به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

آموزش آشپزی

آشپزی / سبک زندگی / کار و زندگی

کار و زندگی

آموزش بافت شال و کلاه دخترانه

بسم الله الرحمن الرحیم

آموزش بافتن شال و کلاه دخترانه در منزل

آموزش بافت شال و کلاه دخترانه

ابتدا به اندازه دور سر، سر می اندازیم برای بزرگسالان نخ با ضخامت متوسط صد دانه کافی است.

آموزش بافتنی

۱۸ الی ۲۰ رج،کشباف انگلیسی می بافیم.

طرز بافت کشباف انگلیسی:
رج اول یک زیر یکرو می بافیم
رج دوم دانه های زیر را نبافته سمت راست می دهیم (نخ زیر باشد)دانه های رویی را می بافیم
تکرار از رج اول
دقت کند دانه های نبافته یک رج در میان تکرار شود.

آموزش بافتن شال و کلاه

این کشباف درشت تر و زیباتر است.
بعد از کشباف شروع به بافت سلانیک می کنیم.
بافت سلانیک:
این بافت ،زیبا و توری است.
رج اول:یک دانه به عنوان حاشیه در نظر گرفته می شود، یک زیر،یک ژوته،یک رو-یه زیر،یک ژوته یک رو و… ادامه دهید.
رج دوم:دانه زیر باژوته بعد از ان یکی شود،یک ژوته ،یک رو-دانه زیر با ژوته بعد ان یکی شود ,یک ژوته یک رو و… تکرار شود.
از رج سوم به بعد تمام رج ها مانند رج دوم بافته شود.
بعد از این که بلندی بافت به اندازه کافی رسد، بافت را به صورت زیر ببافید :
دانه زیر با ژوته یکی شود ،یک،رو…در واقع ژوته حذف شود وبه صورت یک زیریکرو در بیاید، رج بعدی یکزیر یک رو ببافید. رج بعد دانه ها را دو تا یکی کرده و مجدد یک رج دانه ها را دو تا یکی کرده، دست اخر یک نخ از داخل دانه ها عبور داده محکم جمع می کنیم.
آموزش بافتن کلاه دخترانه
شال گردن آن هم بصورت سلانیک بافته می شود
تعداد ۲۰ دانه سر انداخته
آموزش بافت شال و کلاه دخترانه
آموزش بافت شال و کلاه دخترانه

عبارت تاکیدی

بسم الله الرحمن الرحیم

حتما با مفهوم عبارت تاکیدی آشنا هستید، ولی آیا درباره اینکه عبارت تاکیدی چیست، چرا باید تکرارش کنیم و چه اثراتی بر ما و زندگی مان دارد، شاید اطلاعات زیادی نداشته باشید.

عبارت تاکیدی، جمله یا عبارتی است که ما به طور روزانه و مکرر با خود تکرار می کنیم تا به وسیله آن، باورهایمان را تغییر دهیم و باورهای مطلوب و سازنده را جایگزین باورهای مخرب و ناسالم کنیم. مبنای این روش، اصلی آشناست که همه ما شنیده ایم: «ما همانی هستیم که می اندیشیم». بنابراین اگر بتوانیم طرز فکر مان را درباره خود تغییر دهیم، می توانیم دنیایمان را هم متحول سازیم.
بدین منظور، ما عبارتی که مفهومش مطلوب مان است، مثل عبارت «من توانمند و موفقم» را بارها به صورت شفاهی یا مکتوب (که مکتوب آن موثرتر است) تکرار می کنیم تا ذهن ناخودآگاه ما این جمله را به عنوان واقعیت بپذیرد و باور کند. بعد از آن، هرگاه در موقعیتی قرار گرفتیم که پیشتر به دلیل نداشتن اعتماد به نفس نمی توانستیم به خوبی و با قدرت با آن روبه رو شویم، اکنون با این باور که «من توانمند و موفقم» با اعتماد به نفس بالاتر و قدرت بیشتری دست به عمل می زنیم و موفق هم می شویم. همچنین، با تکرار چنین عبارتی، توجه ما جلب موضوعات، رویدادها و فرصت هایی می شود که به توانمند بودن و موفق بودن ما کمک می کند. بنابراین به طور ناخودآگاه بیشتر خود را در موقعیت هایی که ما را اینچنین می سازند قرار می دهیم.

