آموزش آشپزی

آشپزی / متفرقه / بهداشت و سلامت / تاثیر آموزه‌ های اسلامی بر صمیمیت جنسی زوج ها

تاثیر آموزه‌ های اسلامی بر صمیمیت جنسی زوج ها

بسم الله الرحمن الرحیم

اثر بخشی زوج درمانی بر اساس آموزه‌های اسلامی بر صمیمیت جنسی زوجها :

چکیده

هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی زوج درمانی بر اساس آموزه‌های اسلامی بر صمیمیت جنسی زوجهای مراجعه کننده به کلینیک نیکان شهر تهران بود. جامعه آماری در این پژوهش کلیه زوجهای مراجعه کننده به کلینیک نیکان شهر تهران در سال 1390 بود که حداقل یک و حداکثر 15 سال از ازدواج آنها گذشته بود. از این جامعه 30 زوج که نمره آنها در آزمون صمیمیت جنسی پایین‌تر از خط برش بود به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. این افراد به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. ابزار مورد استفاده پرسشنامه رضایت جنسی هادسون، هاریسون و کروسکاپ (ISS) بود. روش پژوهش نیمه تجربی از نوع پیش آزمون – پس‌آزمون با گروه کنترل بود. گروه آزمایش 10 جلسه 2 ساعته آموزش زوج درمانی اسلامی دریافت نمودند. هر یک از گروه‌ها (پیش آزمون، پس‌آزمون، پیگیری) مورد آزمون قرار گرفتند. داده‌های بدست آمده با توجه به فرضیه‌ تحقیق توسط تحلیل کوواریانس یک راهه (انکوا) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج بدست آمده نشان داد که آموزش زوج درمانی بر اساس آموزه‌های اسلامی باعث افزایش صمیمیت جنسی زوجین شده و این افزایش تا مرحله پیگیری ادامه داشته است.

پژوهشی که پیش روی شما قرار گرفته است حاصل دسترنج  سرکار مهناز حسینی زند[1]  دکتر عبدالله شفیع آبادی[2]دکتر منصور سودانی[3]  می باشد .

مقدمه

ازدواج مانند هر مفهومی ویژگی هایی دارد که توسط آنها شناسایی و مطرح می شود. مثلا این که ازدواج یک رابطه صمیمانه همراه با اختیار و در حال دگرگونی است، صمیمیت[4] در ازدواج با نوع رابطه ای که میان مادر و فرزند تجربه می‌شود متفاوت است. کوردووا و اسکات[5] ( 2001) با تعریف صمیمیت به عنوان نوعی از رابطه که در آن خود افشایی، درک، اعتماد و نزدیکی عمیق تجربه می شود، اشاره کرده اند. صمیمیت در یک ازدواج سالم که در آن دو عضو با بعد بالغ وجودشان آگاهانه به برآوردن نیازهای یکدیگر می پردازند با ناتوان نوازی[6] که در آن جریانی از عاطفه عمدتا یک سویه والدانه به چشم می خورد متفاوت است (حسینی، 1390).

به گفته باگاروزی[7] (2001) صمیمیت نه یک تمایل گاه گاه که نیازی است بنیادی و خاستگاهش به نیازی بنیادی تر تحت عنوان دلبستگی بر می‌گردد. سبک دلبستگی، الگویی تعمیم یافته از پاسخ به روابط صمیمانه فرد است که تصور می‌شود تجربیات قبلی روابط صمیمانه را نیز منعکس می‌کند. به گفته جانسن[8] (2006)، سبک های دلبستگی بر روابط صمیمانه تاثیری انکار ناپذیر دارند، مثلا سبک های دلبسته ی ایمنی که در بی قراری و اجتناب نمرات پائینی دریافت می‌کنند، عموماً روابطی طولانی مدت، با ثبات، با سرمایه گذاری بالا، اعتماد و رفاقت را تجربه می‌کنند.

بررسی ها نشان داده اند که ازدواج موفق غالبا با صمیمیت همراه است ( فوورز[9] ، 2001 ، بلکسلی[10] ، 1995، به نقل از شلتون و گوردون[11]، 2008) و صمیمیت برای اکثر روابط یکی از مهمترین منابع عدم رضایتمندی به شمار می‌رود. بسیاری از صاحب نظران از صمیمیت به عنوان بخشی مهم از عشق یاد کرده اند و معتقدند صمیمیت در برگیرندة تعهد (میزان قصد و علاقه ای که یک شخص به آن اندازه تمایل به ماندن در رابطه دارد و خواستار حفظ آن است)(هاروی ، 2005) و اشتیاق است (جانسن و ویفن[12]، 2003).

