کرد به خصوص در منزل، تا حس کنجکاوی و انگیزه ی یادگیری خود را از دست ندهند؛ زیرا با این احساس، کودکان در واقع یاد می گیرند که یاد نگیرند و این عادت مشکلات بزرگی را در آینده پیش می آورد.

مسؤولیت والدین در زمینه ی بازی کودک از دیدگاه اسلام:

از نظر اسلام ، مسؤولیت پدر و مادر فقط اداره ی زندگی مادی و تأمین نیازهای جسمانی کودک نیست . بلکه پاسخگویی به نیازهای عاطفی و روانی کودک وتوجه به جنبه های تربیتی وی نیز برعهده ی والدین است .

مسؤولیت والدین در برابر فرزندان آن چنان سنگین است که امام سجاد علیه السلام از پیشگاه خداوند برای انجام این رسالت ارزشمند طلب یاری کرد. « واَعِنِّی عَلی تَربَیَتِهِم و تأدیبهم و بِرِّهم؛ بارخدایا! مرا در تربیت و تأدیب فرزندانم یاری و مدد فرما.»

اگر والدین به وظایف خویش عمل کنند و در زمینه ی تربیت و ارضای نیازهای عاطفی و روانی کودکان درست عمل نمایند، از بسیاری مشکلات اجتماعی پیشگیری می شود که خود بیشترین سهم را در ساختن جامعه ی سالم و خلاّق در برخواهد داشت .

جامع ترین تعبیری که گستره ی والدین را در برابر فرزندان نشان می دهد، واژه ی «تأدیب» و «تربیت» است و در روایات گوناگون از والدین خواسته شده است که به آن اهمیت دهند.

حضرت علی علیه السلام در این باره فرمود : (( ارزش گذاری و تفضل هیچ پدری به فرزندش، بهتر از آموختن ادب شایسته نیست ))

اگر والدین بتوانند از ابتدای کودکی رابطه خوبی با کودکان برقرار کنند و آن ها را تربیت و نیازهای عاطفی و روانی آن ها را ارضا کنند، بی گمان در دوران نوجوانی و جوانی نیز ارتباط بهتر و سالم تری خواهند داشت .

از آن جا که هدف مهم و وظیفه اصلی والدین ، تربیت و شکوفا سازی استعدادهای کودکان است ، اسلام هرآن چه را که برای رسیدن به این هدف مفید باشد، پذیرفته است . و از والدین می خواهد که زمینه ی رشد را برای کودکان فراهم کننند. بازی نیز از این گونه است؛ زیرا بازی خوب و مناسب به کودک فرصت می دهد تا جنبه های جسمی ، روانی ، عاطفی اجتماعی ، اخلاقی و رشد به هنجار شخصیت خود را تربیت و تقویت کند.

قواعد و مقرارت بازی ها، کودک را با روح قوانین و اصول اخلاقی آشنا می سازد و او را آماده می سازد که اصول و مقررات زندگی اجتماعی را درک کند. و مسائل انضباطی و اخلاقی را درست و به موقع به کار ببندد. و بسیاری از اصول اصیل ارزشمند اخلاقی و اجتماعی؛ مانند تعاون ، همکاری، همدلی، مشارکت و مانند آن را کودکان به هنگام بازی می آموزند . از این رو والدین و مربیان باید امکانات لازم را برای بازی های مفید کودکان فراهم کنند و به هیچ رو کودکان را منع نکنند و به این اصل توجه داشته باشند که شغل کودک تاهفت سالگی بازی است .

رسول خدا خطاب به والدین فرمود : ((هفت سال فرزندت را به بازی فراخوان )). پیامبراکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم از فرصت های مناسب با نوه های خود ( امام حسن و امام حسین علیهما السلام بازی می کرد و آنان را به بازی با هم سالان خود تشویق می فرمود . (تلخیصی از بازی کودکان در اسلام، محمدصادق شجاعی، صص 29-27 )

اینک با این مقدمه محورهای عمده ی وظایف والدین در مورد بازی کودک را بیان می کنیم .

الف) فراهم کردن زمینه مناسب برای بازی کودک

خانه و خانواده ، محل رشد کودک و نخستین مدرسه ی تربیت اوست؛ بنابراین ایجاد شرایط مساعد در محیط خانواده از مهم ترین وظایف پدر و مادر و یکی از اساسی ترین نیازهای کودک می باشد.

بررسی های گوناگون ثابت کرده است که ایجاد محیط امن و برخوردار از امکانات تفریحی ، یکی از عوامل سلامت روح و روان آدمی است و برای کودک ارزش حیاتی دارد. روان شناسان برروابط کودک با کسانی که مراقبت از او را به عهده دارند تاکید کرده و این کنش های متقابل را اساس رشد عاطفی در کودک دانسته اند. کودک به افرادی که زمینه های لذت و سرگرمی و تفریح را برای او فراهم می کنند، دل بستگی و احساسات مطلوبی پیدا می کند.