عبارت تاکیدی ادامه ی مطلب

خوشبختی همینجاست

بسم الله الرحمن الرحیم

می گویند خوشبختی، نامه ای نیست که یک روز، نامه رسانی، زنگ در خانه ات را بزند و آن را به دستهای منتظر تو بسپارد.
خوشبختی ، ساختن عروسک کوچکی ست از یک تکه خمیر نرم شکل پذیر… به همین سادگی، خوشبختی همین است ؛ اما یادت باشد که جنس آن خمیر باید از عشق و ایمان باشد نه از هیچ چیز دیگر… خوشبختی را در چنان هاله یی از رمز و راز، لوازم و شرایط، اصول و قوانین پیچیده ی ادراک ناپذیر فرو نبریم که خود نیز در شناختنش گم شویم…
خوشبختی، همین عطر محو و مختصر تفاهم است که در سرای تو پیچیده است .

خوشبختی همینجاست :

وقتی لیوانی نیمه پر است میتوانید دوباره به حجم مایع درون آن اضافه نمایید. اگر میخواهید بیاموزید و تحت تأثیر قرار بگیرید باید همیشه یا گنجایش خالی داشته باشید یا ظرف خود را افزایش دهید. آنچه شما از زندگی درس میگیرید ارتباط مستقیمی با آنچه تاکنون آموخته اید دارد. پس نمیتوانید نسبت به آموخته های گذشته اتان بی تفاوت باشید زیرا پیش زمینه ای برای اطلاعات جدید خواهند شد.

زمانی شما در مسیر عملی تغییرات قرار می گیرید که در ابتدا افکار خود را به سمت تغییر متمرکز کنید نه اینکه وانمود کنید همه چیز را میدانید. اگر قادر به عملی کردن تغییرات خود نیستید بخاطر این است که باورهای محدود کننده و غیرواقعی دارید نه اینکه چون نمیتوانید! شما اگر باور کنید؛ حتماً خواهید توانستید. وجودی میتواند گسترش یابد و توانایی پذیرش واقعیتها را داشته باشد که هنوز جایی خالی برای باورهای جدید و متفاوت با اندوخته های قبلی داشته باشد. تمام استرسها، اضطرابها و اختلافات بخاطر این است که نمیتوانیم چیزی یا کسی را در بیرون خود، متفاوت تر از آنچه تاکنون فکر کرده ایم ببینیم و باور داشته باشید که هر کس دنیا را به رنگ باورها و افکار خود تماشا میکند.

به تعداد تمام آدمهای روی کره زمین، واقعیت وجود دارد زیرا جهان برای من با جهان برای شما متفاوت بوده و میتواند با حقیقت فاصله داشته باشد. از این جهت است که ما معمولاً دردهایی را حس میکنیم، چیزهایی را میبینم که واقعاً ‌وجود خارجی نداشته و فقط درون ما واقعیت دارند. گاهی برای هدفی بی ارزش اینقدر میجنگیم که از دست میرویم و فکر میکنیم تمام خوشبختی و زندگی ما در گرو رسیدن به این هدف است و اما گاهی برای هدفی ارزشمند و مهم اینقدر بیخیال هستیم که فرصتها را از دست میدهیم.

پس خواهش میکنم اجازه بدهید با هم به دنیا نگاه کنیم و قدری خود را نیز جای دیگران بنهیم تا بتوانیم دنیای آنها را درک کنیم؛ تا بتوانیم با آنها به تفاهم برسیم و با مردم و همسران خود تعامل برقرار نماییم. هیچ وقت خود را لبریز از دانسته ها و علوم ندانید، زیرا دیگر باید آن زمان تابوت تغییرات شما را کنار گذاشت. ما به اندازه ظرفیتهای خالی خود از زندگی، دانش و لذت جمع میکنیم .