همانگونه که ازدواج یک رابطه ای صمیمانه ، اختیاری، همراه با تعهد و در حال دگرگونی است. “روابط زوجی” نیز ویژگی هایی دارند، رابطة زوج، گذشته، حال و آینده ای دارد که تمرکز افراطی بر هیچ یک از این مقاطع زمانی صحیح نیست. رابطه زوج مستلزم ایجاد تعادل میان ثبات و پویایی است و قرار گرفتن در رابطه ی زوجی مستلزم حمایت دو جانبه می‌باشد. رابطة زوج مستلزم این است که هر عضو بتواند ضمن حفظ فردیت، مکملیت را نیز به رابطه هدیه کند (نظری، 1386). نظر به آمار چشمگیر نارضایتی‌های زناشویی بسیاری از زوجهای امروز پس از تجربة علاقه و تعهد به دنبال پشتوانه هایی بر می آیند تا با تکیه بر آنها به خلق زندگی زناشویی مادام العمر و توام با صمیمیت توفیق یافته و این ویژگی‌ها را در رابطه شان خلق کنند (هاروی[13] ، 2005 ).

معمولاً پس از ازدواج رابطه‌ها نزدیک‌تر، گرم‌تر و صمیمی‌تر می‌شود. به طوری که “من” و “تو” به “ما” تبدیل می‌شود. اتحادی بین جسم و روح برقرار می‌گردد که لذت زندگی را بیشتر از قبل می‌سازد و این چنین است که ازدواج به پدیده‌ای در جهت تعالی و تکامل جسم و روح تبدیل می‌گردد. با ازدواج میل زن و مرد به نزدیکی روحی و جسمی برآورده می‌شود. ارتباط بدنی و لمسی (نه به طور لزوم جنسی)، ‌شکل ظاهری محبت و توجه است که در کنار نیازهای روانی- عاطفی معنا و مفهوم پیدا می‌کند. در حقیقت ارتباط روانی و عاطفی پیش نیاز و لازمه ارتباط جنسی است. در این میان عاطفه، مهر و محبت و صمیمیت نقش مهمی را ایفا می‌کند. وقتی میان زن و شوهر دوست داشتن واقعی شکل می‌گیرد، عاطفه،‌ محبت و صمیمیت شروع به رشد می‌کنند و هر دو نفر با گذشت زمان وضعیت روحی بهتری پیدا می‌کنند. به طور کلی می‌توان گفت سایر جنبه های عاطفی یعنی ارتباط کلامی، چشمی و ارتباط بدنی خوب و کافی، می‌تواند صمیمیت بالایی را در رابطه زناشویی زوج‌ها ایجاد نماید. وقتی صمیمیت در روابط بین همسران برقرار گردید رابطه زناشویی می‌تواند فوق العاده موثر، لذت بخش و جالب باشد و این مستلزم آن است که همسران همواره در ایجاد صمیمیت بکوشند (اسماعیل بیگی و غلامرضایی، 1388).

تاثیر آموزه‌ های اسلامی بر صمیمیت جنسی زوج ها

راپسون[14] (1987، نقل از بائومیستر[15]، 2007) سه سطح از صمیمیت را توصیف نموده است: صمیمیت عاطفی: آشکارسازی عمیق احساسات برای همسر. صمیمیت شناختی: بی پرده گویی افکار درونی. صمیمیت رفتاری: مجاورت و نزدیکی زوجین و اختصاص دادن وقت برای یکدیگر.

باگاروزی (2001) صمیمیت را شامل 9 بعد صمیمیت هیجانی، روان شناختی، عقلانی، جنسی، جسمانی، معنوی، زیباشناختی، اجتماعی، تفریحی و زمانی می‌داند. شدت صمیمیت و ابعاد نه گانه آن در هر فرد، متفاوت از فرد دیگر است. در این میان صمیمیت جنسی[16] موضوعی پیچیده است که نیاز به توجه ویژه ای دارد؛ زیرا رضایتمندی در این زمینه بر جنبه های دیگر روابط همسران اثر می‌گذارد. صمیمیت جنسی شامل در میان گذاشتن تجارب عاشقانه با یکدیگر، نیاز به تماس بدنی، آمیزش جنسی و روابطی می‌شود که برای برانگیختن، تحریک و رضایت جنسی طرح‌ریزی می‌شود. مشاوران در طول سال‌ها کار با مراجعان متوجه گردیده‌اند که صمیمیت جنسی بیشترین حساسیت و در عین حال بیشترین مشکلات را برای زوجها به ارمغان می‌آورد. اگر همسران نسبت به تفاوت‌های خود در تقاضاهای جنسی و تمایلات مختلفشان در آمیزش جنسی آگاهی داشته باشند می‌توانند قبل از آن که ارتباطشان دچار مشکل گردد آن را مورد درمان قرار دهند. برعکس اگر همسران به صمیمیت جنسی خود آگاه نباشند باید شاهد برون ریزی مشکلات باشند.

