آموزش آشپزی

آشپزی / دین و مذهب / بزرگان شیعه / آیت الله خامنه ای / اشعار زیبای حضرت آیت الله خامنه ای مد ظله العالی

اشعار زیبای حضرت آیت الله خامنه ای مد ظله العالی

بسم الله الرحمن الرحیم

اشعار زیبای حضرت آیت الله خامنه ای مد ظله العالی : در این نوشته برای شما بازدیدکنندگان محترم اشعار رهبر حکیم ایران در کنار عکس های ایشان را آماده کرده ایم .

نظر رهبر انقلاب در باره ادبیات و شعر در گفت و شنود صمیمانه رهبر انقلاب با جمعی از جوانان و نوجوانان

* نظر شما راجع به ادبّیات و هنر چه هست؟

ادبّیات، طبعاً مقوله خوب و مطلوبی است؛ منتها هنر – هنری که با ادبیات، نسبت نزدیک دارد؛ مثل هنر شعر، یا بعضی هنرهای دیگر – تأثیرش بیشتر است. نظر من نسبت به شعر، نظر بسیار مثبتی است. معتقدم شعر، هنر بسیار خوبی است. قریحه شعری یک موهبت الهی است و شعر و همه هنرها، یک توان و قدرت و تعبیر رسایی از تخیّلات ظریف انسان هستند. بعضی از تصوّرات و تخیّلاتِ انسانی هست که جز با زبان هنر و با توصیف هنری، با هیچ زبانی قابل توصیف و بیان نیست. اگر هنر نبود، خیلی از ما فیالضمّیر انسان، ناگفته و توصیف نشده باقی میماند. البته شعبه‌های گوناگون هنر، هر کدام خصوصیتی دارد. یکی از بهترینهایش که با ادبّیات ارتباط نزدیک دارد، شعر است و شعر، هنر رسا و بلیغی است. زبان شعر، بسیار گویاتر از هنرهای دیگر است؛ یعنی زبان نقّاشی، موسیقی و بعضی هنرهای دیگر، به اندازه زبان شعر، گویا و توانا نیست. البته شعر خوب، نه هر شعری؛ شعری که حقیقتاً هنر تخیّل در آن حضور داشته باشد و لمس شود. ضمناً بعضی از هنرهای دیگر که توصیفشان به دقّت هنر شعر نیست، دایره شعورشان وسیع است؛ مثلاً وقتی شعر فارسی میگویید، فقط یک فارسی زبان از زیبایی های شعر فارسی استفاده میکند، همچنان که از زیبایی های یک شعر عربی، فقط یک عرب‌زبان استفاده میکند. حتّی کسی که عربی را هم بلد است، زیبایی های یک شعر عربی را مثل یک عرب‌زبان نمیفهمد. لیکن نقّاشی این‌طور نیست؛ شما یک نقاشی که میکشید، دیگر زبان نمی شناسد، مرز زبان ندارد. موسیقی هم تا حدود زیادی همین‌طور است. بعضی هنرهای دیگر نیز همین‌گونه است.

پس شاید بشود این‌طور گفت که هرچه توصیف هنر، دقیقتر و ریزتر و زبانش رساتر و بلیغ تر است، حوزه و گستره شعورش نیز محدودتر است؛ اما هرچه که زبانش به ابهام نزدیکتر باشد، حوزه‌اش هم وسیعتر است. علی اىّ‌ حال هنر، مظهر زیبایی است. بیان زیباییها و توصیف تخیّلاتی است که انسان از زیبایی در ذهن خودش دارد.

اشعار حضرت آیت الله خامنه زید الله امثالهم

حــوادث روزگــــار

از ســر جـان بهـر پیـــــــوند کســان بر خـــاستم

چـون الـف در وصـــــل دلهـا از میـــان بر خـاستم

واژگـــون هــر چنـد جــــــام روزیم چــون لاله بـود

از کنــار خــــوان قسمت شـادمــان بر خــــاستم

بــزم هستــی را غــرض مهـــر فــروزان تــو  بــود

هم چو شبنم ،چهره چون کردی عیان بر خاستم

از لگـــــدکـــوب حــوادث عمــر دیگـــر یـافتـــــــم

چــون غبـــار از زیــر پــای کــاروان بــر خــاستـم

طـاقـت دم ســـردی دوران نـدارم هم چــــو  گل

در بهــار افکنده رخت و در خــزان  بـــــر خاستم

آزمـــودن عیش و راحـت را بـه گنــج دام تـــــــو

از ســـر جــولانگه کـــون و مکــان بــر خــاستم

صحبت شوریده حــالان مــایه شوریدگی است

با ” امیـن ” هر گـه نشستم بی امان بر خاستم

 اشعار آیت الله خامنه ای

 سروده ای از رهبر عزیزمان حضرت آیت الله خامنه ای در وصف حضرت صاحب عصر عج الله تعالی فرجه شریف

