آموزش آشپزی

آشپزی / متفرقه / بهداشت و سلامت / سلامت روان / روانشناسی / اثرات هوش معنوی بر شیوه های مقابله با استرس

اثرات هوش معنوی بر شیوه های مقابله با استرس

بسم الله الرحمن الرحیم

اثرات هوش معنوی بر شیوه های مقابله با استرس :

هوش معنوی، مفاهیمی چون تفکر، مفهوم و حل مسئله را در بر می گیرد و ما را در جهت رسیدن به خود واقعی و توان بالقوه و رویایی با مسائل و مشکلات زندگی یاری کرده تا در سطح عمیق تری از معنا زندگی کنیم. از آنجاییکه در زندگي با تجارب استرس زايي مواجه می شویم، چگونگی کنارآمدن با عوامل استرس زا و نحوه مقابله با آن مي تواند تا حدودی مانع از آسيب در برابر فشار سنگين مسائل و مشكلات شود. هدف این مطالعه، بررسی رابطه شیوه های مقابله با استرس در دو سطح هوش معنوی بالا و پایین در دانشجویان می باشد.

هوش، توانایی ادراک، یادآوری، به حرکت درآوردن و ترکیب سازنده یادگیری های قبلی در مواجهه با موقعیت تازه است. تحقیقات گاردنر[1] (1993) دلالت برانواع متفاوت هوش است که نسبتاً مستقل از یکدیگر رشد پیدا می‎کند و هر مهارت مخصوص ناحیه ای از مغز بوده که بالاترین سطح آن هوش معنوی می باشد که آن را به صورت هرم نمایش داده است. در واقع هوش معنوی یک هوش ذاتی انسان است و همانند هر هوش دیگری می تواند رشد کند و قابل توصیف و اندازه گیری است.

 

هوش معنوی ashpazi.org مقابله با استرس

شکل شماره 1: هرم هوش های چندگانه (از ویلگز ورث)

1- هوش بدنی (PQ)[2] ابتدایی ترین کانون توجه ما را به خود اختصاص داده است و شامل توانایی کنترل ماهرانه حرکات بدن و استفاده از اشیاء می باشد. این یادگیرنده خودش را از طریق حرکت بیان می‎کند.

2- هوش عقلانی (IQ)[3]: مربوط به مهارت های منطقی و زبان شناسی ماست که بیش از سایر هوش ها در سیستم آموزشی مورد توجه است.

3- هوش هیجانی (EQ)[4]: در زمینه کسب موفقیت در بازار نقش مهمی‎دارد و ما را در برقراری ارتباط یاری می دهد و تا حدی از قابلیت پیشگویی برخوردار است. همچنین بیانگر آن است که در روابط اجتماعی و شرایط خاص چه عمل مناسب و چه عمل نامناسب است یا به عبارتی توانایی همدلی با دیگران و شنیدن احساسات دیگران است.

4- هوش معنوی(SQ)[5]: شامل هدایت و معرفت درونی، حفظ تعادل فکری، آرامش درونی و بیرونی و عملکردی همراه با بصیرت و ملایمت و مهربانی می باشد و توانایی بدست آوردن قدرتی که ما را برای رسیدن به رویاهایمان یاری می دهد(کشمیری و عرب احمدی ،1386). (SQ) اولین و ابتدایی ترین نوع خود رهبری است که به روشنگری ، نگرش آگاهي از خود، ارتباط ما با متعالي، يكديگر، زمين و همه موجودات هستي می پردازد.هوش معنوی با زندگی درونی ذهن و نفس و ارتباط آن با جهان رابطه دارد و چیزی بیش از توانایی ذهنی فردی است و شخص را به ماوراء الطبیعه[6] و به روح، مرتبط می‎کند. بدین جهت خودآگاهی شامل آگاهی از رابطه با وجود متعالی، افراد دیگر، زمین و همه موجودات می شود و برای حل مسائل روزانه کاربرد دارد؛ اما ولمن[7] (2001) استفاده از هوش معنوی را برای حل مسائل روحی و مربوط به هستی مناسب دانست. نازل[8] معتقد است هوش معنوی بیشتر با شهود ، بینش و فرزانگی همراه است تا تحصیلات دنیوی و دانش عملی. هوش معنوي[9] مسائل معنايي و ارزشي را به ما نشان داده و معنا دار بودن يك مرحله از زندگي مان را نسبت به مرحله ديگر مورد بررسي قرار داده و فرد می تواند از آن برای چهارچوب دهی و تفسیر مجدد تجارب، معنا و ارزش شخصی بیشتری استفاده نماید.

