آموزش آشپزی

آشپزی / دین و مذهب / امامان و معصومین / اشعار نیمه ی شعبان ولادت حضرت ولی عصر عج الله تعالی فرجه شریف

اشعار نیمه ی شعبان ولادت حضرت ولی عصر عج الله تعالی فرجه شریف

بسم الله الرحمن الرحیم

اشعار نیمه ی شعبان ولادت حضرت ولی عصر عج الله تعالی فرجه شریف :

عکس و پیامک و شعر نیمه ی شعبان ،عکس های زیبا به مناسبت نیمه ی شعبان در بایگانی نوشته های ashpazi.org موجود است . این مطلب را اختصاصب به اشعار نیمه ی شعبان داده ایم . این عید زیبا بر شما عزیزان مبارک .

ای قرار قلبهای بی‌قرار اهل بیت
وی طلوع صبح، در شبهای تار اهل‌بیت

می‌دمد صبحی که باشد صبح آغاز ظهور
می‌رسد روزی به پایان انتظار اهل‌بیت

قرنها فریاد «اللهم عجّل لظهّور»
بوده در این غیبت کبری شعار اهل‌بیت

ای به دستت ذوالفقار عدل! تا کی می‌کنی
اشک چشم نازنینت را نثار اهل‌بیت؟

سیدی! دست یداللهی بر آر از آستین
تا به دست آید دوباره اقتدار اهل‌بیت

سیزده معصوم را کشتند از راه جفا
یوسف زهرا تویی دار و ندار اهل‌بیت

تا قیامت لشگر پاییز را نابود کن
با ظهورت می‌شود عالم بهار اهل‌بیت

قرنها در سینه ی ما شعله ی فریاد توست
عالمی در انتظار تیغ عدل و داد توست

غلام رضا سازگار
بند هشتم

خدا کند که بیایی

وارث خون خدا! خون خدا گوید بیا
بر سر نی، رأس مصباح الهدی گوید بیا

اشک زمزم، چار رکن کعبه و فریاد حجر
سنگ‌های مروه و کوه صفا گوید بیا

فرق خونین علی هر شب صدایت می‌زند
خون جاری از دهان مجتبی گوید بیا

مادر مظلومه ات با اشک چشم و سوز دل
بر ظهورت می‌کند هر شب دعا گوید بیا

نخل‌های دشت سرخ نینوا آب فرات
پرچم سرخ شهید کربلا گوید بیا

زخم‌های کشتگان فریاد «یا مهدی» زند
رأس جدت بر فراز نینوا گوید بیا

قامت غلتیده در خون علمدار حسین
مشک خالی، دست از پیکر جدا گوید بیا

عالمی چشم انتظار عدل عالم‌گیر توست
پاسخ لبخند اصغر در لب شمشیر توست

غلام رضا سازگار
بند نهم

بیا ای آقا

باید سلام کرد به تسبیح و یاد او
بر صبح و بر سپیده و بر بامداد او

بر او درود و خیر کثیر وجود او
بر حالت قیام و رکوع و سجود او

عمرش چو جلوه‌ی ابدیت بلند باد
حزبش بلندپایه و پیروزمند باد

ای آخرین امید بشر، در کویر غم
هرم حریر عاطفه در زمهریر غم

مضمون بکر و ناب «مناجات جوشنی»
فرزند اختران درخشان و روشنی

ای یک اشاره‌ی لب تو «سابغ النعم»
یک زمزمه دل شب تو «دافع النقم»

چشمان ما غبار گرفت و نیامدی
دامان انتظار گرفت و نیامدی

کی می‌شود که پنجره‌ی پلک وا کنی؟
وجه خدای! عطف توجه به ما کنی

دیشب به خوابم آمدی ای صبح تابناک
خواندم «متی ترینا»، گفتم «متی نراک»