دلم قرار نمي‌گيرد از فغان بي تو
سپندوار زكف داده‌ام عنان بي تو

ز تلخ كامــي دوران نشد دلـــم فارغ
زجام عشق لبي تر نكرد جان بي تو

چون آسمان مه آلوده‌ام زتنـگ دلــي
پر است سینه ام از اندُه گران بی تو

نسيم صبح نمي‌آورد ترانـه شـوق
ســر بهار ندارنـــد بلبــلان بي تــو

لب از حكايت شب‌هاي تــــار مي‌بنــدم
اگر امان دهدم چشم خون‌فشان بي تو

چو شمع کشته ندارم شراره ای به زبان
نمي‌زنــد سخنــم آتشي به جان بي تو

ز بی دلی و خموشی چو نقش تصویرم
نمي‌گشايــدم از بي خودي زبان بي تـو

عقيق سـرد به زيــر زبان تشنه نهـم
چو يادم آيد از آن شكرين دهان بي تو

گزارش غم دل را مگر كنم چو «امين»
جدا ز خلق به محراب جمکران بی تو

اشعار زیبای حضرت آیت الله خامنه ای مد ظله العالی

سروده ی رهبر عزیزمان در وصف آقایمان امام زمان عج الله تعالی فرجه شریف

دل را ز بی خودی سر از خود رمیدن است
جان را هوای از قفس تن پریدن است

از بیم مرگ نیست که سرداده‌ام فغان
بانگ جرس زشوق به منزل رسیدن است

دستم نمی‌رسد که دل از سینه برکنم
باری علاج شکر گریبان دریدن است

شامم سیه‌تر است ز گیسوی سرکشت
خورشید من برآی که وقت دمیدن است

سوی تو ای خلاصه گلزار زندگی
مرغ نگه در آرزوی پرکشیدن است

بگرفته آب و رنگ زفیض حضور تو
هرگل در این چمن که سزاوار دیدن است

با اهل درد شرح غم خود نمی کنم
تقدیر قصه دل من ناشنیدن است

آن را که لب به جام هوس گشت آشنا
روزی «امین» سزا لب حسرت گزیدن است

حضرت آقا خامنه ای عزیز

Who is Khamenei

شعري از رهبر عزیزمان حضرت آیت الله خامنه ای با عنوان مناجات ناشنوايان براي اولين بار توسط دکتر ابوالحسن فقيه، رئيس سازمان بهزيستي در مراسم روز جهاني ناشنوايان قرائت شد.

« مناجات ناشنوایان »

مــــا خيــل بنـدگـانيـم مــــا را تــو مـي‌شنـــاسـي

هـــر چنــد بـي‌زبـانيــم، مــــا را تــو مي‌شنــاسي

ويـرانـــــه ايــم   و   در دل گنـجـــــي ز راز داريــم

بـا آنكــه بي‌نشــانيم، مــا را تـــو مي‌شنـــــاسي

بــا هـــر كســي نگــوئيم راز خمــوشي خــويـش

بيگـــانـه بـا كســانيم مـــــا را تــو مـي‌شنـــاسي

آئينــه‌ايم و هــــــر چنـــد لـب بستــه‌ايم از خلــق

بس رازهــــا كه دانيم ، مـــــا را تـــو مي‌شناسي

از قيــل و قـــال بستند، گــوش و زبــان مــــــــا را

فــارغ از ايــن و آنيـم مـــا را تــو مي‌شنــــــاسي

از ظــن خـويش هــر كس، از مـــا فسانه‌ها گفت

چــون نــاي بي‌زبـانيـم مـــا را تــو مي‌شنـــاسي

در مـــا صفـــاي طفلــي، نفســرد از هيـــاهـــــو

گلــــزار بي‌خــزانيــم مــــــا را تــو مي‌شنــاسي

آئينــه‌ســان بـرابـر گـــــــوئيـم هــر چـه گــوئيــم

يكـــرو و يك زبـانيــم مــــــــا را تــو مي‌شنـاسي

خـطّ نگـــه   نـويسـد  حـــــــــــال  درون  مــــا را

در چشــم خــود نهــانيم مـــا را تـو مي‌شناسي

لب بسته چون حكيمان، سر خوش چو كودكانيم

هـم پيـر و هـم جوانيـم مـــــا را تـو مي‌شناسي

با دُرد و صـاف گيتي، گه سرخوش است گه غم

مـــا دُرد غــم كشـانيم مــــا را تــو مي‌شـناسي

از وادي خمـــوشي راهـــي بـه نيكــروزي است

مـــا  روزبــه ، از آنيـم مـــــا را تــو مي‌شنــاسي

كس راز غيـــر، از مـــا نشنيد بس «امينيـــــــم»