رابطه زناشویی که بر اساس صمیمیت جنسی شکل می‌گیرد، نسبت به یک رابطه زناشویی خالی از صمیمیت، ارزش روانی و معنوی بیشتری دارد. به طوری که در حالت اول زن و مرد از نظر جسمی و روانی به طور کامل ارضا می‌شوند و در نتیجه شاداب تر، جذاب‌تر، کارآمدتر و موثرتر خواهند بود (اسماعیل بیگی و غلامرضایی، 1388). برای بسیاری از زوج‌ها ارتباط جنسی زمانی اتفاق می‌افتد که قادر باشند ارتباط لطیف‌تر و ظریف‌تری را با یکدیگر برقرار کنند و نیازهای دلبستگی‌شان را پاسخ گویند. روابط جنسی جزیی از روابط عاشقانه بین همسران است و پیوندهای عاشقانه و صمیمیت و رضایت از رابطه جنسی عوامل کلیدی در دلبستگی همسران هستند . نارضایتی از رابطه جنسی، می‌تواند به مشکلات عمیق در روابط همسران و ایجاد تنفر از همسر، دلخوری، حسادت، رقابت، حس انتقام گیری احساس تحقیر، احساس عدم اعتماد به نفس و نظایر آن‌ها منجر شود. این مسایل توسط تنش‌ها و اختلافات، تقویت شده یا در قالب آن‌ها تجلی و بروز می‌یابد و به تدریج شکاف بین همسران را عمیق‌تر می‌سازد (کریستوفر و اسپرچر[17]، 2000).

رابطه جنسی جزیی از روابط عاشقانه بین زوجین است و پیوندهای عاشقانه و صمیمیت و رضایت از رابطه جنسی عوامل کلیدی در دلبستگی زوجین هستند. زوجین در محیط صمیمانه و شاد، روابط جنسی رضایتبخش تری دارند و جذابیت این روابط در طی زمان باقی می ماند. برای داشتن رابطه‌ای صمیمانه، رابطه‌ی جنسی بسیار مهم است. نارضایتی و فقدان صمیمیت، سرزندگی و شادابی ازدواج را از بین می‌برد و بر کیفیت ازدواج اثر می‌گذارد. صمیمیت و کامیابی جنسی و افزایش سطح لذت و رضایت حاصل از آن در بین زوجین، عامل اصلی در جلوگیری از گسیختگی و عنان بریدگی تمایلات در رفتارهای جنسی آنان و جستجوی ارضای جنسی در روابط غیرزناشویی و خارج خانوادگی است. به عبارت بهتر می‌توان گفت صمیمیت در روابط جنسی رضایتبخش با کیفیت زندگی زناشویی ارتباط دارد (آذرتاش، 1390). از طرفی پژوهش‌های انجام گرفته درخصوص صمیمیت جنسی در ازدواج‌های موفق سه موضوع اصلی را بیان می‌کنند: الف) اهمیت رابطه‌ی جنسی در ازدواج های موفق، ب) فواید حاصل از رابطه جنسی در ازدواج‌های موفق و ج) تغییر در روابط جنسی در طول زندگی. مک کارتی [18]بیان کرده است که بین رضایت جنسی و رضایت از رابطه، ارتباط وجود دارد. رضایت جنسی بخش مهمی از یک رابطه است. رابطة جنسی بدون رضایت، مشکلات جنسی را افزایش داده و صمیمیت و شور و نشاط زندگی را کاهش می‌دهد (بطلانی و همکاران، 1389).

به نظر اغلب مشاوران زناشویی، هر چه عمر زندگی زناشویی بیشتر می‌شود میزان ارضای متقابل کاهش می‌یابد. در حالی که بر حسب طول عمر زندگی زناشویی میزان رضایت طرفین باید افزایش یابد. بایستی شادابی و سرزندگی در زندگی مشترک زوج‌ها رشد کند. همانطور که زوجین بعد از ازدواج باید از نظر جسمی و روانی وضعیت بهتر و مناسب تری داشته باشند، در رابطه زناشویی نیز با گذشت زمان و تا وقتی که از نظر فیزیولوژی و جسمی مشکلی وجود نداشته باشد، رابطه جنسی باید بهتر، زیباتر و عاشقانه‌تر صورت گیرد، به طوری که دلبستگی مرد و زن نسبت به همدیگر و نسبت به کانون گرم خانواده بیشتر شود. البته طبیعی است که با گذشت زمان تعداد دفعات رابطه کاهش می‌یابد. اما مهم، توجه به محتوای این رابطه‌ها، علی رغم تعداد کم آنهاست. توجه به روابط عاشقانه و روابط عاطفی و جسمی در زندگی مشترک گامی در جهت رسیدن به صمیمیت جنسی در رابطه زناشویی است (اسماعیل بیگی و غلامرضایی، 1388).