اگر والدین ، محیط های امن ، سرشار از اعتماد و احترام متقابل را به وجود آورند، احساس ناامنی در کودک کمتر می شود و احساسات خوب و انگیزه ی ذاتی یادگیری در او شکوفا می گردد. در واقع در چنین محیطی ، بهترین شرایط ذهنی برای یادگیری کودک ایجاد می شود.

یکی از فرضیه های روان شناسی این است که بازی ، رشد هوشی کودک را تسریع می کند. در تائید این فرضیه مطالعاتی انجام شده است که نشان می دهد کودکی که امکانات کمی برای بازی دارد از نظر هوشی و شناختی از همسالان خود عقب تر است .

ب) آزاد گذاشتن کودک برای بازی و سرگرمی

اصل آزاد گذاشتن کودک برای بازی ، هم در آموزه های تربیتی اسلام و هم در دیدگاه های روان شناسی پذیرفته شده است، ولی آزدای نباید به معنای بی بند و باری تلقی شود.

پاتریک بورژه ، روانشناس، در این باره می گوید :«منظور از آزاد گذاشتن و رها کردن کودک تنها در مسیرهای طولانی پیاده روی و گردش ها خلاصه نمی شود؛ بلکه هرکاری که به منظور کودک لذت بخش آید؛ نوعی آزاد بودن معنا می دهد.»

دخالت های بی جا و غیرمنطقی در دنیای رؤیایی و شیرین بازی کودک و تحمیل نوع بازی به کودک باعث می شود که او در فردایی نه چندان دور خود را فردی فاقد اعتماد به نفس ، وابسته به دیگران ، سرافکنده و ناکارآمد ببیند.

ج) در نظر گرفتن مکان مناسب برای بازی

کودک به مکانی نیاز دارد که متعلق به خودش باشد.داشتن محل کوچک و اختصاصی برای بازی ونگه داری وسایل شخصی مانند اسباب بازی ، کتاب ها ، مجله های تصویری و … به رشد شخصیت کودک و پرورش استقلال طلبی وی کمک می کند. همچنین می تواند از بسیاری از درگیرهای میان والدین و کودک جلوگیری کند. کودک می خواهد مکان ویژه ای داشته باشد تا بتواند بدون مزاحمت دیگران و هرطور که خواست بازی کند.

نکته ای را که باید مورد توجه قرار داد این است که کثیف شدن لباس کودک به هیچ وجه نمی تواند باعث محرومیت او از بازی شود . یکی از صاحب نظران تعلیم و تربیت در این باره می گوید: (( من شخصا ترجیح می دهم کودکی را ببینم که پس از بازی کردن ، لباسهایش پر از گرد و خاک شده است؛ ولی خوشحال و خندان به نظر می رسد )) .

رسول گرامی اسلام نیز هنگامی که دید کودکان باخاک بازی می کنند فرمود : (( بگذارید بازی کنند ، خاک چراگاه کودکان است .)) (تلخیصی از بازی کودکان در اسلام، محمدصادق شجاعی، صص 41 و40 )

ﻫ ) همبازی شدن با کودک

یکی از وظایف والدین و مربیان هم بازی شدن با کودک است .

حضرت علی (ع) در این باره فرمود : (( هرکس که کودکی دارد باید خود را تاحد طفولیت تنزل دهد و با وی بازی و تفریح کند)). ( وسایل الشیعه ، ج 15 ، ص 203 )

                  هرکه با کودک سروکارش فتاد             هم زبان کودکی باید گشاد

پیامبراکرم (ص) فرمود : (( کسی که کودک در نزد اوست ( سروکارش با کودک است ) باید با او رفتار کودکانه در پیش گیرد)) . ( همان ، ج 20 ، ص 486 ) .

فرد بزرگسالی که باکودک به بازی و شوخی می نشیند به او این امکان را می دهد که با خیال راحت بازی کند زیرا بعضی از کودکان ممکن است به علت ترس از مسخره شدن بوسیله دوستانشان ، تمایلی به بازی نداشته باشند. شرکت والدین و مربیان در بازی کودک به او این اطمینان را می دهد که بازی وی معتبر و معنادار و مورد حمایت است هنگامی که شخص بزرگسالی در بازی موردعلاقه کودک شریک می شود، بیش از پیش وی را به بازی علاقه مند می کند. (تلخیصی از بازی کودکان در اسلام، محمدصادق شجاعی، صص 44 و43 )

یک اصل مهم:

اصل مهمی که والدین و مربیان در بازی با کودکان به آن توجه کنند این است که خود را تا مرز کودکی تنزل دهند و تاهنگامی که سرگرم بازی با کودکان هستند کارها و رفتارهای کودکانه از خود نشان دهند .

