آموزش آشپزی

آشپزی / دین و مذهب / اخلاق / درمان آسیب های اخلاقی با الگوی صالح نگری و خیراندیشی

درمان آسیب های اخلاقی با الگوی صالح نگری و خیراندیشی

بسم الله الرحمن الرحیم

درمان آسیب‌های اخلاقی با الگوی صالح‌نگری و خیراندیشی

حجة الاسلام و المسلمین محمّد قطبی[1]

چکیده

در این مقاله سعی شده است، برخی زمینه‌های بروز آسیب‌های اخلاقی و اجتماعی، از جمله، خودابرازی‌های عشقی، ظاهری و رفتاری، بررسی و راهبرد خوداثباتیِ منطقی وآگاهانه برای مقابله با انحرافات اخلاقی و اجتماعی مورد توجه قرار گیرد و از میان شیوه‌های خوداثباتی، شامل: خوداثباتیِ علمی، مهارتی و رفتاری – اجتماعی، مورد اخیر، در قالب الگوی خیراندیشی و صالح‌نگری با تفصیل بیشتری به بحث گذاشته و به عنوان یکی از بهترین راه‌های درمان آسیب‌های اخلاقی و اجتماعی واکاوی و تحلیل شود.

واژه‌های کلیدی:

صالح‌نگری، خیراندیشی، خودابرازی، خوداثباتی، عمل صالح، پایگاه اجتماعی.

ابتدا با بررسی برخی آسیب‌هایی که در حوزه‌ی رفتارهای اجتماعی،کج‌روی‌های اخلاقی را به دنبال دارد زمینه‌های پیدایش آن‌ها را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

خودابرازی

نوجوانان وجوانان، به دلیل ویژگی‌های فردی و شخصیتی که از آن برخوردارند، علاقه‌مندند در محیط و جامعه دارای اهمیت باشند و در وجود خود احساس ارزشمند بودن نمایند.

دنبال‌کردن حسّ ارزشمندی و اهمیت‌داشتن در جامعه، به خودی خود، نه تنها امری ناپسند نیست، بلکه نقطه‌ی آغازین برای رشد و بالندگی انسان است. با این وجود، این مسأله زمانی که در مسیر خودبرازندگی و انحراف قرار گیرد، مایه‌ی انحرافات بسیاری خواهد شد.

جوان در چنین حالتی به دنبال آن ‌است ‌که در جامعه، و به ویژه بین دوستان و همسالان خود، دارایی‌ها و برخورداری‌های خویش را ابراز کند، به‌گونه‌ای که مورد توجّه و تحسین دیگران قرار گیرد.

این روحیه، زمانی شدت می‌گیرد که جوان و نوجوان، از پیرامون خویش کم‌اهمیتی یا بی‌تفاوتی را نسبت به خود احساس کند.

انواع خودابرازی

خود برازندگی و ابراز شخصیت در شکل‌های مختلفی نمایان می‌شود و در میان رفتارها و واکنش‌های جوانان و نوجوانان، می‌توان نمونه‌های زیادی از خودابرازی را مشاهده نمود.

اگر زمینه‌ی خود ابرازیِ درست و صحیح برای جوانان فراهم باشد، بدون تردید بدان سَمت سوق پیدا کرده و در مسیر صحیحی قرار خواهند گرفت، ولی در صورتی که زمینه‌ی مناسب برای بروز این نیاز به وجود نیاید، بلکه به عکس، زمینه‌ی بروز آن از راه‌های ناسالم و غیر صحیح مهیّا باشد، به یقین، موجب انحراف ایشان شده و به توسعه‌ی آسیب‌های اجتماعی و اخلاقی منجر خواهد شد.

فراهم نبودن زمینه‌یِ بروزِ صحیحِ این روحیه در جوانان موجب خواهد شد آنان در یک سِیر نزولی قرار گرفته و برای تأمین نیازهای درونی خود به سَمت رفتارهای عشقی و عاطفی روی ‌آورند.

طرح دوستی دختر و پسر، نامه‌نگاری، تلفن، چت، وعده‌های پنهانی، تجمع‌ها و پاتوق‌های عشقی و عاطفی، طنّازی و عشوه‌گری، آرزوهای بلند عاشقانه و… از جمله نمونه‌ها و مصادیق رفتار عشقی- عاطفی جوانان در دست‌یابی به یک نقطه‌ی ارزشمند در محیط و خصوصاً در میان دوستان و همکلاسی‌های خود است.

اگر در باور یک دختر جوان یا نوجوان، چنین انگاشته شود که هر کس دوست‌پسر بیشتری داشته باشد توانمندتر است و هر کس چنین دوستی نداشته باشد ناتوان[2]، آن‌گاه، راهِ ارزشمندبودن را در طرح دوستی بیشتر و داشتن ارتباط قوی‌تر با غیرهمجنس جست و جو خواهد کرد.

این جوان یا نوجوان در هدف خویش، که رسیدن به حسّ ارزشمندی و افتخار در میان همسالان و همکلاس‌ها و جامعه و خانواده‌ی خود است، اشتباه نکرده است، بلکه در انتخاب روش و راه رسیدن به هدف، خطا کرده است.

علت خطاي او نیز در اين‌است ‌كه ارزشمندی و با اهمیت‌بودن را به درستی فهم نکرده و تعریف صحیحی از آن به دست نیاورده است. پس، او در اصلِ دنبال کردن هدف خطا نکرده، بلکه خطایش در تعریف هدف و در پی‌آن در روش رسیدن به هدف بوده است.

گاه جوان یک قدم جلوتر رفته و آنچه را در درون، پذیرفته در بیرون به نمایش می‌گذارد. در ظاهر و پوشش خود به سَمتی حرکت می‌کند که به اعتقاد خویش مي‌تواند در جامعه و محیط، خود را به برتری برساند.