در دهه های اخیر به روان شناسی دینی و معنویت گرایی توجه بسیار چشمگیری شده است. یکی از حیطه هایی که بررسی های بسیاری در آن صورت گرفته، مطالعه رابطه میان به کارگیری راهبرد های مقابله ای معنوی و سلامت جسمانی روانی است. کم رنگ شدن روابط خانوادگی و اجتماعی، انسان را دچار سردرگمی و تعارض با ارزش ها، معیارها و اولویت ها کرده است. بسیاری از مطالعات، از نقش انطباقی معنویت حمایت می کنند واز طریق این مطالعات است که می توان معمولا به نقش انطباقی هوش معنوی پی برد. ارتباط مثبتی بین معنویت و انطباق پذیری در افرادی که از مشکلات سلامت جسمانی رنج می برند را مطرح است.ارتباطات مشابهی بین معنویت و سلامت روانی مشاهده شده و سلامت معنوی نقش معناداری در کاهش استرس و انطباق پذیری ایفا می کند. بین سلامت و معنویت ارتباط وجود دارد، تا اندازه ای که یک مولفه مهم برای انطباق پذیری مربوط به سلامت توصیف شده است. از این گذشته، به نظر می رسد شکلی از سازگاری که ماهیتا معنوی است، باشد. این ادعا وجود دارد که این فنون سازگاری و روش های حل مسئله در حقیقت کاربردهای انطباقی هوش معنوی هستند.

استرس، در نتیجۀ تعامل میان فرد و محیط به وجود می آید و موجب ایجاد ناهماهنگی، چه واقعی و چه غیرواقعی، میان ملزومات یک موقعیت و منابع زیستی، روانی و اجتماعی فرد می شود . استرس عبارتست از: رویدادهایی که بصورت تهدید کننده برای فرد تعبیر شده اند و پاسخ های فیزیولوژیکی و رفتاری را فراخوانی می کنند. بر اساس این نظریه، چگونگی ارزیابی فرد از هر رویدادی، نقش بنیادی در تعیین مقدار پاسخ استرس و نیز نوع راهبردهای انطباقی ایفا می کند که فرد ممکن است در برخورد با استرس به کار گیرد. ضروریات سازگاری با عوامل استرس زا از منابعی چون ناکامی ها، تعارض ها و فشارها ناشی می شوند.واكنش‎هاي ما به استرس مي‎توانند توانايي‎هايي را در ما پرورش دهند كه به آنها نياز داريم ولي تا وقتي كه براي اين كار به چالش طلبيده نشده باشيم، پرورش نخواهند يافت. مقابله با استرس تلاش‎هايي است که براي مهار (شامل تسلط، تحمل، كاهش دادن يا به حداقل رساندن) تعارض‎ها و خواسته‎هاي دروني و محيطي كه فراتر از منابع شخص‎اند، صورت مي‎پذيرد.تلاش های رفتاری و شناختی که به طور مداوم در حال تغییرند و ورای منابع و توان خواسته های خاص بیرونی یا درونی شخص ارزیابی می شوند. مقابله، پاسخ سازش يافتۀ جسم و روان در مقابل موقعيت‎هاي استرس‎زا می باشد. نحوۀ پاسخ یا واکنش به عوامل تنش‎زا نیز در بروز حالت‎های مثبت یا منفی در افراد نقش دارد. این موضوع در پژوهش‎های متفاوت با عنوان سبک‎های مقابله[10] مورد بررسی قرار گرفته است. پس از وقوع رویداد تنش‎زا بیشتر افراد می‎کوشند یک یا چند سبک مقابله را به کار گیرند تا در سازگاری با موقعیت‎های دشوار و کاهش تأثیرات نامطلوب استرس به آنان کمک کنند. شیوه‎هایی که فرد برای مقابله با استرس انتخاب می‎کند، جزئی از نیمرخ آسیب‎پذیری وی محسوب می‎شود. به کارگیری روش های نامناسب در مواجهه با استرس، ممکن است موجب افزایش آسیب‎پذیری شود؛ در حالی که به کارگیری شیوه‎های مناسب می‎تواند نتایج مثبتی را به دنبال داشته باشد. مقابله‎هاي موفق سبب ارتقاي انتظارات شخص در زمينۀ خود كارآمدي مي‎شوند و همين مسئله موجب مي‎شود شخص براي مسلط شدن بر وظايف جديد دست به تلاش‎هاي جدي‎تري بزند. افرادي كه تمايل به حل مسئله دارند، باثبات‎تر، مقاوم‎تر و باجرأت‎ترند و انتظار موفقيت بیشتری دارند. همچنين اشخاصي كه خود را در حل مشكلات كارآمدتر مي‎بينند، در مواجهه با ميزان بالاي عوامل تنش‎زا كمتر به افسردگي دچار مي‎شوند.مازلو[11] (1970) معتقد بود افراد رشد يافتۀ سالم، ادراك صحيحي از واقعيت دارند؛ خودانگيخته و متمركز بر حل مسئله‎اند؛ رغبت‎هاي اجتماعي بسيار قوي دارند؛ ميل واقعي براي ياري رساندن به ديگران در آنها مشاهده مي‎شود و چشم‎انداز وسيعي نسبت به زندگي دارند. بنا بر تحقیقات، والدینی که تحت فشار و استرس قرار دارند، معمولا شیوه های فرزندپروری ناسازگارانه دارند. در نتیجه، خودگردانی هیجانی، دلبستگی و عزت نفس فرزندان آنها می تواند صدمه دیده باشد که در این صورت، برای مهارت های شناختی و اجتماعی آنها عواقب جدی دارند. حمایت اجتماعی از مواردی است که در مصونیت نسبت به استرس نقش مهمی را ایفا می نماید و این حالت در بزرگسالی نیز ادامه می یابد. از ديگر راه‎هاي مقابله‎اي كه خانواده‎ها براي كاهش ميزان استرس در اعضاي خانواده به كار مي‎گيرند، جست و جو و دريافت حمايت‎هاي معنوي و روحاني چون دعا، توكل به خدا، صبر در برابر مسائل و راضي به رضاي خداوند بودن است. همچنين استفاده از حمايت‎هاي روحاني و معنوي چون رفتن به مكان‎هاي مذهبي و صحبت با افراد روحاني، از جمله راهبردهايي است كه خانواده‎ها را در جهت قبول موقعيت‎هاي مشكل‎آفرين، ياري مي‎دهد. بر طبق یافته های پژوهشی، جواناني كه در خانوادۀ آنها از راهبردهاي مقابله‎اي نظير حمايت‎هاي روحاني و معنوي به ميزان بيشتري استفاده مي‎شود، بيشتر مي‎توانند استرس‎هاي خانوادگي را كنترل كنند و جواناني كه اعضاي خانواده‎شان را حمايت كننده‎تر ادراك مي‎كنند، بيشتر از ديگر جوانان از زندگي خود رضايت دارند.