حضرت علی علیه السلام فرمود : (( من کان له ولد صبا )) ( هرکس که کودکی دارد باید خود را تاحد طفولیت تنزل دهد.))

جابربن عبدا… انصاری می گوید: رسول خدا چهاردست وپا راه می رفت و حسنین علیهما السّلام سوارش بودند و می فرمود: (( مرکب شما . مرکب خوبی است و شما بردوش این مرکب، راکب خوبی هستید .))

در سیره ی رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم آمده است که روزی با اصحاب از منزل خارج شد ناگاه حسین علیه السلام را که کودک خردسالی بودید که سرگرم بازی با کودکان است . پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم از اصحاب جدا شد و در حالی که با شور و شوق خاصی به سوی فرزندش قدم برمی داشت . دستان مبارک را گشود تا او را درآغوش بگیرد، کودک خنده کنان به این سو و آن سو فرار می کرد و رسول ا… نیز خندان از پی او می دوید و سرانجام کودک را گرفت سپس دستی زیرچانه او و دست دیگر را پشت گردن وی گذاشت و او را بوسید.

نکته ی بسیارجالبی که از این روایت آمده این است که هدف در بازی با کودک شادکردن کودک است. (تلخیصی از بازی کودکان در اسلام، محمدصادق شجاعی، صص 51 و50 )

نکاتی که والدین و مربیان باید در هنگام بازی با کودک رعایت کنند :

1) به هنگام بازی با کودک باید باتمام وجود خود را در اختیار کودک قرار دهیم و حواس ما فقط به بازی باشد . اگر کودک احساس کند که در حین بازی حواسمان جای دیگری است؛ مثلا نیم نگاهی به تلویزیون داریم یا با دیگران صحبت می کنیم؛ از ما ناراحت می شود و این کارها را به حساب بی احترامی و اهمیت ندادن ما به او و بازی اش می گذارد.

2) بعضی از والدین و مربیان هنگام بازی با کودک برای آن که کودک را خوشحال و به بازی تشویق کنند، همیشه بازی را طوری ترتیب دهند که کودکان برنده شوند. این گونه عملکرد ازنظر تربیتی و روان شناختی درست نیست؛ زیرا کودکان را خودخواه یا مغرور بار می آورد و باعث می شود که کودکان همیشه انتظار برنده شدن و موفقیت را داشته باشند. درحالی که واقعیت های زندگی این گونه نیست . در زندگی واقعی هم شکست وجود دارد و هم پیروزی . برای آن که کودک با واقعیت ها آشنا شود و بیاموزد که در زندگی شکست هم وجود دارد باید پس از هرچندبار که کودک موفق به انجام کاری می شود و در بازی خوشحالی می کند ، طعم شکست را هم به او بچشانند. البته نکته ای که باید توجه داشت این است که تعداد موفقیت هایش باید بیشتر باشد و سرانجام بازی بایک تجربه موفقیت آمیز پایان یابد.

3) به هنگام هم بازی شدن با کودک ، هرگاه کودک دچار اشتباه شد و قوانین و مقررات بازی را رعایت نکرد، او را سرزنش و تحقیر نکنید . هم چنین هنگامی که رفتارکودک باهم بازی هایش مناسب و مطلوب نبود. مستقیم و با لحن آمرانه از او انتقاد نکنید؛ بلکه با زبان کودکی و به عنوان ایفاکننده نقشی در بازی به وی تذکر دهید.

4) هنگام همبازی شدن باکودک و ایفای نقش کودکانه ، باید نقش آن کودکی را بازی کنید که عاقل تر است . پس بازیرکی و هوشمندی بسیاری از مفاهیم دینی و اخلاقی و عاطفی ، بهداشتی و اجتماعی را به کودک بیاموزید . از آن رو که کودک آماده تقلید و همانندسازی با قهرمان قصه ها و بازی های کودکانه در زندگی واقعی خود است والدین و مربیان می توانند در خیال پردازی و طراحی بازی های کودک ، موضوعات ارزشمند و اخلاقی و الگوهای سازنده و مفید را در اختیار او قرار دهند . این کار باعث می شود کودک به گونه ای غیرمستقیم وادار به درون سازی و پرورش هنجارهای رفتاری شخصیت های بازی شود. (تلخیصی از بازی کودکان در اسلام، محمدصادق شجاعی، صص 54 – 51 )

همچنین بخوانید :

بازی کردن با کودکان – 2

بازی کردن با کودکان – 1 ، منبع : ashpazi.org


انجمن های آشپزی (آشپزخانه)