او احساس می‌کند با انتخاب رنگ و نوع لباس و تنوع و تغییرشکل در پوشش و ظاهر خود در جامعه، رتبه‌ی بالاتری نسبت به ديگران کسب می‌کند، و در نتیجه، ارزشمندتر و مهم‌تر می‌شود.

یکی از دلایل توسعه‌ی یک مدل در جامعه به عنوان مُد، این است ‌که جوانان به محض این‌ که مدل تازه‌ای در نوع پوشش و لباس و آرایش وارد بازار شد، احساس می‌کنند که اگر به این مدل روی بیاورند ارزشمندتر خواهند بود و رتبه‌ی آنان بالا خواهد رفت.

از این‌رو، گرایش به آن مدل شدت گرفته و با سرعت به «مُد» تبدیل می‌شود. بنابراين، مُد یعنی آنچه در جامعه فراگير شده، به گونه‌ای که شدت علاقه‌ی مردم جامعه نسبت به آن بالاتر از نمونه‌های دیگر باشد و ملاك و معيار براي يك سري برتري‌ها به شمار آید.

امروزه، جوان برای دست‌یابی به چنین رتبه‌ای در جامعه هزینه‌های گزافی صرف می‌کند و حتی از خواب و خوراک خود می‌زند تا ظاهر او آراسته و عامه‌پسند باشد.

آمارها نشان می‌دهد درآمد حاصل از فروش لوازم بهداشتی و آرایشی، رتبه‌ی بالایی را در دنیا از آنِ خود کرده و همپای درآمد حاصل از فروش اسلحه و مهمّات جنگی و مواد مخدر و افیونی در بالاترین رتبه قرار دارد. حتی در میان پزشکان، آنانی که رشته‌ی پزشکی‌شان به زیبایی و آرایشی نزدیک‌تر است، درآمد بالاتری دارند، از جمله: جراحی پلاستیک، پوست، مو، لیزیک چشم، و… .

جوان وقتی با پوشیدن لباسی جدید یا استفاده از نوعی آرایش خاص در جامعه و خصوصاً در میان همسالان و همکلاسی‌هایش احساس برتری ‌کند، حاضر است برای رسیدن به این برتری و ارزشمندی از همه چیز بگذرد و خود را به کانون توجّه تبدیل نماید.

اين جلب توجّه مرز مشخّصی ندارد وحتی تا جایی پیش می‌رود که جوان پس از پیمودن راه‌های معمولی و عادی زیبایی پوشش و ظاهر، به سَمت مدل‌های خاص و نادر گرايش پيدا خواهد کرد و تلاش خواهد نمود با توسل به شکل‌های غیرمتعارف و جديد، نظر دیگران را به سَمت خود بكشاند. این گرایش در پسران بیشتر به شكل‌هاي جديد و غیرمتعارف و در دختران بیشتر در زیبایی و لطافت نمود می‌یابد.

این نوع خودابرازی فقط در آرایش و پوشش خلاصه نمی‌شود، بلکه در اسباب و وسایل زندگی و تحصیل نیز یافت می‌شود.

نوع و رنگ خودرو، نمای خانه، دکوراسیون منزل، مبلمان خانه، تزیینات و تشریفات زندگی، اشیای قیمتی و تزیینی، فرش و رنگ منزل، و… از جمله اموری است ‌که برخی به گمان برترشدن و اهمیت یافتن به آن روی آورده‌اند.

قرآن‌کریم از این‌گونه خودابرازی به فخرفروشی و تکاثر تعبیر کرده و بیان می‌کند که چنین انسان‌هایی به قدری در ظاهر وتشریفات غرق می‌شوند و دارایی‌هایشان را ملاک برتری قرار می‌دهند که گاهی«قبرهاي» آنان هم ملاک برتری‌شان خواهد بود؛ چه تعداد زیاد قبرها که نشانه‌ی زیادی جمعیت و گستردگی تبار آنان است و چه شکل ظاهر قبرهاي آنان و چه … .[3]

تجمّل‌گرایی و فخرفروشی به خاطر داشته‌ها و دارایی‌های مادی، از بزرگ‌ترین آفت‌هایی است‌ که دامن‌گیر انسانِ امروزی شده و مع‌الأسف جوانان بیش از بزرگسالان در این مسیرِ انحرافی شتاب گرفته‌اند.

مي‌توان گفت عوامل زیادی در پیدایش این نوع خودابرازیِ ناصحیح که در حقیقت نوعی خودتخریبی است و باعث نابودی دین و هستی انسان می‌شود دخیل ‌است.

در روایات زیادی مسلمانان، از این ‌که معابد و مساجد خود را با تجمّلات زینت کنند منع شده‌اند. اسلام، انسان را بیشتر به توجّه به معنا و مفهوم عبادت دعوت کرده تا به ظاهر عبادت و عبادتکده.

در زندگی نیز اگر تجمّل‌گرایی، بیش از اندازه خودنمایی کند، انسان از معنا و مفهوم اصلی زندگیغافل شده و از آن لذتی نخواهد برد.

این نوع خودابرازی، در حالت شدیدتر، به غلوّ و فخرفروشی‌های گفتاری تبدیل خواهد شد و کسانی که در توانشان نیست تا با داشته‌هایشان برتری اجتماعی را کسب نمایند و یا داشته‌هایشان را کمتر از رقیب خود می‌دانند، برای این ‌که در میدان مسابقه نبازند، به غلو و فخرفروشی‌های دروغین خواهند پرداخت.

جوان وقتی در محیط آموزشی و پیرامونی خود احساس کند آنچه مایه‌‌ی برتریِ یک دانش‌آموز محسوب می‌شود تعداد زیاد دوست پسر یا دختر است، به دروغ روی آورده و با طرح سخنان غلوآمیز، افتخارات کاذب وخیالی برای خود برمی‌شمرد. همین ادعاهای پوچ، رفته رفته موجب می‌شود که او در عمل به این سمت کشیده شود. نیز مایه‌ی تحریک دیگران به این مسأله خواهد شد.