آمارها نشان می‌دهد که 60-50 درصد طلاقهای صورت گرفته در کشور به علت مشکلات و اختلالات جنسی است (فروتن،1387). با بررسی اینگونه طلاقها در می‌یابیم که بسیاری از مشکلات و نارضایتی‌های جنسی در ایران متأثر از باورهای غلط و ضعف‌های فرهنگی می‌باشند. در واقع مشکلات جنسی آن قدر که به متن جامعه، باورها و آموزه‌های رفتاری- روانی فرد مربوط می‌شود به مشکلات اندام جنسی یا فیزیکی او مربوط نمی‌شود (آزاد فلاح، 1386، به نقل از شمس مفرحه، 1389). به عبارت بهتر می‌توان گفت لازمه رسیدن به هدف رضایت جنسی در زندگی زناشویی، رفتارهای جنسی به شیوه صحیح و درست می‌باشد (ریچتر و براهلر[19]، 2007). پس می‌توان گفت با ارائه آموزش ومشاوره در زمینه مسائل جنسی به تدریج مشکلات موجود در روابط جنسی از بین رفته و ناآگاهی جای خود را به اطلاع وآگاهی کامل می‌دهد. اینگونه مشاوره‌ها و آموزش‌ها، بسیاری از زنان و مردان را قادر می‌سازد تا قدم های موثر وموفقی را در مواجهه با مشکلات جنسی واختلافات زناشویی و رسیدن به صمیمیت جنسی خود بردارند (جهانفر،1380).

از آنجا که با ثبات‌ترین خانواده ها، همیشه زیر سیستم زناشویی قدرتمندی داشته اند به نظر می‌رسد که تنها از رهگذار پرداختن به این بنیان زیر ساختاری (زوج درمانی) می‌توان به بهبود اوضاع خانواده ها امید بست (کراگو[20]، 2006).

حجم وسیعی از مطالعات نشان داده‌اند که معنویت و دینداری می‌تواند یک عنصر مهم برای تسهیل درمان باشد (دیویسون و جانگری[21] ، 2012 و 2010؛ لیلیس[22] و همکاران، 2008؛ فینکلستین[23] و همکاران، 2007؛ سازمان بهداشت جهانی[24]، 2006؛ درماتیس[25] و همکاران، 2004؛ کیمل[26] و همکاران، 2003؛ تانی و ورنر[27]، 2003؛ سمیر[28] و همکاران، 2002؛ کانرز[29] و همکاران، 2001؛ اویمت[30] و همکاران، 1998). بنابراین به این ترتیب به نظر می‌رسد که این گونه روش‌های مشاوره‌ای جدید و پرسود، در ایران نیز ارائه و بصورت کاربردی و عملی مورد استفاده و آزمایش قرار گیرد، تا به راه حل‌های جدید و کوتاه مدت در جامعه ایران نیز دست یابیم و همچنین از نتایج این پژوهش‌ها مشاوران، روان‌شناسان و روان‌پزشکان بتوانند در پیشگیری ودرمان مشکلات جنسی و رسیدن به صمیمیت جنسی بهره ببرند.

یکی از ویژگی‌های برجستة جامعة ایرانی پایبندی و اعتقاد به آموزه‌های اسلام است که می‌توان از این باورهای دینی و اسلامی در تدوین روش‌های زوج‌درمانی بومی شده استفاده کرد. آنچه امروزه تحت عنوان زوج درمانی مشهود است تنها حاصل کار پژوهشگران عصر حاضر نیست، بلکه بسیاری از این مهارت‌ها در لابلای تعالیم الهی بخصوص در قرآن و احادیت معصومین بیان شده است. بطوری که تلاش برای برقراری ارتباط مفید وموثر با دیگران، خود شناسی، ارتباط مناسب با همسر، اصل دوستی و مودت زوجین با یکدیگر که از فصول اساسی زوج درمانی می‌باشد به کرّات در قرآن، نهج البلاغه و صحیفه سجادیه و احادیث منقول از سایر معصومین مورد تاکید قرار گرفته است. لذا در این پژوهش، پژوهشگر سعی دارد تا به بررسی اثربخشی زوج‌ درمانی اسلامی بر صمیمیت جنسی زوج‌های مراجعه‌کننده به کلینیک نیکان شهر تهران بپردازد.

هدف پژوهش

بررسی اثربخشی آموزش زوج درمانی بر اساس آموزه‌های اسلامی بر افزایش صمیمیت جنسی زوج‌های مراجعه کننده به کلینیک نیکان شهر تهران

فرضیه پژوهش

آموزش زوج درمانی بر اساس آموزه‌های اسلامی بر افزایش صمیمیت جنسی زوج‌های مراجعه کننده به کلینیک نیکان شهر تهران موثر است.