خوشبختی

وقتی به دنیا می آییم اگر فطرت و برخی صفات ارثی را نادیده بینگاریم لوحی سفید هستیم.درمراحل رشد،خانواده،معلمین،دوستان و محیط بر ما نوشته و این لوح سفید را آنطورکه میخواهندسیاه میکنند و ضمیر ناخودآگاه ما را برنامه ریزی میکنند.بعد ازسنین بلوغ ما دیگرتقریباً خود را تکرارمیکنیم و مادامی که به خودآگاهی حقیقی نرسیم نمیتوانیم جدا از قید و بند افکارو پیشفرضهای کودکی باشیم.ما درپشت پرده ای ضخیم ازذهنیتها به دنیا نگاه میکنیم وموضوعاتی مانند عشق، زندگی و مذهب،تحت تأثیراین افکار قرارمیگیرند

مادامی که باورهای خود را مورد تجزیه و تحلیل دوباره قرار ندهید یا اجازه ندهید مشاور یا انسانی آگاه بتواند شما را درمسیر باورهای جدید قرار بدهد،همچنان خود را تکرار میکنید.کسی که میخواهد واقعاً‌ تغییر کند باید تسلیم باشد! تسلیم نه اینکه مطیع کورکورانه باشد بلکه منظورم این است که اجازه بدهد گاهی باورهای او دست کاری شود. شما میتوانید در عین رهایی، کنترل داشته باشید و باورهای جدید را با تجزیه و تحلیل قبول کنید. نه اینکه فقط آنهایی که موافق باورهای گذشته و کودکی شما هستند را قبول کنید

خوشبختی یا بدبختی شما رابطه مستقیم با انتخابهای شما دارد.شما میتوانید وسایل آسایش داشته باشید اما آرامش نداشته باشید. فکر شما و باورهای کنونی شما میزان رضایت شما از زندگی و داشته هایتان را تعیین میکند. پس اینقدر نگویید ندارم، بدبختم. دیگران مقصر بوده اند زیرا اینها انتخاب شما بوده است.دنیا هم چیزهای خوب و مثبت دارد و هم چیزهای بد و منفی. یک انسان مثبت اندیش تا چشمش به شادی می افتد حتی اگر ذره ای باشد چشمانش برق میزند و به سمت آن میرود و برایش مقدارش مهم نیست. او به سمت شادیها میرود و در واقع شادیها را انتخاب میکند و بر آنها متمرکز میشود و غمها خودبخود محو میشوند.

اما یک انسان منفی، میگوید چرا غمها اینقدر زیاد است!؟ چرا من باید این همه غم داشته باشم!؟ چرا نمیتوانم این غمها را کم کنم؟! غم، غم،غم… این سئوالها فقط شما را ناامیدانه بر سر جسد غمها نگه میدارد و نمیگذارد به زندگی با مثبتها برسید. ولی اگر بپرسید خدایا چرا من این همه خوشبختم؟! چرا این همه زیبایی می آفرینم؟! چرا من این همه میتوانم شادی داشته باشم؟! روز به روز بر شادیهای شما افزوده خواهد شد .

خوشبختی همینجاست ، منبع : ashpazi.org

زندگی را ساده کنیم

بسم الله الرحمن الرحیم

شاید زندگی؛ گاهی پیچیده باشد ؛ ما آن را پیچیده تر نکنیم…قوانین روانشناسی کمال ساده است.هر کاری را درست در زمان خودش ؛ انجام دهید…از پیچیدگی موضوع؛ کاسته خواهد شد !
. .کسی را دوست دارید ؛ دست کم در رفتارتان نشان دهید…
.کسی را دوست ندارید ؛ باز هم در رفتارتان نشان دهید…

با آدمهایی معاشرت نکنید که به شما احساس گناه می دهند… چیزی را نمی فهمید؛ بپرسید !
از زندگی خود ؛ راضی نیستید : کم کم شروع به تغییر آن کنید!
.
گاه تغییر از امور ساده ای شروع می شود.حتی ساده تر از عوض کردن مدل مو یا لباس..شما آدم دیروز نیستید..آدم امروزید..قرار نیست هرگز تغییر نکنید…
. .پس امروز شما باید با دیروز ؛ فرق کند..امروز کلمه ای یاد بگیرید.کتابی ورق بزنید.فیلمی ببینید..به کسی زنگ بزنید..و اگر می توانید کسی یا چیزی را دوست بدارید!….
. .
آدمهای طعنه زن و موج منفی را از اطرافتان دور کنید…. از آدمهای پر توقع دوری کنید.خواسته های آنها تمامی ندارد.آدمهای همیشهغمگین ؛ زندگی را سرد و دلمرده می کنند.از آنها دوری کنید.حتی اگر دوست شما باشند….
.
زندگی ؛ فرصت عزیز یگانه ای است..زندگی کنید.لطفا پیچیده اش نکنید!