در نوع شدیدتر خودابرازی، جوان به سمت رفتارهایی کشیده می‌شود که به گمان خود مي‌تواند کانون توجّه قرار گیرد و برتری کسب نماید.

  سیگارکشیدن، تک چرخ زدن، ویراژ دادن با خودرو و… از جمله رفتارهایی است ‌که در نوجوانانِ پسر موجب دست‌یابی به حسّ نیرومندی و مردانگی شده و آنان را به سمت افتخارات بی‌اساس و پوچ می‌کشاند.

در این سن، نوجوانان احساس می‌کنند اگر کارهای خارق‌العاده‌ای انجام دهند یا رفتار بزرگ‌ترها را تکرار نمایند به برتری دست خواهند یافت. در دختران نیز حس مادری و مهربانی‌ و نوازش کردن از جمله رفتارهای غلطی است ‌که در گمان آنان موجب برتری ایشان خواهد بود.

سوگمندانه، روزبه‌روز، سن گرایش به مفاسد اجتماعی و از جمله اعتیاد، رابطه‌های بي‌حدّومرز، فرار و … پایین‌تر آمده و بسیاری از این آسيب‌ها وارد حوزه‌ی نوجوانی شده است و حتی در برخی مصادیق در دوران کودکی نیز مشاهده شده است.

یکی از علل پایین‌آمدن سن گرایش به مفاسد، احساس افتخار و برتری است‌ که بزرگ‌ترها در گرایش به این‌گونه مفاسد دارند و در رفتار خود آن‌ را به نمایش می‌گذارند.

وقتی جوانان با وَلَع و افتخار از داشتن رابطه با جنس مخالفِ خود سخن بگویند، مطمئناً نوجوانان نیز تصور می‌کنند که اگر با جنس مخالف خود رابطه برقرار کنند شاهکار کرده‌ و به رفتاری دست یافته‌اند که موجب افتخار آنان خواهد شد.

در نهایت، جوان برای این‌ که خود را به نقطه‌ی بالای افتخار برساند، گاهی پس از عبور از سه مرحله‌ی«عشقی»، «ظاهری» و «رفتاری»، خود را به مرحله‌ي چهارم، یعنی«خودابرازی محیطی»، می‌رساند و این مرحله هم مثل مراحل قبل، به جای خودابرازیِ صحیح، مُنجر به خودتخریبی خواهد شد. ناکامی در مراحل قبلی مي‌تواند علت اصلی گرایش به مراحل بعدی باشد.

در این مرحله، جوان، با ایجاد ارتباط با محیط‌‌‌‌‌هایی که به نظر او در جامعه اهمیت دارد و موجب کسب رتبه و برتری می‌شود، تلاش می‌کند خود را به نقطه‌ی اوج برساند.

پارتی‌های دوستانه، گروه‌های ناسالم همسالان، گردش‌های خاص و… ازجمله محیط‌هایی است‌ که جوانان با برقرارکردن ارتباط با آن و رفت‌ و آمد پنهان، سعی می‌کنند، در پوشش ارزشمندی و افتخار، در میان همسالان و همکلاسي‌‌های خود به برتری دست یابند.

محیط به دو شکل مي‌تواند مایه‌ي کسب افتخار انسان باشد: یکی در درونِ محیط و آنچه باعث برتری انسان نسبت به افراد درونِ محیط خواهد شد، و دیگری در بیرون محیط، یعنی نسبت به کسانی که در چنین محیطی نبوده‌اند.

حالت اول، بستگی به توانایی فردی و شخصیتی انسان دارد ‌که در مرحله‌ی خوداثباتی به آن خواهیم پرداخت، ولی حالت دوم، از این جهت مایه‌ی برتری‌جویی انسان می‌شود که دیگران از آن محروم بوده‌اند، این حالت از نمونه‌های بارز خودتخریبی است.

جوانی که رفتن به تجمّع و پارتی‌های پرسروصدا، گردش‌های خاص، مراسم رقص و موسیقی، عضویت در گروه‌های منحرف و یا … را مایه‌ی برتری خود می‌داند به اشتباه در مسیری انحرافی قرار گرفته و برتری کاذبی را برای خود به وجود آورده است.

خوداثباتی منطقی و آگاهانه

زمینه‌ی ‌بروز و پاسخ‌گویی نیازهای درونی جوانان، به ویژه حسّ ارزش‌مند بودن و بزرگ‌منشی، از طریق راه‌های صحیح و اسلامی وجود دارد. این راه‌ها می‌تواند عامل درمان و پیش‌گیری از بروز و توسعه‌ی آسیب‌های اخلاقی و اجتماعی در جامعه‌ی اسلامی باشد. یکنمونه‌ از این راه‌ها «خود اثباتی منطقی و آگاهانه» است.

خوداثباتی به این‌معنا است ‌که جوان و نوجوان برای دست‌یابی به رتبه‌ی عالی در جامعه و کسب حسّ ارزشمندی، از راه‌های صحیح و درست، همراه با آگاهی و انتخاب، بهره بگیرد. این امر در شکل‌های مختلفی بروز می‌نماید، از جمله:

 

الف ـ خوداثباتی علمی

﴿قُل هَل یَستَوِی‌الَّذینَ یَعلَمُونَ وَالَّذینَ لایَعلَمُونَ﴾؛ بگو آیا آنان که اهل علم و دانشند با آنان که نادانند یکسانند؟[4]

باید تلاش کرد جوانان و نوجوانان به جای این که برای دست‌یابی به برتریِ خود از راه‌های غیرصحیح و تخریب‌گرانه استفاده کنند، به سَمت علم و آگاهی حرکت کنند و با کسب رتبه‌های بالا در دانش و علم بتوانند توانایی خود را به اثبات برسانند.

جوان و نوجوان در چنین حالتی، علاوه بر این ‌که به خواسته‌ی خود، یعنی برتری، دست‌يافته است، در درون نيز، از خویشتن راضی است و به امنیت روانی خواهد رسید.