روش پژوهش

پژوهش حاضر یک پژوهش نیمه تجربی، از نوع پیش‌آزمون ـ پس‌آزمون با گروه کنترل و با گمارش تصادفی است. در این پژوهش، متغیر وابسته (صمیمیت جنسی)، قبل و بعد از اجرای متغیر مستقل (آموزش زوج درمانی اسلامی)، اندازه‌گیری شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زوجهای مراجعه کننده به کلینیک نیکان شهر تهران در سال 1391، می باشد. نمونه مورد مطالعه 30 زوج از زوجهای مراجعه کننده به کلینیک نیکان شهر تهران بودند که به صورت تصادفی انتخاب شدند. زوجین مراجعه کننده به مرکز 50 زوج بودند که از کلیه آنها آزمون صمیمیت جنسی گرفته شد و نمره کسب شده 40 زوج پایینتر از میانگین بود و حاضر به همکاری در پژوهش‌ بودند از بین آنها 30 زوج با روش نمونه گیری و جایگزینی تصادفی ساده انتخاب شدند، که از بین آن‌ها 15 زوج با روش تصادفی در گروه‌آزمایش قرار گرفتند و در کلاس‌های آموزشی شرکت کردند و 15 زوج دیگر در گروه کنترل قرار گرفتند و هیچگونه آموزشی به آن‌ها داده نشد.

برای اجرای پژوهش ابتدا آیات و روایات مربوط به آموزش زوج درمان اسلامی و تأثیر آن بر رضایت و صمیمیت جنسی مورد مطالعه قرار گرفت و بر اساس فنون این روش، ساختار جلسات تهیه شد. سپس به نمونه گیری از جامعه اقدام و نمونه انتخاب شده و به صورت تصادفی به گروه‌های آزمایش و کنترل واگذار شدند. بعد از آن جلسات آموزش گروهی زوج درمانی اسلامی بر روی گروه آزمایش طی 10 جلسه‌ی 2 ساعته و هفته‌ای یکبار اجرا گردید. گروه کنترل هیچ نوع مداخله‌ای دریافت نکردند. بعد از پایان جلسات گروه‌های آزمایش و کنترل مجدداً آزمون شدند و داده‌ها جمع آوری شدند. روش آموزش بر اساس آموزه‌های اسلامی که توسط پژوهشگر برای تأثیر بر روی صمیمیت جنسی زوجها تدوین شده است در سه مرحله طی 10 جلسه 2 ساعته برای زوجهای انتخاب شده اجرا گردید.

مرحله اول: مرحله آماده سازی برای آشنایی با آموزش آموزه‌های اسلامی

مرحله دوم: مرحله اکتساب و تمرین مهارتهای ایمانی برای بهبود صمیمیت جنسی از طریق آموزش 10 اصل به زوجها.

مرحله سوم: مرحله کاربرد و پیگیری مستمر مهارتهای آموخته شده.

 

ابزار پژوهش

شاخص رضایت جنسیISS

شاخص رضایت جنسی[31] در سال 1981 توسط هادسون، هاریسون و کروسکاپ[32] تدوین گردید. این پرسشنامه حاوی 54 سوال بود که با مقیاس 5 درجه‌ای لیکرت (هرگز = 1 ، بندرت =2 ، گاهی اوقات=3، بیشتر اوقات = 4 ، همیشه = 5) درجه بندی شده است و رضایت جنسی را در دو بعد رضایت فیزیکی و رضایت جنسی ارزیابی می‌نماید. بعد رضایت فیزیکی شامل رفتارها و تمایلات جنسی و بعد هیجانی در بر گیرنده صمیمیت و کیفیت روابط جنسی است. هادسون و همکاران معتقداند که ISS رضایت جنسی را از طریق درجه[33]، شدت[34] و وسعت[35] در مؤلفه‌های جنسی می‌سنجد. این ابزار درجه اختلال و یا نارضایتی جنسی ارزیابی شده توسط مراجع از همسر یا شریک جنسی را می‌سنجد و خصوصاً به این دلیل انتخاب گردید که بر روی ارتباطات تمرکز دارد. برخی از سوالات بصورت مستقیم و برخی دیگر نیز بصورت معکوس نمره گذاری می‌گردند. حداقل نمره آزمودنی در این مقیاس 54 و حداکثر 270 و خط برش 108 می‌باشد (به نقل از هنرپروران، 1389). ثبات درونی[36] اندازه گیری شده بوسیله ضریب آلفای کرونباخ 92/0 با خطای استاندارد 27/3 بدست آمده است. بنابراین مقیاس از قابلیت اعتماد بالایی برخوردار است. روایی همگرایی – افتراقی[37] نیز نشان داد که مقیاس پیوستگی معنی‌داری با مقیاس‌هایی که به منظور اندازه گیری سازه‌های مشابه طراحی شده‌اند، دارد (چاریس، 2005). ضریب همبستگی این مقیاس با پرسشنامه رضایت زناشویی 86/0 بدست آمده است (به نقل از کوپاچ[38] و متز، 2001).

شاخص رضایت جنسی ISS شامل 4 خرده مقیاس: رفتار جنسی، تمایلات جنسی، صمیمیت جنسی و کیفیت روابط جنسی می‌باشد این پرسشنامه دارای 1 نمره کلی از رضایت جنسی و 4 نمره از 4 خرده مقیاس می‌باشد. در پژوهش حاضر از خرده مقیاس صمیمیت جنسی شاخص رضایت جنسی که مشتمل بر 12 سوال است استفاده شد. حداقل نمره در این خرده مقیاس 12 و حداکثر نمره 60 است.