زندگی را ساده کنیم ، منبع : ashpazi.org

نقش مدیریت زمان در زندگی

بسم الله الرحمن الرحیم

اهمیت مدیریت زمان در زندگی

این سوالیست که همیشه در ذهن انسان وجود دارد.زمان تنها دارایی مشترک بین انسانهاست که عده ای به درستی از آن بهره می برند و در ثانیه ها، موفقیت خودشان را مشاهده می کنند ولی برای عده ای، گذر روزها ماهها و سالها، ارزشی ندارد.

به گفته لینسون یکی از بزرگترین نظریه پردازان علم روان، معمولا در اواخر دوره میانسالی، افراد ارزیابی مجددی از زندگی خود دارند تا بتوانند برآوردی میان آنچه بدست آورده اند و آنچه به دنبالش بوده اند داشته باشند که به آن مرحله رکود در برابر سازندگی گفته می شود.

شاید شنیده باشید که عده ای همیشه شکایت دارند از اینکه بیست و چهار ساعت شبانه روز زمان کمی است. روان شناسان اعتقاد دارند که در زندگی اموری قابل کنترل و اموری غیر قابل کنترل هستند. ما نمی توانیم این مدت شبانه روز را زیاد کنیم و از عهدم ما خارج است و بعبارتی غیر قابل کنترل است ولی چگونگی استفاده از این بست و چهار ساعت در کنترل ماست و با یک برنامه مدیریت زمان می توانیم به بهترین صورت از زمان بهره برداری کنیم.

مدیریت کردن زمان و وقت

از جمله افرادی که در زندگی خودشان دچار ترس و نگرانی از آینده خود می شوند افرادی هستند که برنامه ریزی اصولی برای استفاده از زمان ندارند و این مسئله می تواند آسیب زا باشد. چه بسا ممکن است افراد به جای بالا بردن سطح عملکرد، غرق در رویاها و آرزوهایی بشوند که نرسیدن به آن جایگاه ایده آل، آنها را دچار اضطراب و افسردگی کند؛ چرا که بین خود واقعی این افراد با خود آرمانی و ایده آلی که برای خودشان تصور کرده اند فاصله زیادی وجود دارد.

شاید بتوان گفت که بخشی از روان شناسی، مدیریت زمان و نقشی که خودانگاره شما در عملکرد و رفتارتان دارد و تاثیر عزت نفس یا خودباوری را در تعیین تمام رویدادهای زندگی به ظهور می گذارد. از آنجاییکه عزت نفس در شکل گیری یک شخصیت سالم نقش دارد. سوالم را اینطور مطرح می کنم که چقدر خودتان را دوست دارید و چقدر به خودتان احترام می گذارید؟

عامل مهمی که بر عزت نفس تاثیر می گذارد و به مدیریت زمان هم ارتباط دارد تعیین ارزش ها، تلاش برای تسلط داشتن و شناخت خواسته هاست.

تفوت آرزو و خواسته این است که آرزو با ای کاش همراه است و به تنهایی منشا حرکت نیست چرا که فضایی حقیقی و انگیزه را به دنبال ندارد و یک فضای ذهنی غیر قابل دسترس است. اما خواسته، فضای حقیقی است که ما می خواهیم به آن عینیت ببخشیم و به ولقعیت تبدلش نماییم که همراه با شور و انگیزه و هدف است. در حقیقت در خواسته توانستن نهفته است.