حسّ ارزشمندی تنها با عوامل بیرونی نمي‌تواند انسان را به اوج آرامش برساند بلکه بایستی در درونِ انسان هم امنیت روانی به وجود بیاورد و انسان، خودش هم قبول داشته باشد که آنچه به آن رسیده است واقعاً با ارزش و دارای اهمیت است، و صرفاً رتبه‌ای ساختگی و صوری نيست؛ دانش و آگاهی از این دسته است، زيرا هم در بیرون موجب تعالی جایگاه انسان می‌شود و هم از درون موجب آرامش انسان.

تشویق جوانان و نوجوانان به کسب دانش و علم، راه مناسبی است برای پیش‌گیری از انحراف آنان و مانع محكمي است براي نيفتادن آنها در ورطه‌های آسیب‌زا و خطرناک.

البته قبل از هر چیز باید مکانیسم‌های شناسایی استعداد نوجوانان در جامعه توسعه یابد و هر کس را نسبت به توانایی درونی‌اش به سمت فراگیری دانش تشویق و ترغیب نمود و همچنين در کنار آن بایستی الگوهای شایسته‌ای که توانسته‌اند با کسب دانش و آگاهی، به ستاره‌های جهانی یا دست‌کم ملی و محلی تبدیل شوند را توصیف کرد و زندگینامه ی آنان را در دسترس جوانان و نوجوانان قرار داد.

بی تردید، دستاوردهای علمی جوانان در هر موضوعی مي‌تواند موجب غرور و افتخار جوانان دیگر شود و باید باور کرد که جوان امروز لیاقت و توان رشد در همه‌ی جهات علمی را دارد و در صورت حمایت و هدایت مي‌تواند سرافرازی و سربلندی یک نسل را به ارمغان بیاورد.[5]

ب ـ خوداثباتی مهارتی[6]

  پس از علم و دانش، که البته دست‌یابی به آن برای همه کس فراهم نیست یا همگان توانش را ندارند، مي‌توان نوع دیگری از خوداثباتی را نام برد که جوانان به آن دسترسی بیشتری دارند و آن، خوداثباتی مهارتی است؛ مهارت‌های مختلف ـ در هر رشته‌ای و در هر صنفی ـ که مي‌تواند در زندگی موجب افتخار و سربلندی انسان در محیط پیرامونی خود باشد.

مسلماً بین جوانانی که دارای مهارت‌های بیشتری هستند، با آنانی که از مهارت‌های کمتری برخوردارند، تفاوت شخصیتی و اعتباری در جامعه وجود دارد.

  جوانی که در یک رشته‌ی ورزشی، هنری، صنعتی یا خدماتی دارای مهارت باشد، با دیگری که از آن مهارت برخوردار نیست، در شأنیت اجتماعی متفاوت‌اند.

  امروزه، مهارت‌های زیادی وجود دارد که هم کسب و فراگیری آنها آسان است و هم میزان ارتقا بخشی آن نسبت به رتبه‌ی اجتماعی جوانان بالاست.

  جوانی که داراي مهارت آشپزی یا کار با رایانه یا خیاطی یا … است، در مقابل دوستش که از آن مهارت محروم است، نه تنها از جایگاه و شأن بیشتری برخوردار است، بلکه در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعیِ خود نیز موفق‌تر است و اگر هم در مقابل دوستان خود اقدام به فخرفروشی کند، فخرفروشی او موجب تحریک و تشویق دوستانش در فراگیری آن مهارت خواهد بود؛ اگر چه ‌از نظر اخلاقی کار ناشایستی مرتکب شده است.

  به جای گرایش جوان‌ها به فخرفروشی و تجمل‌گراییِ مخرّب و ناپسند، بایستی تلاش کرد نوجوانان و جوانان به سمتی هدایت شوند که هم حسّ ارزشمندیِ آنان ارضا شود و هم موجب تخریب هویت دینی آنان نشده، عزّت و سربلندی برایشان به ‌ارمغان بیاورد.

توسعه‌ی مراکز آموزش مهارت‌های مختلف ورزشی، هنری، کاربردی، صنعتی، خدماتی و… در جامعه موجب خواهد شد که رقابت در فراگیریِ این‌گونه مهارت‌ها سرعت بگیرد و مانع بروز آسيب‌های خودتخریبی شود.

علاوه بر این، وقت فراغت جوانان و نوجوانان، که به جهت عدم برنامه‌ریزیِ صحیح منجر به مفاسد و انحرافات و آسيب‌های متعددی شده ‌است، صَرف یادگیری و آموزش این‌گونه مهارت‌ها خواهد شد.

ج ـ خوداثباتی رفتاری ـ اجتماعی

انجام امور اجتماعی و داشتن تعامل سازنده با جامعه، به انسان شخصیت و اعتبار می‌بخشد، و در نتیجه، حسّ ارزشمندی انسان را تأمین می‌کند.

﴿مَن کانَ یُریدُ العِزَۀَ فَلِلهِ جَمیعَا العِزَةُ اِلَیهِ یَصعَدُالکَلِم‌ُالطَّیّبِ وَ العَمَلُ‌الصَّالِحُ یَرفَعُه﴾؛ آن کس که عزت بخواهد، عزت همگی از آن خداست، کلمه‌ی پاکیزه (اعتقاد صحیح) به سوی خدا بالا می‌رود و عمل صالح آن را بالا می‌برد.[7]

  در جامعه‌ی اسلامی، مسایل زیادی وجود دارد که دارای ارزش و اهمیت ویژه است و انجام آن، علاوه بر أجر اُخروی، عزّت و سربلندی دنیوی را نیز به دنبال خواهد داشت.