 

بحث و نتیجه‌گیری:

نتایج پژوهش حاضر نشان داد که آموزش زوج درمانی به شیوه اسلامی با اطمینان 99% موجب افزایش صمیمیت جنسی در زوجین شده است.

در مورد اثربخشی آموزش زوجین به شیوه اسلامی می‌توان این گونه تبیین کرد که اسلام ارضای میل جنسی را حق طبیعی هر زن و مردی می‌داند و همانطور که عنوان شد خداوند در قرآن کریم نیز هدف از تشکیل زندگی زناشویی را بر عشق و زوجیت بنا می گذارد که این خود دلیل روشنی بر وجود رابطه جنسی به عنوان رابطه ای دو جانبه و رضایتبخش است. آموزش این مسائل به زوجین کمک می‌کند که در رابطه زناشویی خود بازداری و مهار جنسی را کنار گذاشته و از این حق طبیعی خود لذت لازم را ببرند. این مطلب بدین معنی است که عدم آگاهی و دانش کافی و یا داشتن اطلاعات غلط و ضد و نقیض می‌تواند باعث آسیب پذیری و عدم صمیمیت زوجین شود، ولی وقتی این اطلاعات به صورت درست و با توجه به مذهب و فرهنگ ایرانی داده می‌شود باعث افزایش دانش جنسی درست گردیده و موجبات صمیمیت جنسی بیشتری را فراهم می‌آورد.

پژوهش‌ها نشان می دهند رابطه بین دو نهاد مذهب و خانواده مثبت است، چون هر دو به ارزشهای مشابهی تاکید می‌کنند. بنابراین مذهب می‌تواند روابط زناشویی را تقویت کند و استحکام بخشد. نگرش مذهبی می‌تواند در ارتباط زناشویی موثر باشد. زیرا مذهب شامل رهنمودهایی برای زندگی و ارائه دهنده سامانه باورها و ارزشها است که این ویژگیها می‌توانند زندگی زناشویی را تحت تاثیر قرار دهند (هانلر و گنکوز[39]، 2005) . این که افراد ازدواج را به عنوان مسئولیتی برای تمام عمر، مهرورزی به یکدیگر، فراهم آوردن اسباب آرامش همدیگر و وفاداری و تعهد به همسر چگونه بر مبنای مذهب تفسیر می کنند، تاثیرپذیری روابط زناشویی از مذهب را نشان می‌دهد (ماهونی[40]، 2005). اورتینکال و ونستیوجن[41] (2006) نشان دادند افرادی که در سطح بالاتری از مذهبی بودن قرار دارند نسبت به افرادی که دارای سطح مذهبی پایین تری هستند، ثبات زناشویی بیشتری دارند و از ازدواج خود راضی تر هستند (به نقل از دیویسون و جانگری، 2012). در همین راستا خدایاری فرد و همکاران (1386) نشان دادند رابطه سازگاری زناشویی و نگرش مذهبی مثبت و معنی‌دار است. بر این اساس میزان سازگاری زناشویی در میان افراد دارای تقیدات مذهبی خیلی زیاد، بیشترین حد و در میان افراد دارای تقیدات مذهبی کم، کمترین میزان را دارد.

چندین مطالعه (روس[42]، 2001) نشان دادند که مورد توجه قرار دادن باورهای مذهبی در طی درمان می‌تواند در بهبود روابط زن و شوهر ناسازگار مفید باشد. بدین صورت که هر گاه تعارض خانوادگی بر سر موضوعی خاص شکل گیرد، مذهب می‌تواند از طریق مفاهیم معنوی و ارزشهای مذهبی مشترک اختلاف نظر بین زوجها را تعدیل کند. به این دلیل درمانگران می‌توانند به نقش باورهای مذهبی و بعد متعالی رابطه زناشویی طی فرآیند حل اختلافات زناشویی توجه کنند. از طرفی داشتن رابطه جنسی، چارچوبی را برای زوجین ایجاد می‌کند که زن و مرد از طریق آن می‌توانند از عشق، مفارقت، عواطف و احساسات مثبت طرف مقابل به خود مطمئن گردند. از دیدگاه دانشمندان و محققان مختلف، احساس رضایت و صمیمیت در روابط جنسی از قدیم الایام تا زندگی مدرن امروزی، همواره به عنوان یک هدف مهم پذیرفته شده است. عدم صمیمیت جنسی باعث تخریب بعد اساسی عاطفه، ایجاد تعارض فکری در انسان و موجب فشار روانی می‌گردد و دارای پیامدهای منفی بسیاری چون خیانت، حسادت، احساس پوچی و ناسازگاری و فساد اجتماعی می‌باشد. برای داشتن جامعه سالم لازم است به این امر بعنوان یکی از مهمترین عواطف انسانی و نیازهای جسمانی و روانی بشری، پاسخ مناسب داده شود. متأسفانه در جامعه ما صحبت راجع به مسائل جنسی با احساس ترس و گناه همراه می‌باشد. فشار اجتماع و والدین و باورهای غلط فرهنگی و خرافات در این زمینه بسیار زیاد است. غالباً برای همسران ایرانی سخت است که پیرامون رابطه جنسی خود صحبت کنند و این منطقه ممنوعه می‌تواند به ارتباط ضعیف آنها بیانجامد. بنابراین چرخه‌های معیوبی پدید می‌آید که زن و شوهر نمی‌توانند خود را از آن رها سازند. اگرچه دین اسلام داشتن روابط جنسی را امری عادی و حتی در چهارچوب ازدواج امری ثواب و پسندیده می داند، اما عوامل فرهنگی متعددی دست به دست هم داده و احساس ناپاکی و نادرستی از روابط جنسی را در فرهنگ ما جایگزین کرده است. با توجه به عوامل ذکر شده، و همانطور که نتایج پژوهش حاضر نیز نشان داد زوج درمانی به شیوه اسلامی می‌تواند نقش مهمی در افزایش صمیمیت جنسی زوجین داشته باشد. بنابراین زوج درمانی به شیوه اسلامی با هدف افزایش صمیمیت جنسی می‌تواند موجب تعهد زناشویی و در نتیجه حفظ روابط زناشویی و ازدواج گردد.