«یا ایها العزیز»! ببین خسته‌حالی‌ام
چشمان پرستاره و دستان خالی‌ام

ماییم آن «خسی که به میقات» آمدیم
شرمنده با «بضاعت مزجات» آمدیم

شام فراق، سوره‌ی واللیل خوانده‌ایم
یوسف ندیده «اوف لنا الکیل» خوانده‌ایم

یا ایها العزیز! به زیبایی‌ات قسم
بر حسن دل‌فریب و فریبایی‌ات قسم

دل‌ها ز نکهت سخنت زنده می‌شود
عالم به بوی پیرهنت زنده می‌شود

صبح وصال تو شب غم را سحر کند
آفاق را نگاه تو زیر و زبر کند

موسی تویی، مسیح تویی، مکه طور توست
شهر مدینه، چشم به راه ظهور توست

تنها نه از غمت، دل یاران گرفته است
چشم بقیع تر شده، باران گرفته است

شعر «شفق» حدیث زبان دل من است
تکرار نام تو ضربان دل من است
محمدجواد غفورزاده (شفق)

اشعار نیمه ی شعبان ولادت حضرت ولی عصر عج الله تعالی فرجه شریف

از همه سو می دمد، نور تجلّای تو
غایبی و عالمی است، محو تماشای تو

تا که نهم از شرف، پا به سر آسمان
کاش که می شد سرم، خاک کف پای تو!

روی به هر سو کنی، پای به هر جا نهی
در سر ما شور توست، در دل ما جای تو

سروقدان قائمند تا تو قیامت کنی
ای نگه فاطمه بر قد و بالای تو!

خیز و بر آر از جگر بانگ “اَنَاالمنتقم”
تا همگان بشنوند از حرم، آوای تو

زنده شود از دمت، روح هزاران مسیح
دل ببرد از کلیم، نطق دل آرای تو

از حرم فاطمه تا صف کرببلاست
چشم دو ششماهه بر قامت رعنای تو

موسی سینای جان، چهره عیان کن عیان
تا که شود عالمی طور تجلّای تو

آرزوی فاطمه بانگ “اَنَاالمهدی ات”
عقده گشای علی، دست توانای تو

آینه بگشا دمی تا که کند هر دمی
چارده آیینه نور، جلوه ز سیمای تو

“میثم” اگر می چکد، از نفسش شهد جان
میوة نخلش بود، شاخة خرمای تو
سازگار

آقای خوبی ها A good Man

غایبی و روز و شب در جمع مائی، سیدی
با منی اما نمی‌دانم کجایی؟ سیدی

ای بسا حج کرده ام، حجّم فقط دیدار توست
تو حرم تو کعبه تو سعی و صفایی، سیدی

کاش جان عالمت بر رونما گردد فدا
تا دمی بر خلق عالم رو نمایی، سیدی

ای دعای فاطمه پشت سرت هر صبح و شام
کی می‌آیی؟ کی می‌آیی؟ کی می‌آیی؟ سیدی

مشکل اسلام تنها غیبت کبرای توست
با ظهور خود تو خود مشکل گشایی، سیدی

پرچم سرخ حسینی فاش می‌گوید که تو
وارث خون شهید کربلایی، سیدی

در طواف کعبه ای؟یا در مدینه؟یا نجف؟
سامره؟ قم؟ یا که مهمان رضایی؟ سیدی

ای تمام چارده معصوم! یا مهدی! بیا
ای جواب ناله ی مظلوم! یا مهدی! بیا

غلام رضا سازگار
بند هفتم

اشعار نیمه ی شعبان

به سر آمد شب هجران و سحر نزدیک است
صبرکن، صبر که هنگام ظفر نزدیک ست

رحمى اى باد خزان! کز اثر همّت اشک
نو نهالى که نشاندم، به ثمر نزدیک ست

همه را در رخ یاران، نگران مى ‏بینم
مگر این قافله را وقت سفر نزدیک ست

وقت آن است که همت طلبیم از در دوست
که بس از قافله دوریم، خطر نزدیک ست

گرچه دور است ره کعبه ى مقصود، ولى
آزمودیم که بر اهل نظر نزدیک ست

ناله ‏هاى جرس قافله پرشور شده است
همسفر! کعبه ى مقصود مگر نزدیک ست؟

هست تا گوهر دین در صدف غیب نهان
صدف چشم‏تر ما به گهر نزدیک ست

گفتم: از هجر رخت جان به لب آمد، گفتا:
ناله‏ى سوخته جانان به اثر نزدیک ست

پرو بال من و پروانه بسوزید چو شمع
که سرآمد شب هجران و سحر نزدیک ست

محمّدعلی مجاهدی “پروانه”