در ادبیات قرآن‌کریم، به این‌گونه رفتارها «عمل صالح» اطلاق شده ‌است. قرآن‌کریم به کرّات اهل ایمان را به ‌انجام اعمال صالح دعوت نموده ‌است.[8]

‌انسان اگر در جامعه، عنصری فعال و پرتلاش باشد و در هر فرصتی به نیاز دیگران و جامعه بیندیشد و در حدّ توان، گره‌گشای مشکلات دیگران و مسایل اجتماعی باشد، دارای اعتبار و ارزش اجتماعی بالاتری خواهد شد.

  «يكي از نتايج مؤثر و”لاينفكّ“ عمل صالح كه بُعد اجتماعي آن، در خدمات و تعاون عمومي مجسّم مي‌گردد، توجّه عواطف انسان و علائق قلبي مردم به آن گروه از افراد است كه در خدمت جامعه بوده و براي آنان كار صورت مي‌دهند.

هيچ كس نمي‌تواند اين حقيقت را انكار كند كه نتيجه مستقيم خدمت خالصانه به جامعه، جلب عواطف و رسوخ در قلوب مي‌باشد.

  همگان مي‌دانيم كه پيامبران و آموزگاران الهي مورد احترام جامعه‌ها بوده و در جهان هيچ شخصيتي مانند حضرت مسيح ـ و حضرت محمّد ـ ـ عواطف انسان‌ها و بشر را جلب نكرده است».[9]

  این نوع خوداثباتی دایره‌ی وسیعی دارد؛ هم از جهت تنوع رفتاری و هم از جهت قابلیت و توانایی انسان‌ها. هر کسی در هر شرایطی که قرار دارد مي‌تواند به گونه‌ای در جامعه عنصری فعّال و مفید باشد و به جامعه خدمت کند؛ چه خدمت او ریالی و مادی باشد و چه هدایتی و فکری و چه ‌از انواع دیگر.

ما در این‌جا از این نوع خوداثباتی با عنوان «صالح‌نگری و خیراندیشی» یاد می‌کنیم؛ چرا که اساس انجام عمل صالح و خدمت به خلق نوعی نگرش صالحانه و اندیشه‌ی خَیّرانه است که از مهم‌ترین آموزه‌های اخلاقی در دین اسلام می‌باشد.

صالح‌نگری و خیراندیشی

با توجه به آنچه مورد اشاره قرار گرفت صالح‌نگري و خير‌انديشي از جمله محورهاي اساسي در بُعد تكريم انسان محسوب می‌شود كه در قرآن كريم و سيره‌ي پيامبر گرامي اسلام به طور جدّي مورد توجّهقرار گرفته است.

قرآن کریم در بیش از هشتاد مورد، ايمان و عمل صالح را كنار هم قرار داده و بدین‌سان فرهنگ خدمت‌رساني و صالح‌نگري و خير‌انديشي را ترويج كرده است.

عمل صالح كه در سطوح مختلفي قابل انجام است، موجب مي‌شود انسان‌ها نسبت به يكديگر احساس نزديكي و احترام داشته باشند و به طور آشکار تقرّب، معنويت و بندگي را در حدّ خود احساس نمايند.

يكي از دقيق‌ترين نمونه‌هاي شادي و نشاط از منظر اسلام، انجام عمل صالح است. يك رفتار، وقتی به معنای دقیق، شادي‌بخش و نشاط‌آور است که، افزون بر اين كه در زمان انجام براي انسان نشاط و شعف ایجاد می‌کند، هنگام یادآوری و مرور خاطره‌ی آن نیز شادي و نشاط قبلي را بازآفريند و احساس مسرّت و شادكامي در جان انسان بنشاند.

عمل صالح اين چنين است؛ يك شادي زودگذر و فراموش شدني نیست، بلکه شادی و نشاطی مستمر و پایدار است.

هر انساني در بازخواني زندگي خود، از برخي رفتارها و اعمالش خُرسند است و از آن‌ها به نيكي ياد مي‌كند و با ياد‌آوري دوباره‌ی آنها، خُرسندي و مسرّت را حس مي‌كند و اين حالت، جز براي اعمال صالح و آنچه انسان براي رضای خدا انجام داده باشد، نيست.

به هر ميزان كه فرهنگِ عمل‌صالح در جامعه توسعه يابد، رضايت‌مندي و احساس خوشبختي و اميدواري در انسان‌ها بيشتر خواهد شد. ﴿مَن عَمِلَ صالِحاً مِن ذَکَرٍ أو اُنثی وَ هُوَ مُؤمِنٌ فَلَنُحییَنَّهُ حَیوۀً طَیِّبَه﴾[10]

انجام عمل صالح نه تنها مايه‌ی نجات و سعادت بشر خواهد شد، بلكه سلامت روانِ انسان را نيز به دنبال خواهد داشت. مي‌توان از اين لطف الهي برای درمان بسياري از آشفتگي‌ها و تلاطم‌هاي روحي و حل معضلات اجتماعی كمك گرفت.

آن گاه كه انسان‌ها در انجام خوبي‌ها از يكديگر سبقت بگيرند و تلاش كنند تا توان و نيروي خود را صَرف عمل صالح كنند[11]، از بند بسياري از مشكلات روحي و رواني خواهند گسست و به دامن آرامش باز خواهند گشت.[12]

  عمل صالح، فقط در خدمت‌رساني خلاصه نمي‌شود و داراي موارد و شكل‌هاي ديگري نيز هست. رساترين و در دسترس‌ترين نوع عمل صالح، خدمت‌رساني و انجام فعاليت‌هاي فيزيكي و كمك‌رساني است. برخی دیگر از موارد و شكل‌هاي عمل صالح عبارت است از:

هدايتی، از قبیل: تبليغ، امر به‌معروف و نهي از منكر، مشاوره و راهنمايي، بناي سنت حسنه، خوش‌بيني و اميدواري، ایجاد الگوي رفتاري صحیح، تشويق و ترغيب به علم و دانش، دين و دینداری، و…

رفتاری، از قبیل: اخلاق خوب و رفتار صالحانه، تحمّل بدرفتاري‌ها، همدردي و همدلي با مردم، برخورد دوستانه، مودّت و محبّت، صله‌ی رحم، عيادت بيمار، تسلّي مصيبت ديدگان، مردمي زيستن، احترام و تكريم ديگران، مساوات و مواسات و…

معنوی، از قبیل: نماز، دعا، نیایش، زیارت، ذکر، تلاوت قرآن و…

درمان آسیب های اخلای با الگوی صالح نگری و خیراندیشی

و خدمتی، از قبیل: عمران و سازندگی، مجاهدت، دفاع و مبارزه، خدمات آموزشي و فرهنگي، خدمات اقتصادي، فعاليت‌هاي فرهنگي و تفريحي، كمك‌هاي مالي و صدقات، قرض‌الحسنه و….