در نهایت با توجه به اهمیت و تاثیر فرهنگ اسلامی در کشور پیشنهاد می‌شود مشاوران و روان درمانگران بیشتر از این نوع رویکردها به دلیل همخوانی آن با فرهنگ مردم کشور استفاده نمایند و برگزاری کلاس‌های آموزش مهارتهای ایجاد و حفظ صمیمیت جنسی برای تمامی زوجین پیش از ازدواج اجباری شود.

منابع

  • آذرتاش، فاطمه (1390). اثر بخشی آموزش مهارتهای جنسی بر کاهش تعارضات زناشویی زنان مراجعه کننده به خانه سلامت منطقه2. رساله کارشناسی ارشد، تهران، دانشگاه علوم و تحقیقات.
  • اسماعیل بیگی، زهره و غلامرضایی، حمیدرضا (1388). معجزه صمیمیت، کلید زندگی و رابطه موفق. تهران: نشر نواندیش.
  • بطلانی،‌ سعیده؛ احمدی، سیداحمد؛ شاه سیاه، مرضیه؛ بهرامی، فاطمه و محبی، احمد (1389). تاثیر زوج درمانی مبتنی بر دلبستگی بر رضایت و صمیمیت جنسی. مجله اصول بهداشت روان، 12(2)، 505-496.
  • جهانفر، شایسته (1380). درسنامه اختلالات جنسی. تهران: انتشارات سالمی.
  • حسینی، بیتا (1390). مقایسه اثربخشی درمان هیجان‌محور و راه حل محور بر بهبود مولفه‌های صمیمیت و سازگاری زناشوئی زوجین و ساختن مدل پیشنهادی. رساله دکتری مشاره، دانشگاه علامه طباطبائی.
  • خدایاری فرد، محمد؛ شهابی، روح الله و اکبری زردخانه،‌ سعید. (1386). رابطه نگرش مذهبی با رضایت زناشویی در دانشجویان متاهل. فصلنامه خانواده پژوهی، 3 (10)، 620-611.
  • شمس مفرحه، زهرا (1389). بررسی تاثیر مشاوره زناشویی بر رضایت جنسی زوجین مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر شیراز. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده پرستاری ومامایی، دانشگاه علوم پزشکی ایران.
  • فروتن،کاظم (1387).50% طلاق‌ها ریشه در مشکلات جنسی دارد. سلامت، سال سوم، شماره 165.
  • هنرپروران، نازنین؛ تبریزی، مصطفی؛ نوابی‌نژاد، شکوه؛ شفیع‌آبادی، عبدالله (1389). آموزش رویکرد هیجان‌مدار بر رضایت جنسی زوجین. مجله اندیشه و رفتار. دوره 4. شماره 15.

 