نقش مدیریت زمان در زندگی ، منبع : ashpazi.org

نکات مهم در مصاحبه ی شغلی

بسم الله الرحمن الرحیم

1-حتما به موقع در مصاحبه شرکت نمائید،بدون تاخیر، وبرای دست یابی به این هدف حتما احتمال ترافیک و دستیابی به محل پارک خودروی خودرا در نظر گرفته و قدری زودتر به طرف محل مصاحبه حرکت نمائید و اگر زود تر به آن محل رسیدید نهایتا ده دقیقه قبل از مصاحبه به آنجا بروید نه زودتر برای اینکه چنین موضوعی رخ ندهد باید در اطراف آن محل به پارک یا مراکز خریدی رجوع نمائید ولی خیلی زود در آنجا حضور نداشته باشید.


2-حتما ظاهر مناسبی (پوشش و ظاهری آراسته) در زمان مصاحبه داشته باشید.


3-در صورتی که سازمان مورد نظر دارای وب سایت می باشد حتما قبل از مصاحبه درباره شرکت مورد نظر اطلاعات لازم را به دست آورید.


4-در هنگام مصاحبه شغلی به هیچ عنوان استرس نداشته باشید و با لبخند با شخص مصاحبه گر صحبت نمائید.


5-هرگز خود را کوچکتر و بزرگتر از آنچه هستید معرفی ننمائید زیرا اگر بتوانید خود را بزرگتر از آنچه هستید معرفی نمائید و با فریب بتوانید شغل مورد نظر را به دست آورید، به احتمال زیاد آن شغل را از دست خواهید داد و موجب آسیب روحی به شما می شود.

نکات مهم در مصاحبه ی شغلی
6-حتما در زمان مصاحبه درباره انتظارات سازمان از خودتان سوال بپرسید. یادتان باشد که مصاحبه رفتاری دو جانبه می باشد و شما هم حق دارید اطلاعات مورد نیاز خود را به دست آورید، البته برخی از سوالات در جلسه نخست مصاحبه شغلی حرفه ای مجاز نمی باشد مانند:آیا اضافه کاری روتین به کارمندان تعلق می گیرد؟آیا امکانات رفاهی خاصی برای پرسنل دیده شده است؟آیا نهار در شرکت سرو می شود …
7-شما می توانید مقداری در باره روحیه خود در مصاحبه صحبت نمائید به عنوان مثال “من علاقه مند به کارگروهی می باشم” ولی لزومی ندارد درباره مواردی که دوستانتان آنها را دوست دارند ولی در محیط اداری خاصیت منفی دارد صحبت نمائید مثلا”من زمان زیادی را به دوستانم اختصاص می دهم”
8-اگر فرد مصاحبه کننده اقدام به شوخی با شما نمود هرگز نباید آن شوخی را ادامه دهید بلکه با لبخندی پذیرای شوخی و مزاح ایشان باشید.
9-در صورتی که علاقه مندی یا اعتقادات خاصی دارید که ممکن است برای برخی از افراد حساسیت ایجاد نماید در مصاحبه شغلی در آن مورد گفتگو ننمائید.مواردی مانند علاقه به تیم خاص ورزشی، مسائل دینی، مسائل سیاسی و…
10- به صورت ظریف اگر از سازمان آنها تعریف نمائید نکته جالبی می باشد، مثلا شناخت شما از معروفیت سازمان و یا استقبال مردم از محصولات یا خدمات آنها و حتی علاقه شما به نظم سازمان و …

نکات مهم در مصاحبه ی شغلی ، منبع : ashpazi.org

مدیریت صحیح کسب و کار

بسم الله الرحمن الرحیم

مدیریت صحیح کسب و کار :

موفقيت هر کسب و کار رابطه نزديکى با چگونگى صحيح کنترل کردن امور آن را دارد: در واقع مديريت صحيح کسب و کار موجب رشد آن ميشود.بین دو مفهوم «کارآفرینی» و «مدیریت کسب و کار» تفاوت چندان و یا مشخص نمی­توان قائل شد و این دو مفهوم را به طور مستقل از هم بررسی کرد. معیار تعریف کسب و کار در کشورهای مختلف بر حسب شرایط و نیازهای هر کشور متفاوت می­باشد.و لی اغلب بر اساس تعداد کارکنان یا میزان درآمدهای سالیانه تعریف می­شوند؛ «کمیته توسعه اقتصادی آمریکا، کسب و کار را چنین تعریف می­نماید» کسب و کار باید حداقل دو شرط از چهار شرط: 1- مدیریت مستقل 2- تأمین سرمایه از طریق یک نفر یا جمع محدود از افراد 3- انجام فعالیت­ها به صورت عملی 4- کوچک بودن در برابر بزرگترین رقیب باشد.