  انجام عمل صالح و توسعه‌ی آن در جامعه نیازمند دست‌یابی به یک الگوی جامع دارد به گونه‌ای که به صورت سیستمی و روشمند در جامعه، فرهنگِ تمسّک به آن رواج یابد و در همه‌ی ارکان و اعضاء جامعه روحیه‌ی انجام آن پدید آید.

﴿وَلتَکُن مِنکُم اُمَّۀٌ یَدعُونَ اِلی‌الخَیر﴾؛ و باید از شما مسلمانان برخی خلق را به خیر و صلاح دعوت کنند.[13]

ثمرات خیراندیشی و صالح‌نگری

این الگو، در صورتی که با دقّت و همراه با برنامه در جامعه دنبال شود می‌تواند نتایج خوبی را به دنبال داشته باشد. در این جا به برخی از آنها اشاره خواهیم نمود.

یک ـ کسب پایگاه‌های مختلف اجتماعی[14]:

افرادی که سعی می‌کنند در زمینه‌های مختلف در جامعه، خدمت‌گزار باشند، به نوبه‌ی خود، در محیط‌هایی که حضور پیدا می‌کنند دارای نقش[15] معینی خواهند بود و این نقش موجب ارزش و اعتبار جامعه یا گروه به ایشان خواهد بود و این اعتبار موجب به دست آمدن پایگاه اجتماعی برای آنها خواهد شد.

چرا که پایگاه اجتماعی در پی داشتن نقش مفید در محیط، نصیب انسان خواهد شد و این گونه افراد به طور معمول در محیط‌هایی که فعالیت می‌نمایند مفید و مؤثر واقع خواهند شد و پایگاه اجتماعی آنان تثبیت خواهد گردید.

به طور مثال قرآن کریم از آنان که در انجام خیرات از یکدیگر سبقت می‌گیرند با عنوان صالحین که یک شأنیت بالای اجتماعی و دینی محسوب می‌شود یاد کرده است.[16]

دو ـ تنوع پایگاهی:

  پایگاه‌هایی که در دسترس افراد قرار می‌گیرد می‌تواند از هر دو نوع پایگاه‌های اجتماعی محوّل و محقّق[17] باشد.

  در برخی فعالیت‌ها به انسان نقش‌هایی از طرف جامعه و نهاد‌های اجتماعی محوّل می‌شود که موجب ایجاد پایگاه خواهد شد به طور مثال، عضویت در هیات امنا، شورای محل، انجمن اولیا و مربیان، معتمد محل ما گروه های فرهنگی، اتحادیه های دانش آموزی، گروه های هنری، گروه های ورزشی و … .

علاوه بر پایگاه‌هایی که در چنین محیط‌هایی به انسان محوّل می‌شود، امکان رشد و کسب پایگاه‌های بالاتر و دیگری نیز وجود دارد. جوانی که تلاش می‌کند به عنوان مربی در یک مرکز فرهنگی فعالیت داشته داشته باشد، به راحتی می‌تواند نقش خود را ارتقا داده و در جایگاه‌های دیگری هم مشغول گردد.

از این‌رو، امکان اکتساب پایگاه برای همه مهیّا است. به ویژه این که در فعالیت‌های خیراندیشانه و عام‌المنفعه محدودیت‌های پُست سازمانی و ساختارهای تشکیلاتی به هیچ شکل وجود ندارد و هر کس در حدّ تلاش خود می‌تواند اعتبار کسب کند و فعالیت اجتماعی داشته باشد تا جایی که هرگاه چند فردِ فعّال، همدست و همراه گردند می‌توانند نهاد یا مؤسسه‌ای را بنیاد بگذارند و به آن رسمیت ببخشند. نمونه‌ی روشن آن که برای جوانان به سهولت قابل دسترسی است، تأسیس و تشکیل سازمان‌های مردم ـ نهاد (سمن)است.

سه ـ ایجاد شبکه‌ی پایگاهی:

تعدّد پایگاه‌های اجتماعیِ یک فرد می‌تواند به حدّی باشد که یک «شبکه‌ی پایگاهی» به وجود بیاورد و در نقش‌های مختلفی اشتغال یابد.

پایگاه‌های متعدد، هم می‌تواند در یک رشته و موضوع مشترک صورت گیرد و هم در رشته‌ها و موضوعات مختلف و متنوع.

هر کدام از این دو صورت، ویژگی‌های خاص خود را دارد و تأمین کننده‌ی بخشی از روح منزلت طلبی انسان است.

چهار ـ دست‌یابی به منزلت اجتماعی:

مجموع این پایگاه‌ها که به صورت شبکه به هم پیوند خورده است، موجب منزلت فرد در جامعه خواهد شد. به هر میزان که یک فرد در جامعه مفیدتر و ثمر بخش‌تر باشد و بتواند در نقش‌های مختلف به جامعه خدمت‌رسانی داشته باشد، منزلت او نزد جامعه بالاتر خواهد بود.