اثرات هوش معنوی بر شیوه های مقابله با استرس

در تبیین حاصل از نتایج به دست آمده و بررسی مستندات پیشین اشاره می شود که ارزش هایی مانند شجاعت[12]، یکپارچگی، شهود[13] و دلسوزی[14] از مؤلفه های هوش معنوی هستند. همچنین بین بصیرت و هوش معنوی رابطه وجود دارد و در مقابل، استرس ضد شهود است. خانواده‎هايي كه داراي سبك زندگي مذهبي‎اند، نسبت به خانواده‎هاي سست مذهب، آرامش فردي، خانوادگي و اجتماعي بيشتري دارند. در بررسی تحقیقات انجام گرفته در مورد اثرات معنویت بر سلامت فرد، معلوم شد که معنویت با بیماری کمتر و طول عمر بیشتر همراه است. افراد دارای جهت گیری معنوی هنگام مواجهه با جراحات به درمان بهتر پاسخ می دهند و به شکل مناسب تری با آسیب دیدگی کنار می آیند. اعتقادات مذهبی مي‎توانند از بسياري از بيماري‎هاي رواني پيشگيري كنند. .افراد معنوی ایمان دارند که خداوند در تمام سختی ها و مشکلات در کنار آنان است و در دشواری ها به آنان کمک می کند. ایمان در هنگام سختی یاور مومنان است. از ديگر راه‎هاي مقابله‎اي كه خانواده‎ها براي كاهش ميزان استرس در اعضاي خانواده به كار مي‎گيرند، جست و جو و دريافت حمايت‎هاي معنوي و روحاني چون دعا، توكل به خدا، صبر در برابر مسائل و راضي به رضاي خداوند بودن است. استفاده از حمايت‎هاي روحاني و معنوی چون رفتن به مكان‎هاي مذهبي و صحبت با افراد روحاني، از جمله راهبردهايي است كه خانواده‎ها را در جهت قبول موقعيت‎هاي مشكل‎آفرين، ياري مي‎دهد. امروزه بسیاری از پژوهشگران بر نقش شفابخش دین و معنویت در دنیای امروز سخن به میان می آورند و ارتباطات مشابهی بین معنویت و سلامت روانی مشاهده شده و نشان داده که آموزش مولفه های هوش معنوی، سلامت عمومی دانش آموزان را افزایش می دهد. هوش معنوی، پیش بینی کننده رضایت از زندگی و رسیدگی به آرامش است و بین هوش معنوی و روان نژندی رابطه منفی وجود دارد. بین راهبردهای مقابله مسئله مدار با خوش بینی و تاب آوری دانش آموزان رابطه مثبت وجود دارد. برنامه های مدیریت استرس یا مهارت های مواجهه در کاهش نشانه های استرس و افزایش مهارت های مقابله موثر می باشد.

 

[1] Gaedner, H.

[2] physical intelligence

[3] intelligence puotient

[4] emotional intelligence

[5] spiritual intelligence

 

[6]: Transpersonal

[7]Wolman

[8] Nasel

[9] spiritual intelligence

[10] coping style

[11] Maslow

[12]: Courage

[13]: Intuition

[14]: Compassion

 

مینا پورفرخ،دکتری روان شناسی عمومی

اثرات هوش معنوی بر شیوه های مقابله با استرس ، منبع : ashpazi.org

برچسب :

انجمن های آشپزی (آشپزخانه)