تعریف کارآفرینی:

کارآفرینی فرآیند شناخت فرصتهایی است که برای آنها بازار وجود دارد و پذیرش ریسک برای ایجاد سازمان در جهت ارضای نیاز می­باشد. در حالیکه مدیریت کسب و کار کوچک، فرآیند مداوم تصاحب و اداره یک کسب و کار ثبات یافته است.

درباره مدیریت:

مدیریت توانایی انجام دادن کار با کمک دیگران است.مدیریت،علم و هنر به کارگیری اصول برنامه ریزی، سازماندهی ،ارتباطات ،هدایت و کنترل امکانات و فعالیتهای افراد برای رسیدن به هدفهای خاص موسسه است.مديريت کسب و کار را نبايد صرفا يک عمل آکادميک محسوب کرد. مديريت واقعى در بر گيرنده هدايت قوى، رفتار مثبت، دانش کسب و کار و مهارتهاى مناسب فردى است. مديریت در حقيقت هدايت افراد، تاثير گذارى بر کار و تصميم گيرى  بموقع و صحيح است و مهارتهاى مديريتى را به مرور زمان ميبايست کسب کرد و به بيان ديگر کسب مهارتهاى مديريتى در واقع همانند سپرده گذارى در بانک مى باشد.

ارتباط کارآفرینی و مدیریت کسب و کار:

کارآفرینان منابع را از جایی که بهره­وری پایین دارد به جایی که بهره­وری بالایی دارد منتقل می­کنند و این یکی از عوامل موفقیت آنها به شمار می­رود زیرا تخصیص مناسب ابزار، تجهیزات، پول، مواد خام و نیروی انسانی سبب رشد و نمو سازمان می­شود اما این امکانپذیر نیست مگر اینکه کارآفرین بتواند مهارت­ها، توانایی­ها و خصوصیات فردی و جمعی را در راستای اهداف سازمان بکار گیرد و هدایت گری دیگران را عهده­دار می­شود و اینها همه از وظایف و فعالیت مدیریت کسب و کار
می­باشد.

وظایف و فعالیت­های مدیریت:

 

صاحب نظران مدیریت معتقدند هر سازمان اجتماعی (دولتی، صنعتی، بازرگانی، خدماتی، فرهنگی، آموزشی و مذهبی، نظامی و سیاسی) که توسط افراد انسانی اداره می­شود، باید وظایف مدیریتی را عهده­دار باشند. وظایف مدیریت به پنج وظیفه مهم خلاصه می­شود:

الف. برنامه­ریزی،

ب. سازمان­دهی،

ج. استخدام

د. هدایت

هـ. کنترل

الف) برنامه­ریزی: یکی از وظایف مدیریت برنامه­ریزی باشد که انجام آن باید با در نظر گرفتن سایر وظایف مدیریت یعنی سازماندهی، استخدام، هدایت و کنترل انجام پذیرد.

اجزای صحیح دیگر وظایف مدیرین مانند سازماندهی، استخدام، هدایت و کنترل و بسیج منابع نیز بستگی به برنامه­ریزی دارد.

برنامه­ریزی در مدیریت؛ همراه قبل از سازماندهی انجام می­شود و شامل شناخت هدف و تعیین هدفها، منابع ­و پیش داشته­های محیطی و همچنین سایت­های اساسی و کلی، رویه­ها و روش­های چگونگی انجام کار می­باشد.

برنامه­ریزی ممکن است بلند مدت، میان مدت و یا کوتاه مدت باشد و راجع به مسایل مالی، بازاریابی نیروی انسانی، مسایل تولید و فروش باشد.

  ادامه ی مطلب