به طور مثال، اگر بتواند در چند رشته‌ی ورزشی مهارت کسب کند و یا در انجمن‌های مختلفی حایز رتبه شود، نزد جامعه نسبت به کسانی که این ویژگی‌ها را ندارند منزلت بالاتری خواهد داشت.[18]

پنج ـ خنثی شدن عقده‌‌ها:

در بسیاری از مواقع، افراد، در پایگاه‌های شغلی خود – که به ناچار مجبورند در آن باقی بمانند و ترک آن برایشان خسارت‌بار است – دچار سرخوردگی و پایگاه‌زدگی می‌شوند.[19]

عوامل مختلفی می‌تواند در این سرخوردگی و پایگاه‌زدگی دخیل باشد، از جمله: عدم انطباق کار با سلیقه، توان یا شأنیت انسان، ناهمگونی شرایط محیطی و همکاران یا اعضای خانواده، فشارهای دیگران و … در چنین شرایطی، اگر محیط‌های دیگری باشد که انسان در آن، پایگاه اجتماعی کسب نموده باشد و فعالیت نماید، به راحتی می‌تواند سرخوردگی‌های خود را از دل بیرون کند.

چرا که در محیط دوم شأنیت و جایگاه کسب نموده و خود را مفید و مؤثر می‌داند. در محیط دوم، احساس آرامش کرده و سعی می‌کند سختی‌های محیط اول را با شیرینی‌های محیط دوم فراموش کند.

در پایگاه‌های محقّق در محیط‌های خیراندیشانه، انسان اختیار کامل دارد و آزادانه به فعالیت می‌پردازد. از این‌رو، می‌تواند متناسب با سلیقه، توان، فرصت و نیاز خود دست به انتخاب بزند.

  به طور مثال، اگر علاقه‌یشخصیِ او خدمت رسانی به انسان‌های دیگر است، می‌تواند در محیط‌هاییفعالیتنماید که به این خواسته نزدیک‌تر است و اگر علاقه‌ی اوتدریس و انجام فعالیت‌های علمی است نیز، درمحیط‌هایی که دارای چنین ویژگی‌هایی باشد، امکان حضور خواهد داشت.

شش ـ تحرّک روانی[20]:

فردی که در پایگاه‌های مختلف ایفای نقش کند و تحرّک اجتماعی[21] بالایی داشته باشد، به یک تحرّک روانی خوب دست خواهد یافت؛ به گونه‌ای که ظرفیّت وجودی او نسبت به نقش‌ها و فعالیت‌های مختلف گسترش خواهد یافت. فکر او در یک رشته و یک نوع فعالیت بلوکه نخواهد شد، بلکه در نقش‌ها و فعالیت‌های مختلف و متنوعی خواهد اندیشید و تجربه کسب خواهد نمود. به این تنوع نقش و آزادی فکر و ظرفیّت وجودی، «تحرّک روانی» می‌گویند.

هر چه انسان تحرّک روانی بیشتری داشته باشد، برای پذیرش محیط‌های مختلف و سلیقه‌های متنوع آمادگی بیشتری خواهد داشت. جوانی که دارای تحرّک روانی باشد، نوع رفتار او در نقش‌های مختلفی که دارد متناسب با همان نقش خواهد بود.

در مقابل پدر و مادر، نقش فرزندی را به درستی ایفا خواهد نمود، همین طور در مقابل دوستان، نقش دوستی، در مقابل همسر، نقش همسری و سپس در مقابل فرزندان نقش والدی را به درستی ایفا خواهد نمود.[22]

  تحرّک روانی، نه به معنای این که انسان از محیط خود تاثیر پذیر باشد، بلکه بدین معنا که بتواند با محیط‌های مختلف، خود را موافق سازد و ناسازگاری‌های آن را تحمّل کرده، نسبت به هر کدام از محیط‌ها و شرایط مربوط به آن، روش مناسب و مخصوص به همان محیط را برگزیند.

هفت ـ آرامش روحی و روانی:

با توجّه به ویژگی‌های ذکر شده، حضور در فعالیت‌های خیراندیشانه و بشر دوستانه می‌تواند موجب آرامش روحی و روانی انسان باشد؛ به ویژه زمانی که انجام این فعالیت‌ها با کسب رضایت خداوند متعال همراه باشد، آن گاه، انسان، علاوه بر رضایت خلق، رضایت خالق را نیز کسب کرده است[23] و این امتیاز بزرگی است، که: ﴿وَ رِضوَانٌ مِنَ اللهِ اَکبَر﴾.[24]

تنها در چنین شرایط و زمینه‌ای ا‌ست که می‌توان انتظار داشت جوانان عزیز و شریف حسّ ارزش‌مندی و بزرگ‌منشی خود را در مسیر صحیحِ رشد و تعالی قرار داده و گرفتار منجلاب فساد و انحراف نشوند و امید داشت که دامان جامعه از آسیب‌های اجتماعی و کج‌روی‌های اخلاقی پاک گشته و به سَمت تعالی و تکامل پیش برود.

نتیجه

با توجه به آن‌چه بیان شد، می‌توان گفت یکی از راه‌های بسیار مهمی که اسلام به منظور پیش‌گیری و درمان آسیب‌های اخلاقی و اجتماعی ارایه نموده است، زمینه‌سازی برای «خوداثباتی منطقی و آگاهانه»‌ی جوانان از طریق کسب توسعه‌ی علم و آگاهی و مهارت‌های فردی و اجتماعی و نیز از طریق ترویج و توسعه‌ی الگوی خیراندیشی و صالح‌نگری است.

بر این اساس، نظام اسلامی می‌بایست برنامه‌های فرهنگی و اجتماعی‌ خود را به سَمت زمینه‌سازی برای رشد و تعالی جوانان سوق داده و با مهیّا ساختن محیط و امکانات و ارزش‌گزاردن به فعالیت‌های فردی و گروهیِ جوانان، زمینه‌ی حضور و بروز ایشان را در فعالیت‌های مثبت و سازنده‌ی ‌علمی، مهارتی و اجتماعی فراهم نماید.