  • Bagarozzi, D. A (2001). Enhancing intimacy in marriage: A clincian’s guide. USA: Brunner & Routledge.
  • Baumeister, R .F. (2007). Social psychology and human sexuality. Journal of Psychological Bulletin. 126, 347-374.
  • Charisse , M. (2005). An integration approach to what women really want: sexual satisfaction. On publish doctor dissertation of Mercy University.
  • Chistopher, F. S. & Sprecher, S. (2000). Sexuality in marriage, datin, and other relationships. Journal of Marriage And Family, 62 , 999:1017.
  • Connors, G. J., Tonigan, J. S., & Miller,W. R. (2001). A longitudinal model of intake symptomatology. A participation and outcome: Retrospective study of the Project MATCH outpatient and aftercare samples. Journal of Studies on Alcohol, 62, 817−825.
  • Cordova, J. V., & Scott, R . L. (2001). Intimacy: A behavioral interpretation. Journal of Marriage and Family Therapy, 24, 75-86.
  • Copach ,W.R &., Metts.,S. (2001). The role of sexual attitude similarity in romantic heterosexual relationships. Journal of Personal Relationships,.2, 287-300.
  • Crago, H. , (2006). Couple, Family and Group Work: First steps in interpersonal Open University press.
  • Davison, S. N.,& Jhangri ,G. S. (2012). The relationship between spirituality, psychosocial adjustment to illness, and health-related quality of life in patients with advanced chronic kidney disease. journal of pain and symptom management, 1-9.
  • Dermatis, H., Guschwan, M. T., Galanter, M., & Bunt, G. (2004). Orientation toward spirituality and self-help approaches in the therapeutic community. Journal of Addictive Diseases, 23, 39−54.
  • Finkelstein F.O. , West, W. , Gobin, J. , Finkelstein S. H. , & Wuerth, D. (2007). Spirituality, quality of life and the dialysis patient. NephrolDial Transplant , 22,2432-2434.
  • Harway, M., (2005). Handbook of couples therapy. Canada: Wiley.
  • Johnson, S. M. (2006). Emotionally focused couple therapy, case studies in couple and family therapy. New York: Guilford Press.
  • Johnson, S. M. & Whiffen, V. (2003). Attachment processes in couples and New York: Guilford Press.
  • Kimmel P. L, Emont S. L, Newmann J. M, Danko H, Moss A. H. (2003). patient quality of life: symptoms, spiritual beliefs, psychosocial factors, and ethnicity. Am J Kidney Dis. 42, 713-721.
  • Lillis, J. , Gifford, E. , Humphreys, K. , & Moos, R. (2008). Assessing spirituality/religiosity in the treatment environment: The Treatment Spirituality/Religiosity Scale. Journal of Substance Abuse Treatment, 35, 427–
  • Mahoney, A, (2005). Enhancing woman’s sexuality: Mindfulness, acceptance, cognitive defusion. Journal of Sex and Medicine, 5, 2741- 2748.
  • Ouimette, P. C., Moos, R. H., & Finney, J. F. (1998). Influence of outpatient treatment and 12-step group involvement on one-year substance abuse treatment outcomes. Journal of Studies on Alcohol, 59, 513−522.
  • Richter, R., & Brahler, E. (2007). Sexual desire and sexual activity of men and woman across their life spans. Journal of Compilations, 107,76-82.
  • Rose, J. (2000). The relationship between marital charactristies, Jornal of Counseling & Development, 82(1), 58-68.
  • , S. , Patel S. S. , Shah., V. S. , Peterson, R. A. , & Kimmel., P. L. (2002). Psychosocial variables, quality of life, and religious beliefs in ESRD patients treated with hemodialysis. Am J Kidney Dis , 40, 1013-1022.
  • Shelton, H. , & Gordon, T. (2008). Psychological adjustment and child depression in marital intimacy. Journal of Family Psychology, volume22, No. 5, 712-724.
  • Tanyi, R. , A, & Werner, J. , S. (2003). Adjustment, spirituality, and health in women on hemodialysis. Clin Nurs Res, 12, 229e245.
  • WHOQOL Group (2006). The World Health Organization Quality of Life assessment (WHOQOL): A cross-cultural study of spirituality, religion, and personal beliefs as components of quality of life. Social Science & Medicine, 62, 1486–1497.

 

[1] کارشناس ارشد مشاوره، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات خوزستان m.hosseinizand@gmail.com

[2] استاد دانشگاه علامه طباطبایی

[3] استادیار دانشگاه شهید چمران اهواز

[4]- intimacy

[5]- Cordova & Scott

[6]- nurturance

[7] Bagarozzi

[8] Johnson

[9] Fowers

[10] Blakeslee

[11] Shelton & Gordon

[12] Whiffen

[13] Harvey

2 Rapson

3 Baumeister

[16] sexual intimacy

[17]. Christofer & Sprecher

2 MacCarty

[19] Richter & Brahler

[20] Crago

[21] Davison & Jhangri

[22] Lillis

[23] Finkelstein

[24] The World Health Organization Quality of Life assessment (WHOQOL)

[25] Dermatis

[26] Kimmel

[27] Tanyi & Werner

[28] Samir

[29] Connors

[30] Ouimette

[31] Index of Sexual Satisfaction (ISS)

[32] Hudson , Harrison & Crosscup

[33] degree

[34] severity

[35] magnitude

[36] Internal consistency

[37] Convergent-discriminatine validity

[38] Copach & Metts

[39] Hanler & Genkoz

[40] Mahony

[41] Ortinkal & Wenstiugen

[42] Rose

تاثیر آموزه‌ های اسلامی بر صمیمیت جنسی زوج ها ، منبع : ashpazi.org

برچسب :

انجمن های آشپزی (آشپزخانه)