بهـــر كسـان امانيــم مـــــا را تــو مي‌شنــاسي

Imam Khamenei

Iran Leader president

یاران خراسانی

سرخوش زسبـوی غم پنهــانی خویشم

چون زلف تــو سرگرم پریشانی خویشم

در بـزم وصـال تـو نگــــویـم زکم و بیـش

چون آینه خـو کرده بـه حیرانی خویشم

لـب بـاز نکـردم به خـــروشـی و فغـانی

مـن محـرم راز دل طـــوفــانـی خویشم

یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی

عمری است پشیمان زپشیمانی خویشم

از شــوق شکرخند لبـش جــان نسپـردم

شرمنـده جانـان ز گـــران جانـی خویشم

بشکسته ‌تر ازخویش ندیدم به همه عمر

افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم

هر چند ” امیـن ”  ، بستۀ دنیـــا نیـم امــا

دلـبـسـتـۀ یــاران خـراســـــانـی خویشم

دانلود فایل صوتی این شعر

Shia Muslims Love

تصاویر رهبر عزیزمان

غزلی از امام خامنه ای (مدظله العالی) در پاسخ به غزل امام خمینی (رحمت الله علیه)

روح الله الموسوی الخمینی (رحمت الله علیه) :

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم

چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم

 

فارغ از خودشدم و کوس «انا الحق» بزدم

همچو منصور خریدار سردار شدم

 

غم دلدار فکنده است به جانم شرری

که به جان آمدم و شهره بازار شدم

 

درمیخانه گشایید به رویم شب و روز

که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم

 

جامه زهد و ریا کندم و بر تن کردم

خرقه پیر خراباتی و هشیار شدم

 

واعظ شهر که از پند خود آزارم داد

از دم رند می آلوده مددکار شدم

 

بگذارید که از میکده یادی بکنم

من که با دست بت میکده بیدار شدم

  امام خامنه ای (مدظله العالی) :

تو كه خود خال لبی از چه گرفتار شدی

تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی

 

تو كه فارق شده بودی ز همه كان و مكان

دار منصور بریدی همه تن دار شدی

 

عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر

ای كه در قول و عمل شهره بازار شدی

 

مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی

تو كه بر مسجدیان نقطه پرگار شدی

 

خرقه پیر خراباتی ما سیره توست

امت از گفته در بار تو هشیار شدی

 

واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی

دم عیسای مسیح از تو پدیدار شدی

 

یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم

ببریدی ز همه،خلق و به حق یار شدی

 

 

لبخند آیت الله خامنه ای

اشعار زیبای حضرت آیت الله خامنه ای مد ظله العالی

غزل امام خامنه ای در خصوص امام رضا علیه و آله السلام

خدا کند که کسی حالتش چو ما نشود
ز دام خال سیاهش کسی رها نشود

خدا کند که نیفتد کسی ز چشم نگار
به نزد یار چو ما پست و بی بها نشود

جواب ناله ی ما را نمی دهد “دلبر”
خدا کند که کسی تحبس الدعا نشود

شنیده ام که از این حرف، یار خسته شده
خدا کند که به اخراج ما رضا نشود

مریض عشقم و من را طبیب لازم نیست
خدا کند که مریضی من دوا نشود

ز روزگار غریبم گشته است معلوم
شفای ما به قیامت بجز رضا نشود

اشعار رهبر انقلاب اسلامی ایران

Republic Islamic

غمگساری یاران



ز آه سینه سوزان ترانه می سازم

چو نی زمایه جان این فسانه می سازم

به غمگساری یاران چو شمع می سوزم

برای اشک دمادم ، بهانه می سازم

پر نسیم به خوناب اشک می شویم

پیامی از دل خونین روانه می سازم

نمی کنم دل ازین عرصه شقایق فام

کنار لاله رخان آشیانه می سازم

در آستان به خون خفتگان وادی عشق

برون ز عالم اسباب ، خانه می سازم

چو شمع بر سر هر کشته می گذارم جان

ز یک شراره هزاران زبانه می سازم

ز پاره های دل من شلمچه رنگین است

سخن چو بلبل از آن آشیانه می سازم

سر و تن و دل و جان را به خاک می فکنم

برای تیر تو چندین نشانه می سازم

کشم به لجه شوریدگی بساط ” امین “

کنون که رخت سفر چون کرانه می سازم

رهبر ایران کبیر اسلامی

 

 

آیت الله العظمی خامنه ای

 حرفی بگوی و از لب خود کام ده مرا

ساقی ! ز پا فتاده شدم ، جام ده مرا

فرسوده، دل ز مشغله جسم و جان ، بیا

بستان زخود ، فراغت ایام ده مرا

رزق مرا ، حواله به نامحرم مکن

از دست خویش ، باده گلفام ده مرا

بوی گلی ، مشام مرا تازه می کند

ای گلعذار ! بوسه به پیغام ده مرا

عمرم رفت و حسرت مستی زدل نرفت

عمری دگر ز معجزه جام ده مرا

ای عشق ! شعله بر دل پُر آرزو بزن

چندی رهایی از هوس فام ده مرا

جانم بگیر و جام می از دست من مگیر

ای مدعی هر آنچه دهی ، نام ده مرا

مرغ دلم به یاد رفیقان به خون تپید

یا رب ! امید رستن از این دام ده مرا

بشکفت غنچه ی دلم ای باد نو بهار

خندان دلی بسان (امین) وام ده مرا

خامنه ای خمینی دیگر است سروده

اشعار زیبای حضرت آیت الله خامنه ای مد ظله العالی ، منبع : ashpazi.org

برچسب :

انجمن های آشپزی (آشپزخانه)