منابع

  1. قرآن کریم.
  2. سبحاني، جعفر، منشور جاويد، قم، موسسه امام صادق، 1373  (چاپ سوم).
  3. قنادان، منصور؛ ناهید مطیع و هدایت‌اله ستوده، جامعه شناسی(مفاهیم کلیدی)، تهران، آوای نور، 1376(چاپ دوم).

و وب سایت‌های: www.sheshmim.com و  www.daneshnameh.roshd.ir

 


[1] – دانش آموخته حوزه ی علمیه اصفهان.

[2]1- متأسفانه در محیط‌های آموزشی و مدارس بین جوانان این مسأله رواج دارد و مایه‌ی مباهات و تفاخر نسبت به یکدیگر محسوب می‌شود.

[3]1- ﴿حتي زرتم المقابر…﴾] تکاثر/ 2 [.

[4]1- زمر، 9.

[5]1-به گفته ی رییس سازمان انرژی اتمی ایران، میانگین سن مهندسان این سازمان زیر 30 سال است واین               نمونه ای از افتخارآفرینی جوان ایرانی است.

[6]2- مهارت انواع مختلفی دارد از جمله: مهارت فني؛ يعني دانايي و توانايي در انجام دادن وظايف خاص كه لازمه آن ورزيدگي در كاربرد فنون و ابزار ويژه و شايستگي عملي در رفتار و فعاليت است، مهارت‌هاي فني از طريق تحصيل، كارورزي و تجربه حاصل مي‌شوند و همچنین مهارت انساني؛ يعني داشتن توانايي و قدرت تشخيص در زمينه ايجاد محيط تفاهم و همكاري و انجام دادن كار به وسيله ديگران، فعاليت مؤثر به عنوان عضو گروه، درك انگيزه‌هاي افراد و تأثيرگذاري بر رفتار آنان.  . www.sheshmim.com به نقل از روزنامه تفاهم.

[7]1- فاطر، 10.

[8]2- در قرآن کریم بیش از هشتاد بار عمل صالح به صورت‌های گوناگون مورد توجه واقع شده است.

[9]1- سبحاني، جعفر ، منشور جاويد، ج3، ص327.

[10]1- نحل، 97.

[11]2- ﴿سابقوا الی مغفرۀ من ربکم﴾، حدید، 21.

[12]3- ﴿ان‌الذین آمنوا و عملواالصالحات سیجعل لهم‌الرحمن ودّاً﴾، مریم، 96.

[13]1- آل عمران، 104.

[14]1- پایگاه اجتماعی عبارت از موقعیتی است که فرد در سلسله مراتب اجتماعی در ارتباط با اهمیت ارزشی که نقش اجتماعی وی در جامعه دارد، بدست می‌آورد. به عبارت دیگر با توجه به اینکه هر جامعه‌ای در ارتباط با نقش‌های اجتماعی اعضایش دارای سلسله مراتبی است، لذا افراد بر حسب اهمیت و ارزشی که نقش آنها در جامعه داراست در رده‌‌های بالای سلسله مراتب یا در رده‌های پایین قرار می‌گیرند و به همین عامل افرادی که دارای نقش‌های متعددی در جامعه هستند پایگاه‌های اجتماعی متفاوتی نیز دارند. .ر. ک: منصور قنادان، ناهید و مطیع و هدایت‌اله ستوده، جامعه شناسی(مفاهیم کلیدی)، ص129.

[15]2- نقش ، به رفتاری اطلاق می‌شود که دیگران از فردی کهپایگاه معینی را احراز کرده است، انتظار دارند. نقشهای مناسب به صورت بخشی ازفرایند اجتماعی شدن به فرد آموخته می‌شود و سپس او آنها رامی‌پذیرد. ر. ک: همان.

[16]1-آل عمران، 114.

[17]2- ر. ک: منصور قنادان، ناهید مطیع و هدایت‌اله ستوده، جامعه شناسی(مفاهیم کلیدی)، ص 130.

[18]1- نقش‌های اجتماعی در شکل دادن به شخصیت اهمیت زیادی دارند. حتی از لحاظ جامعه شناسی، شخصیت را می‌توان به عنوان ترکیب و تلفیق نقش‌هایی تصور کرد که فرد در مناسبات اجتماعی خود عهده دار آنهاست.

[19]2- جامعه شناسی(مفاهیم کلیدی)، ص 134.

[20]1- منظور از تحرک روانی گسترش نوعی ظرفیت‌هاست که انعطاف‌پذیری شخص را باعث می‌شود در نتیجه فرد قابلیت پذیرش نقشهای مختلف و برداشت نسبی از شرایط اجتماعی را پیدا می‌کند. جامعه شناسی(مفاهیم کلیدی)، ص 186 .

[21]2- اصطلاح تحرک اجتماعی به جابجایی افراد ازیک پایگاه اجتماعی به پایگاه اجتماعی دیگر اطلاق        می شود. افراد ممکن است که ازلحاظ طبقه اجتماعی ، به سمت بالا تحرک داشته باشند یا به سمت پایین ، یا در همان سطح باقی بمانند، ولی شغل دیگری اختیار کنند. به عبارتی دیگر فراگرد تغییر منزلت اجتماعی فرد در جامعه، تحرک اجتماعی نامیده می‌شود.ر.ک: همان، ص 180 .

[22]1- نقش‌ها نیروهای پویای انگیزشی رفتار محسوب می‌شوند و سهم موثری در نحوه عملکرد و در نتیجه، شکل گیری شخصیت فرد برعهده دارند. در مجموع می‌توان گفت انسان به طور متعارف در دوره‌ی زندگی خود چهار نقش را تجربه می‌کند که عبارتند از: فرزندی، دوستی، همسری و والدی. و همچنین نقش‌های اجتماعی که نسبت به توان و شغل او به وی داده می‌شود.

[23]1- احقاف، 15.

[24]2- توبه، 72.

درمان آسیب های اخلاقی با الگوی صالح نگری و خیراندیشی ، منبع : ashpazi.org

برچسب :

انجمن های آشپزی (آشپزخانه)