امام عزیزم Shia Muslim

من گریه میکنم که تماشا کنی مرا
مانند طفل گمشده پیدا کنی مرا

حَجت قبول دلبر احرام بسته ام
ای کاش در دعایِ خودت جا کنی مرا

با گریه کردن این دلِ من زنده می شود
دلمرده آمدم که تو احیا کنی مرا

اسباب زحمتِ تو شده این گدا ، ولی
هرگز مباد از سر خود وا کنی مرا

ای کاش امشبی که تو راهیِ مشعری
همراه خویش راهی صحرا کنی مرا

تو سفره دارِگریه ماه مُحَرمی
چشمی پُر اشک می شود اعطا کنی مرا ؟

آقا قسم به چادر خاکی مادرت
خواهم شریک گریه ی زهرا کنی مرا

آیا شود که مثلِ شهیدان دمِ وصال
با رویِ غرق خون شده زیبا کنی مرا

بیت الحرام سینه زنان خاک کربلاست
دارم امید مُحرِم آنجا کنی مرا

همراه خویش زائر شش گوشه ام کنی
مسند نشین عرشِ مُعلا کنی مرا

ای روضه خوان تنگ غروب مِنا بیا
پرچم به دوشِ ماتمِ کرب و بلا بیا

حاجی فاطمه شده صحرا نشین خدا
صاحب حرم دگر بشود از حرم جدا

قاسم نعمتی

I love You my friendاین جشنها برای من آقا نمی شود
شب با چراغ عاریه فردا نمی شود

خورشیدی و نگاه مرا می کنی سفید
می خواستم ببینمت اما نمی شود

شمشیرتان کجاست؟ بزن گردن مرا
وقتی که کور شد گرهی وا نمی شود

یوسف! به شهر بی هنران وجه خویش را
عرضه مکن که هیچ تقاضا نمی شود

اینجا همه منند، منِ بی خیالِ تو
اینجا کسی برای شما ما نمی شود

آقا جسارت است ولی زودتر بیا
این کارها به صبر و مدارا نمی شود

تاچند فرسخی خودم ایستاده ام
تامرز یأس، تا به عدم، تا نمی شود

می پرسم ازخودم غزلی گفته ای ولی
با این همه ردیف، چرا با نمی شود؟!

رضا جعفری

عشق به امام زمان ashpazi.org

عشق از سرای این دل من پا نمیشود
مجنون دلش بجز سوی لیلا نمیشود

بالای تخت یوسف کنعان نوشته اند
هر یوسفی که یوسف زهرا نمیشود

این زندگی بدون تو تلخ است و بی ثمر
بی روی یار آب گوارا نمیشود

سایه کجا و دیدن تشریف آفتاب
میخواستم ببینمت اما نمیشود

دق مرگ کرد بسکه مرا خواند بر خودم
آیینه از کنار دلم پا نمیشود

تعجیل کن وگرنه که از دست میروم
این کارها به صبر و مدارا نمیشود

هرگز مکن سوال چرا ما نرفته ایم
هر قطره ای که فانی دریا نمیشود

بر من مگیر خُرده که درد فراق دوست
جز با نگاه دوست مداوا نمیشود

حجت الاسلام رضا جعفری

اشعار نیمه ی شعبان ولادت حضرت ولی عصر عج الله تعالی فرجه شریف

قسمت نشد که گاه به گاهی ببینمت
حتی به قدرِ نیم نگاهی ببینمت

تکلیفِ بیقراری این دل چه میشود؟!!!
اصلاً شما اگر که نخواهی ببینمت…

ای کاش یک سه شنبه شبی قسمتم شود
در راهِ جمکران سر راهی ببینمت

یا که مُحَرَمی شود و بین کوچه ای
در حالِ کارِ نصبِ سیاهی ببینمت

آقا خدا نیاوَرَد آن روز را که من
سرگرم میشوم به گناهی ببینمت

با این دلِ سیاه و تباهم چه دلخوشم
بر این خیالِ کهنه یِ واهی: ببینمت!

دارم یقین که روزِ وصالِ تو میرسد
ذکرِ لبم شده که الهی ببینمت

محمد رسولی

اشعار نیمه ی شعبان ولادت حضرت ولی عصر عج الله تعالی فرجه شریف ، منبع : ashpazi.org

برچسب :

انجمن های آشپزی (آشپزخانه)